پشت درآمد ۵۷ همتی مارون چه خبر است؟ خوراک کمتر شد اما هزینه مواد اولیه ۱۳۲ درصد بالا رفت
عملکرد ششماهه پتروشیمی مارون نمونه روشنی از فاصلهای است که میتواند میان رشد ریالی و رشد واقعی یک شرکت تولیدی ایجاد شود. درآمد از حدود ۳۵.۶ همت در نیمه نخست سال گذشته به بیش از ۵۷.۳ همت رسیده و نزدیک به ۶۱ درصد افزایش یافته است، اما شرکت برای ساخت این درآمد نه محصول بیشتری تولید کرده و نه مقدار بیشتری فروخته است. مجموع فروش از حدود ۸۴۱ هزار و ۶۲۲ تن به ۵۴۲ هزار و ۱۳۶ تن کاهش یافته و تولید نیز از بیش از ۲.۱۲ میلیون تن به حدود ۱.۶ میلیون تن رسیده است. در نتیجه، رشد درآمد مارون بیش از آنکه حاصل توسعه حجم فعالیت باشد، به افزایش نرخ فروش محصولات و تغییر ترکیب سبد فروش متکی بوده است؛ عاملی که توانسته کاهش نزدیک به ۳۰۰ هزار تنی مقدار فروش را از صورت درآمد پنهان کند.
مارون ۳۰۰ هزار تن کمتر فروخت
مقدار فروش ششماهه مارون حدود ۳۵.۶ درصد پایین آمده است. شرکت در دوره مشابه سال قبل بیش از ۸۴۱ هزار تن محصول فروخته بود، اما در نیمه نخست امسال این عدد به حدود ۵۴۲ هزار تن رسیده است. یعنی تقریباً ۲۹۹ هزار تن از حجم فروش دوره مشابه حذف شده، در حالی که مبلغ درآمد نهتنها کاهش پیدا نکرده بلکه بیش از ۲۱ همت افزایش یافته است.
این شکاف نشان میدهد وزن نرخ فروش در عملکرد امسال بسیار بزرگ شده است. نمونه روشن آن پلیپروپیلن است؛ مقدار فروش این محصول در نیمه نخست حدود ۲۰.۵ درصد کاهش داشته، اما نرخ فروش آن از محدوده ۷۹.۵ میلیون تومان به ازای هر تن به حدود ۲۰۹ میلیون تومان رسیده و بیش از ۱۶۰ درصد افزایش یافته است. در چنین شرایطی شرکت میتواند حتی با حجم پایینتر، مبلغ فروش بسیار بزرگتری شناسایی کند.
این وضعیت از نظر مالی لزوماً منفی نیست. اگر افزایش نرخ محصول بیشتر از رشد بهای تمامشده باشد، کاهش حجم میتواند با حاشیه بالاتر هر تن جبران شود. مسئله مارون اما در سمت دیگر صورت عملکرد قرار دارد؛ هزینه مواد اولیه نیز جهش بسیار بزرگی داشته و همین موضوع اجازه نمیدهد رشد درآمد بدون بررسی بهای تمامشده بهعنوان رشد سودآوری تفسیر شود.
تولید مارون هم ۲۴.۵ درصد پایین آمد
کاهش فروش تنها تغییر مقداری شرکت نیست. مجموع تولید ششماهه از بیش از ۲.۱۲ میلیون تن در دوره مشابه به حدود ۱.۶ میلیون تن کاهش یافته و افتی نزدیک به ۲۴.۵ درصد ثبت کرده است. بنابراین مارون در نیمه نخست با مقیاس عملیاتی کوچکتری نسبت به سال گذشته فعالیت کرده است.
افت تولید البته از کاهش فروش کمتر بوده و همین فاصله نشان میدهد بخشی از محصولات تولیدشده هنوز به فروش تبدیل نشده یا ترکیب تولید و فروش نسبت به سال قبل تغییر کرده است. برای تعیین دقیق اثر این اختلاف باید موجودی محصولات شرکت نیز بررسی شود، اما در سطح عملیاتی روشن است که افزایش ۶۱ درصدی درآمد با افزایش ظرفیت تولید همراه نبوده است.
