نمایشگاهی برای ترمیم زخم‌های روحی قربانیان اسیدپاشی؛هویت بی‌چهره
«برای من امروز دوباره همه چیز تازه شد، تکه تکه شدنم. برای من امروز همه چیز تکرارشد، داغ سوختنم. سوختن من، سهیلا، زیور، مریم، فاطمه، معصومه، آمنه، رعنا و محسن و... کاش روزی تمام می‌شد این نام بردن‌ها.» مرضیه ابراهیمی، قربانی اسیدپاشی درحالی که مقابل تابلوی صورت خودش در نمایشگاه هویت ایستاده، این حرف‌ها را بر زبان می‌آورد. نمایشگاهی که به همت انجمن حمایت از قربانیان اسید پاشی در هفته جاری برگزار شد و تا پایان هفته نیز ادامه دارد.
گندم سبز کنیم یا هسته پرتقال؟
پویش‌های مجازی که دم عید راه می‌افتد
تا شب عید هرچه بتوانند می‌فروشند و آنچه باقی می‌ماند یکراست روانه سطل زباله می‌‌شود. سرنوشت سبزه‌های به فروش نرفته همین است.
گزارش/ زمانی برای یک تصمیم
ازدواج خواهر کوچکتر ناهید برای همیشه در ذهنش مانده، به خاطر اتفاق‌هایی که قبل و بعدش برایش افتاد. یک روز که از دانشگاه به خانه برگشته بود، متوجه شد همه باهم در گوشی حرف می‌زنند.
ناشنوایان در مدرسه، بیمارستان، دادگاه و محل کار چه می‌کنند؟
وقتی کلمه بی‌صداست
هیچوقت شده بخواهی منظورت را به کسی بفهمانی اما نتوانی؟ بخواهی دکتر بروی، بیمارستان بروی و دردهایت را با پزشکت در میان بگذاری اما نتوانی؟ هیچ فکر کرده‌ای چه وضعیت دشواری است؟
6 7 قبلی