دادهگستر عصر نوین در پنج ماه نخست ۱۴۰۵ با افت قابل توجه جریان درآمدی روبهرو شده است؛ مجموع درآمد عملیاتی «هایوب» از حدود ۴۴۱ میلیارد تومان در دوره مشابه سال گذشته به ۲۸۱.۶ میلیارد تومان رسیده و بیش از ۳۶ درصد کاهش یافته است. مرداد نیز نتوانسته مسیر را تغییر دهد و درآمد ماهانه شرکت حدود ۲۵ درصد پایینتر از مرداد پارسال ثبت شده است. این عقبنشینی در شرایطی اتفاق افتاده که هایوب سال مالی ۱۴۰۴ را با زیان خالص به پایان رسانده، مجمع سود نقدی تقسیم نکرده و زیان انباشته شرکت در پایان آن سال بیش از ۳۷۵ میلیارد تومان بوده است. اکنون سؤال اصلی برای سهامداران این نیست که اینترنت پهنباند همچنان برای شرکت درآمد میسازد یا خیر؛ مسئله این است که چرا سایر موتورهای درآمدی هایوب به اندازهای کوچک شدهاند که رشد بخش خردهفروشی نتوانسته افت کل شرکت را جبران کند.
ذوبآهن اصفهان نیمه نخست ۱۴۰۵ را با بیش از ۳۵.۲ همت درآمد و رشد نزدیک به ۱۷ درصدی نسبت به دوره مشابه پشت سر گذاشته، اما آخرین ماه تابستان یک هشدار متفاوت در خود دارد؛ درآمد شهریور «ذوب» به حدود ۶.۷۴ همت رسیده و ۱۱.۵ درصد کمتر از شهریور سال گذشته بوده است، در حالی که فروش صادراتی ماه از حدود ۳.۲ همت به نزدیک ۱.۶۹ همت کاهش یافته و تقریباً نصف شده است. بازار داخل، بهویژه تیرآهن و میلگرد، اجازه نداده افت صادرات به سقوط بزرگتری در درآمد شرکت تبدیل شود، اما وابستگی بیشتر به فروش داخلی یک سؤال مهم را مقابل سهامداران قرار داده است: ذوبآهن میتواند رشد ۱۷ درصدی ششماهه را بدون بازگشت صادرات به سطوح قبلی حفظ کند؟
تازهترین عملکرد ایرانخودرو در پایان نیمه نخست ۱۴۰۵ دو تصویر کاملاً متفاوت از بزرگترین خودروساز بورسی کشور ارائه میدهد؛ مبلغ فروش شرکت به بیش از ۳۲۸ همت رسیده و نسبت به دوره مشابه حدود ۵۵ درصد افزایش یافته، اما تیراژ تولید همزمان ۲۲.۷ درصد پایین آمده و مجموع تولید ششماهه به حدود ۲۰۴ هزار و ۶۰۰ دستگاه محدود شده است؛ یعنی ایرانخودرو در شش ماه بیش از ۶۰ هزار خودرو کمتر از دوره مشابه تولید کرده است. شهریور با فروش ۸۳.۴ همتی رکورد تازهای برای درآمد ماهانه ساخت، اما سؤال اصلی سهامداران از جایی آغاز میشود که «پول بیشتر» کنار «خودروی کمتر» قرار میگیرد: آیا افزایش قیمت توانسته فقط افت تیراژ را از صورت فروش پنهان کند یا ایرانخودرو واقعاً به سمت اقتصادی حرکت میکند که در آن فروش بالاتر سرانجام به سودآوری پایدار نیز منتهی شود؟