برای تحلیل نیمه دوم، بازگشت تولید اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اتکای صرف به رشد نرخها شرکت را نسبت به تغییر قیمت محصولات حساستر میکند. هرچه تولید و فروش به سطح سال قبل نزدیکتر شوند، درآمد مارون کمتر به ادامه جهشهای قیمتی وابسته خواهد بود.
خوراک اصلی ۲۷ درصد کمتر رسید
در سمت ورودی مجتمع نیز افت قابل توجهی دیده میشود. مقدار دریافت خوراک «اتان و بالاتر» در ششماهه از حدود ۹۵۹ هزار و ۶۳۷ تن به ۶۹۸ هزار و ۶۲۹ تن رسیده و ۲۷.۲ درصد کاهش یافته است. با احتساب مجموع مواد اولیه، کاهش حجم دریافتی به حدود ۳۴.۶ درصد میرسد.
ارتباط میان کاهش خوراک و افت تولید برای یک مجتمع پتروشیمی اهمیت مستقیمی دارد. وقتی حجم مواد اولیه ورودی کاهش پیدا میکند، ظرفیت تولید محصولات پاییندستی نیز محدود میشود و شرکت برای بازیابی مقدار تولید ابتدا باید جریان خوراک پایدارتر و بزرگتری در اختیار داشته باشد.
با این حال، مسئله مهمتر مارون فقط کاهش تناژ خوراک نیست؛ قیمت همان خوراک و مواد اولیهای است که دریافت شده است.
مواد اولیه کمتر؛ ۱۶ همت هزینه بیشتر
ارزش خرید مواد اولیه مارون در ششماهه نخست سال قبل حدود ۱۲.۰۹ همت بود. همین عدد در نیمه نخست امسال به حدود ۲۸.۱۰ همت رسیده است. به بیان دیگر، شرکت با وجود آنکه از نظر مقداری حدود یکسوم مواد اولیه کمتری دریافت کرده، بیش از ۱۶ همت پول بیشتری برای خرید مواد اولیه پرداخته است.
افزایش ۱۳۲ درصدی هزینه خرید مواد اولیه در برابر رشد حدود ۶۱ درصدی درآمد، یکی از مهمترین اعداد گزارش مارون است. این مقایسه بهتنهایی ثابت نمیکند حاشیه سود شرکت کاهش یافته است، زیرا ترکیب مواد اولیه، موجودی ابتدای دوره، زمان خرید و نرخ محصولات فروختهشده نیز در نتیجه مالی اثر دارند؛ اما به روشنی نشان میدهد فشار هزینه بسیار سریعتر از درآمد در سمت مواد اولیه حرکت کرده است.
به همین دلیل تعیین کیفیت درآمد ۵۷ همتی مارون بدون صورت سود و زیان امکانپذیر نیست. حاشیه سود ناخالص باید نشان دهد افزایش قیمت محصولات توانسته جهش هزینه مواد اولیه را تا چه اندازه جذب کند.
شهریور همان معادله را دوباره تکرار کرد
عملکرد شهریور نشان میدهد این واگرایی فقط محصول اعداد تجمعی ششماهه نیست. مارون در این ماه حدود ۱۸۵ هزار و ۹۰۷ تن مواد اولیه دریافت کرده که نسبت به شهریور سال قبل حدود ۷.۸ درصد کمتر بوده است، اما ارزش خرید همین مواد اولیه از حدود ۳.۷۹ همت به ۷.۱۴ همت رسیده و نزدیک به ۸۹ درصد افزایش یافته است.
خوراک اصلی «اتان و بالاتر» نیز از حدود ۱۷۴ هزار تن در شهریور سال گذشته به نزدیک ۱۵۶ هزار تن کاهش پیدا کرده است. بنابراین شرکت در همان ماهی که یکی از بالاترین درآمدهای خود را ثبت کرده، همچنان از نظر ورودی خوراک پایینتر از دوره مشابه فعالیت کرده و برای مواد اولیه پول بهمراتب بیشتری پرداخته است.
این اتفاق سبب میشود رکورد درآمد شهریور به تنهایی معیار کافی برای قضاوت درباره کیفیت عملکرد شرکت نباشد. مارون درآمد بسیار بزرگی ساخته، اما هزینه ساخت محصول نیز تغییر کرده و باید دو سمت معادله همزمان دیده شوند.
