سه روایت از روزهای سخت نوجوانان پس از اصلاح و تربیت
دیگر دیوار و میله دورشان نیست. می‌گویند آزاد شده‌اند، اما در واقع رها نشده‌اند.
پوران پوریایی قربانی اسیدپاشی، پس از 5 سال سکوت خود را شکست
5 سال پیش در بم به صورتش اسید پاشیدند طوری که چشم‌هایش به هم دوخته شد.
پای شالیکاران در گِل مانده است
کمتر از 20 روز دیگر فصل نشا شروع می‌شود.
چرا یک معلول باید به دادگاه برود؟
تصور می‌کنند افراد دارای معلولیت همه بی‌گناهند و نمی‌توانند مرتکب جرمی شوند، کسی هم دلش نمی‌آید علیه‌شان جرمی مرتکب شود.
منوی افطار با چنجه کوهان و لابستر
در تنوع از هم پیشی می‌گیرند. هرکه منوی پر و پیمان‌تری داشته باشد، لابد در جذب مشتری از بقیه جلوتر است. این وسط بعضی‌ها دیگر واقعاً متنوع‌اند.
بازخوانی وضعیت معیشتی لا‌به‌لای آگهی‌ها
پذیرایی از مراسم عروسی یا هر مراسم دیگری را رایگان انجام می‌دهم. منزل و محل کار شما را رایگان نظافت می‌کنم. راننده رایگان شما می‌شوم. نگهداری رایگان بیمار و سالمند. کمک رایگان به افراد ناتوان برای خرید کردن و انجام امور منزل. کارهای فنی منزل شما را رایگان انجام می‌دهم.
۱۰ هزار تومان داری باهم کتابخانه بسازیم؟
۱۰ هزار تومان‌داری با هم کتابخانه بسازیم؟!» سؤال عجیبی است، نه؟! با ۱۰ هزار تومان مگر می‌شود کتابخانه ساخت؟
امید به شهر خسته باز می‌گردد؟
هر روز می‌آیند و در قهوه‌خانه کوچک قدیمی دور هم جمع می‌شوند و میان گپ و گفت شان گاهی چشم می‌دوزند به کارخانه که از آن فقط دیواری بلند باقی مانده که گوشه سمت راستش با اسپری مشکی نوشته‌اند: «نساجی مازندران»
به مناسبت 7 مه، روز جهانی کودکان متأثر از اچ .آی .وی مثبت
هیچ وقت نمی‌تواند روزی را که خواهرش با خشم تمام دختر سه ساله‌اش را از پسر پنج ساله او دور کرد، فراموش کند.
چرا کتابفروشی‌ها کباب‌فروشی می‌شوند؟
چند وقت پیش بود که تصویری در فضای مجازی دست به‌ دست شد که آه از نهاد خیلی‌ها برآورد. تصویر، یک کبابی را نشان می‌داد که هنوز تابلوی کسب و کار قبلی از سردرش جابه‌جا نشده بود؛ تابلویی که نشان می‌داد مغازه قبلاً به نشر و کتابفروشی اختصاص داشته است.
بعدی 3 4 5 6 قبلی