پتروشیمی پردیس سال مالی ۱۴۰۵ را با بیش از ۸۶.۶ همت درآمد و رشد ۴۴.۳ درصدی فروش ریالی به پایان رسانده، اما زیر این رقم بزرگ، تقریباً تمام شاخصهای اصلی مقداری در جهت دیگری حرکت کردهاند؛ تولید بیش از ۱.۵ میلیون تن کاهش یافته، مقدار فروش حدود ۵۶۳ هزار تن پایین آمده، دریافت گاز طبیعی ۲۹.۲ درصد کمتر شده و منابع ارزی شرکت از حدود ۶۹۲.۶ میلیون دلار به ۵۵۵.۷ میلیون دلار رسیده است. شهریور نیز برای «شپدیس» ماه ضعیفی بوده؛ تولید نسبت به مرداد ۳۲ درصد، مقدار فروش ۶۵ درصد و درآمد نزدیک به ۶۸ درصد افت کرده و هیچ فروش صادراتی برای ماه ثبت نشده است. بنابراین سؤال اصلی دیگر این نیست که پردیس چگونه به درآمد ۸۶ همتی رسیده؛ افزایش نرخ فروش بخش مهمی از پاسخ است. مسئله مهمتر این است که یکی از بزرگترین اورهسازان کشور چه زمانی میتواند خوراک، تولید، فروش و منابع ارزی خود را به مقیاس سال قبل بازگرداند؟
پتروشیمی مارون در نیمه نخست ۱۴۰۵ بیش از ۵۷ همت درآمد ساخته و فروش ریالی خود را حدود ۶۱ درصد افزایش داده است، اما پشت این جهش، مسیر شاخصهای مقداری کاملاً متفاوت است؛ تولید حدود ۲۴.۵ درصد و مقدار فروش ۳۵.۶ درصد کاهش یافته، فروش صادراتی از نظر تناژ بیش از ۵۲ درصد پایین آمده و حجم کل مواد اولیه دریافتی نیز حدود ۳۴.۶ درصد کمتر شده است. مهمتر از همه اینکه مارون با وجود دریافت مواد اولیه کمتر، حدود ۲۸.۱ همت برای خرید آنها هزینه کرده؛ رقمی که در دوره مشابه فقط حدود ۱۲.۱ همت بود و از جهش ۱۳۲ درصدی حکایت دارد. افزایش نرخ محصولات فعلاً توانسته این فشار را در رقم درآمد پنهان کند، اما برای سهامدار سؤال اصلی این است که وقتی هزینه مواد اولیه بسیار سریعتر از درآمد رشد میکند، چه مقدار از این فروش ۵۷ همتی در نهایت به حاشیه سود تبدیل خواهد شد؟
اختلاف میان سرمایهگذاری دارویی تأمین و داروسازی دانا بر سر سود سهام سه سال مالی سرانجام از مکاتبه و پیگیری داخلی عبور کرد و به هیئت داوری بازار سرمایه رسید؛ پروندهای که اصل مطالبات مطرحشده در آن برای سود سالهای ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۳ حدود ۵۰۷.۱ میلیارد تومان بوده و خسارت تأخیر تأدیه نیز جداگانه به آن افزوده میشود. «ددانا» در واکنش اعلام کرده باقیمانده سود سال ۱۴۰۱ را طی دو ماه اخیر تسویه کرده، بخش عمده سود سال ۱۴۰۲ را پرداخته و برای باقیمانده نیز برنامه پرداخت دارد. به این ترتیب مسئله فقط رقم یک حکم نیست؛ سؤال مهمتر این است که چرا مطالبه سود سهام یک هلدینگ ۳۵ درصدی از شرکت زیرمجموعه، پس از چند سال پیگیری، به مرحله طرح دعوا و رأی هیئت داوری رسیده و این تأخیر چه تصویری از مدیریت نقدینگی داروسازی دانا ارائه میدهد؟
مؤسسه اعتباری ملل برای یکی از بزرگترین افزایش سرمایههای بازار آماده میشود؛ «وملل» پیشنهاد داده ۵۰ هزار میلیارد تومان به سرمایه فعلی ۲ همتی خود اضافه کند تا سرمایه ثبتشده در صورت اخذ همه مجوزها به ۵۲ همت برسد؛ یعنی سرمایه مؤسسه حدود ۲۶ برابر شود. تمام منابع این افزایش سرمایه قرار است از آورده نقدی و مطالبات حالشده سهامداران تأمین شود و خود مؤسسه «تقویت بنیه سرمایهای، اصلاح ساختار مالی و بهبود نسبتهای نظارتی» را از اهداف آن اعلام کرده است. بزرگی این افزایش سرمایه زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که کنار عملکرد