۱۵.۵ همت درآمد با فروش مقداری کمتر
مارون در شهریور حدود ۱۵.۴۸ همت درآمد ثبت کرده که نسبت به شهریور سال قبل بیش از دو برابر شده است. در مقابل، مقدار فروش نسبت به مدت مشابه حدود ۲۹ درصد کاهش داشته است. تولید و فروش نسبت به مرداد نیز تغییر چشمگیری نداشتهاند، اما درآمد حدود ۲۰ درصد افزایش یافته است.
بنابراین جهش درآمد شهریور بیش از افزایش حجم، از نرخ محصولات ناشی شده است. نرخ داخلی پلیپروپیلن به حدود ۲۲۹ میلیون تومان برای هر تن رسیده، در حالی که شهریور سال گذشته این محصول در محدوده ۸۷ میلیون تومان فروخته میشد. اتیلن نیز از حدود ۳۸.۸ میلیون تومان به بیش از ۱۰۳ میلیون تومان در هر تن رسیده است.
افزایش قیمتها توانسته افت حجم را بهطور کامل جبران کند، اما در همان ماه هزینه تأمین مواد اولیه نیز ۸۹ درصد بالا رفته است. این همان نقطهای است که تحلیل باید از «درآمد» عبور کند و به «حاشیه» برسد.
پلیپروپیلن موتور اصلی درآمد مارون شد
پلیپروپیلن در شهریور حدود ۴.۵۹ همت درآمد برای مارون ساخته و بزرگترین محصول شرکت از منظر مبلغ فروش بوده است. پس از آن پلیاتیلن سنگین با حدود ۲.۹۵ همت، اتیلن با نزدیک به ۲.۶۹ همت و منواتیلن گلایکول با حدود ۱.۷۶ همت قرار گرفتهاند.
این تنوع محصول تفاوت مهمی میان مارون و برخی پتروشیمیهای تکمحصولی ایجاد میکند. شرکت برای درآمد خود تنها به یک محصول متکی نیست و تغییر ترکیب سبد میتواند بخشی از نوسان بازار را جذب کند. با این حال، افزایش نرخ چند محصول کلیدی بهصورت همزمان نقش بزرگی در رشد درآمد امسال داشته و تداوم این مزیت به شرایط بازار محصولات پتروشیمی وابسته خواهد بود.
اگر نرخها در نیمه دوم تثبیت یا کاهش پیدا کنند، افزایش حجم تولید و فروش اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد؛ زیرا دیگر نمیتوان انتظار داشت رشد شدید قیمت هر بار افت مقدار را به همان اندازه جبران کند.
صادرات مارون بیش از نصف شد
یکی دیگر از سیگنالهای مهم عملکرد ششماهه در فروش خارجی دیده میشود. مقدار فروش صادراتی مارون از حدود ۱۵۰ هزار و ۴۴۲ تن به نزدیک ۷۲ هزار و ۵۷ تن رسیده و حدود ۵۲.۱ درصد کاهش یافته است. کاهش صادرات بنابراین شدیدتر از افت کل فروش شرکت بوده است.
در نتیجه سهم صادرات از کل حجم فروش نیز از حدود ۱۷.۹ درصد در دوره مشابه به ۱۳.۳ درصد رسیده است. از منظر درآمد نیز سهم بازار خارجی از حدود ۲۰.۵ درصد به ۱۳.۹ درصد کاهش پیدا کرده است.
این تغییر به معنای نامناسب بودن فروش داخلی یا از دست رفتن قطعی بازار صادراتی نیست؛ ممکن است ترکیب نرخها و شرایط بازار داخل برای شرکت جذابتر بوده باشد. اما کاهش بیش از نصف مقدار صادرات نشان میدهد بخش خارجی کسبوکار مارون نسبت به سال قبل کوچکتر شده و بازار داخل وزن بیشتری در درآمد شرکت پیدا کرده است.
بازار داخلی ۸۲ درصد درآمد شهریور را ساخت
در شهریور این تغییر ترکیب بازار کاملاً آشکار بود. شرکت حدود ۱۰۴ هزار و ۷۰۴ تن محصول در بازار داخلی فروخته که نزدیک به ۸۰ درصد کل مقدار فروش ماه را تشکیل داده است. درآمد داخلی نیز به حدود ۱۲.۷۵ همت رسیده و ۸۲.۴ درصد کل فروش ریالی شهریور را ساخته است.
در مقابل، حدود ۲۶ هزار تن محصول صادر شده و درآمد صادراتی نزدیک به ۲.۷۳ همت بوده است. پلیاتیلن سنگین با حدود ۱.۴۸ همت مهمترین محصول صادراتی ماه بوده است.
وزن بیشتر بازار داخل لزوماً یک ریسک فوری ایجاد نمیکند، اما ساختار درآمد شرکت را نسبت به سال قبل داخلیتر کرده است. اگر تقاضا و نرخهای داخلی قدرتمند باقی بمانند، این بازار میتواند همچنان موتور اصلی فروش باشد؛ در غیر این صورت افزایش دوباره صادرات میتواند برای حفظ انعطاف فروش اهمیت پیدا کند.
رشد ریالی مارون چقدر کیفیت دارد؟
پاسخ این سؤال در گزارش درآمد ماهانه بهتنهایی وجود ندارد. از یک سو شرکت ۶۱ درصد درآمد بیشتری ساخته و قیمت محصولات اصلی با جهش بزرگی همراه بوده است؛ از سوی دیگر مقدار تولید و فروش پایین آمده و ارزش خرید مواد اولیه ۱۳۲ درصد افزایش یافته است.
کیفیت رشد زمانی مشخص میشود که بدانیم به ازای هر تن محصول فروختهشده چه میزان سود ناخالص برای شرکت باقی مانده است. اگر رشد نرخ فروش سریعتر از رشد هزینه واقعی هر تن باشد، درآمد بالاتر به حاشیه سود قویتری تبدیل خواهد شد. اگر جهش مواد اولیه بخش بزرگی از افزایش قیمت محصول را مصرف کرده باشد، تفاوت میان رشد فروش و رشد سود میتواند قابل توجه باشد.
بنابراین صورت مالی ششماهه برای مارون اهمیت بیشتری از رکورد درآمد ماهانه دارد؛ آن گزارش باید نشان دهد این ۵۷ همت فروش با چه بهای تمامشدهای ایجاد شده است.
چرا هزینه خوراک اینقدر مهم شده است؟
پتروشیمی مارون در ابتدای زنجیره خود اتان و خوراکهای مرتبط را دریافت میکند و آنها را به مجموعهای از محصولات با ارزش افزوده بالاتر تبدیل میکند. سودآوری این مدل به فاصله میان ارزش محصولات نهایی و هزینه خوراک و فرآیند تولید وابسته است.
وقتی ارزش خرید مواد اولیه در شش ماه ۱۳۲ درصد افزایش مییابد، نرخ محصولات نیز باید رشد کافی داشته باشد تا این فاصله حفظ شود. گزارش فروش نشان میدهد قیمت بسیاری از محصولات رشد قابل توجهی داشته، اما اندازه دقیق اسپرد پس از احتساب انرژی، یوتیلیتی و سایر هزینهها تنها در صورتهای مالی قابل مشاهده است.
در نتیجه برای سهامدار، عدد ۲۸.۱ همتی خرید مواد اولیه شاید به همان اندازه درآمد ۵۷.۳ همتی اهمیت داشته باشد؛ زیرا یکی ورودی اصلی هزینه و دیگری خروجی اصلی درآمد را نشان میدهد.
کاهش تولید چه اثری بر هزینه هر واحد دارد؟
افت تولید علاوه بر کاهش حجم قابل فروش میتواند روی نحوه سرشکن شدن هزینههای ثابت نیز اثر داشته باشد. کارخانه همچنان استهلاک، نیروی انسانی، نگهداری و بخشی از هزینههای زیرساختی را تحمل میکند و وقتی این هزینهها روی حجم کمتری از محصول تقسیم شوند، بهای هر واحد میتواند تغییر کند.