مالی اخیر ملل قرار گیرد؛ مؤسسه در نیمه نخست ۱۴۰۵ حدود ۱۷ همت سود سپرده پرداخت کرده، در سال ۱۴۰۴ همچنان زیان خالص داشته و طی هفتههای اخیر نیز بخش بزرگی از املاک و سرمایهگذاریهای مازاد خود را وارد فرآیند واگذاری کرده است. حالا سؤال اصلی این است که ورود ۵۰ همت سرمایه تازه تا چه اندازه میتواند ساختار مالی وملل را تغییر دهد و سهامداران برای اجرای یکی از سنگینترین برنامههای ترمیم سرمایه در شبکه اعتباری با چه معادلهای روبهرو هستند؟
عملکرد ششماهه پتروشیمی بوعلیسینا یک شکاف بزرگ میان ریال و واقعیت فیزیکی عملیات را نشان میدهد؛ درآمد «بوعلی» با رشد ۳۷ درصدی از ۶۳ همت عبور کرده، اما همزمان تولید حدود ۴۷ درصد، مقدار فروش ۵۵.۶ درصد و خوراک مجتمع نزدیک ۴۴ درصد کاهش یافته است. مهمتر اینکه سهم صادرات از ۴۴.۵ درصد حجم فروش در دوره مشابه به فقط ۱۵.۱ درصد رسیده و در شهریور تقریباً تمام درآمد شرکت از بازار داخلی ساخته شده است. این اعداد یک سؤال اساسی را مقابل سهامداران قرار میدهد: پتروشیمی بوعلی چگونه با تقریباً نصف تولید و فروش، پول بیشتری ساخته و اگر رشد نرخ محصولات نتواند با همین قدرت ادامه پیدا کند، کاهش خوراک و عقبنشینی صادرات چه اثری بر عملکرد نیمه دوم خواهد گذاشت؟
شهریور پتروشیمی امیرکبیر در ظاهر ماه بازگشت درآمد بود؛ «شکبیر» بیش از ۷.۲ همت فروش ثبت کرد و درآمدش نسبت به شهریور سال گذشته ۲۷ درصد افزایش یافت، اما پشت این رشد یک عدد مهمتر قرار دارد: مقدار فروش شرکت هنوز حدود ۵۳ درصد کمتر از مدت مشابه سال قبل است. افزایش شدید نرخ پلیاتیلنها توانسته افت حجم را در رقم ریالی فروش بپوشاند و بیش از ۹۹ درصد درآمد شهریور نیز از همین خانواده محصولات ساخته شده است. در چنین شرایطی سؤال اصلی برای سهامداران دیگر فقط رقم فروش ماهانه نیست؛ باید دید پتروشیمی امیرکبیر که هنوز با حجم بسیار کمتری نسبت به سال گذشته محصول میفروشد، تا چه اندازه میتواند برای حفظ درآمد خود به نرخهای بالای پلیاتیلن و بازار داخلی متکی بماند.
صورت عملکرد ششماهه لبنیات کالبر یک افت سنگین را مقابل سهامداران «غالبر» قرار داده است؛ درآمد تجمیعی شرکت از حدود ۳۰۲ میلیارد تومان در نیمه نخست سال گذشته به کمتر از ۹۹ میلیارد تومان رسیده و بیش از ۶۷ درصد کاهش یافته است. شهریور اگرچه نسبت به ماه مشابه سال قبل اندکی بهتر بوده و حدود ۲۰ میلیارد تومان فروش ساخته، اما این بهبود محدود هنوز نتوانسته شکاف بیش از ۲۰۳ میلیارد تومانی ایجادشده در درآمد ششماهه را جبران کند. در همین دوره، غالبر فرآیند واگذاری ۵۴ درصد سهام شرکت آرپی نصر خمین را نیز با هدف اعلامشده تأمین نقدینگی در دستور کار قرار داده است؛ دو اتفاقی که در کنار یکدیگر این سؤال را ایجاد میکنند که لبنیات کالبر با افت شدید درآمد عملیاتی وارد نیمه دوم سال شده و برای بازگرداندن فروش و تقویت جریان نقد چه برنامهای خواهد داشت؟