البته درباره اندازه این اثر در مارون بدون جزئیات بهای تمامشده نمیتوان عدد مشخصی اعلام کرد. نکته تحلیلی فقط این است که افت ۲۴.۵ درصدی تولید باید همراه با تغییر هزینهها بررسی شود و نمیتوان فرض کرد تمام ساختار هزینه متناسب با تولید کاهش یافته است.
همین موضوع بررسی حاشیه سود ششماهه را ضروریتر میکند.
آیا صادرات کمتر یک انتخاب اقتصادی بوده است؟
کاهش بیش از ۵۲ درصدی فروش صادراتی میتواند علل مختلفی داشته باشد؛ از کاهش کل محصول قابل فروش گرفته تا شرایط قیمت داخلی و خارجی، محدودیتهای تجاری یا تصمیم درباره ترکیب بازار. دادههای فعلی علت نهایی را مشخص نمیکنند و بنابراین نمیتوان این تغییر را بدون سند به یک عامل خاص نسبت داد.
آنچه با اطمینان میتوان گفت این است که مارون نسبت به سال گذشته حجم بسیار کمتری صادر کرده و همزمان سهم بازار داخلی در درآمد بالا رفته است. اینکه این ترکیب جدید حاشیه سود بهتری برای شرکت ساخته یا صرفاً نتیجه کاهش ظرفیت عرضه بوده، باید از نرخها و حاشیه فروش دو بازار استخراج شود.
نیمه دوم آزمون همزمان خوراک و نرخ است
برای مارون، ادامه سال به دو متغیر اصلی وابسته است. نخست میزان خوراک و مواد اولیه؛ اگر حجم ورودی به مجتمع افزایش پیدا کند، امکان بازگشت تولید و فروش فراهم خواهد شد. دوم نرخ محصولات؛ اگر قیمتهای بالا ادامه پیدا کنند، افزایش حجم میتواند اثر بسیار قدرتمندی بر درآمد ایجاد کند.
سناریوی مطلوب برای شرکت ترکیب این دو است: خوراک بیشتر و نرخ مناسب. در مقابل، پایین ماندن خوراک همراه با اصلاح قیمت محصولات میتواند الگوی فعلی را تحت فشار قرار دهد، زیرا بخش مهمی از رشد درآمد نیمه نخست از نرخها حاصل شده است.
گزارش مهر نخستین نشانه مهم در این زمینه خواهد بود و مشخص میکند خوراک پس از کاهش شهریور چه مسیری را طی کرده است.
درآمد ۵۷ همتی مارون چه چیزی را پنهان کرده است؟
پتروشیمی مارون در نیمه نخست سال درآمد خود را حدود ۶۱ درصد افزایش داده و از ۵۷ همت عبور کرده است؛ اما در همان دوره تولید ۲۴.۵ درصد، مقدار فروش ۳۵.۶ درصد و فروش صادراتی بیش از ۵۲ درصد کاهش یافته است. مجموع مواد اولیه دریافتی نیز حدود ۳۴.۶ درصد کمتر شده، در حالی که ارزش خرید مواد اولیه از ۱۲.۱ همت به ۲۸.۱ همت رسیده و ۱۳۲ درصد افزایش پیدا کرده است.
این اعداد به معنای کاهش قطعی سودآوری مارون نیستند. افزایش شدید نرخ محصولات میتواند حتی در شرایط هزینه بالاتر، حاشیه مناسبی برای شرکت ایجاد کرده باشد و پاسخ دقیق در صورتهای مالی دیده خواهد شد. اما یک نتیجه را میتوان از عملکرد مقداری گرفت: رشد ۶۱ درصدی درآمد نتیجه افزایش واقعی حجم فعالیت نبوده است.
بنابراین سؤال اصلی برای سهامدار دیگر این نیست که مارون چگونه به درآمد ۵۷ همتی رسیده؛ افزایش نرخ محصولات بخش بزرگی از پاسخ را داده است. سؤال مهمتر این است که وقتی شرکت یکسوم مواد اولیه کمتر دریافت میکند اما برای خرید همان مواد ۱۳۲ درصد بیشتر هزینه میدهد، از جهش قیمت محصولات در نهایت چه مقدار برای حاشیه سود باقی میماند و آیا بازگشت خوراک در نیمه دوم میتواند رشد ریالی را به رشد واقعی عملیات تبدیل کند؟