حاشیه، قائدی را از استقلال جدا میکند؟

گفتند تاریخ تکرار میشود؛ همان زمانی که سکوها منصوریان را مجاب میکردند به بازیکن ریزنقش این تیم اجازه حضور به زمین را بدهد، یکبار دیگر ترسیدند از هورا کشیدنهایی که طعم تلخ عادتهای غلط قدیمی را داشت. راست میگفتند و ترسشان از سر دلسوزی بود. خیلی طول نکشید بازیکنی که قرار بود عجوبه فوتبال شود به عجوبه فضای مجازی تبدیل شد. همان قصه قدیمی را برای مهدی قائدی از نو نوشتند؛ همان داستانی که پیش از این برای بازیکنانی شبیه او نوشته بودند؛ از اعتراضش به تعویض گرفته تا تصادفی که هزاران حرف و حدیث داشت یا ماجرای مدل مویی که از او در جاکارتا چهره ویژه ساخت. در راهروهای ورزشگاههای جاکارتا بود که حمید استیلی آهی کشید و به پشت سر قائدی زد و گفت: «با این مدل مویی که گذاشتی.» بعد هم رو به اصحاب رسانه کرد و گفت: «این مد مول چند روزی است ما را بیچاره کرده باید به همه جواب پس بدهیم.» ترسیده بودند و این ترس از روی تجربه تلخ بود، به همین دلیل هم گفتند برای تشویق مهدی قائدی افراط کردید. زود و دیر بودن تشویقهای گاه و بیگاه پسر جوانی که هنوز سردی و گرمی این فوتبال را بهخوبی نچشیده بود، مقدمهای شد برای تکرار تاریخ، تکرار ماجرای بازیکنانی نظیر او که نیامده رفتند. این روزها قائدی کم محور توجه رسانهها نبوده است؛ نه بهخاطر تکنیکی که دارد بلکه برای همان اتفاقاتی که نباید میافتاد اما افتاد. قائدی این روزها محکوم است، محکوم به اشتباهاتی که بیرون از مستطیل سبز انجام داده، اما در نگاه او هیچ پشیمانی دیده نمیشود، حداقل عکسهای او در فضای مجازی بیانگر این نکته است. قائدی در کنار ملیپوشان تیم امید است، هنوز جایگاه خود را میان آنها دارد اما در میان استقلالیها چندان جایگاهی ندارد. شفر علاقهای به ماندن او ندارد. اینطور که گفته میشود او یکی از بازیکنانی است که جمع استقلالیها را ترک میکند و این سرآغاز همان ناکامی است که از آن یاد شد. خیلی زود دیر شد. البته تمام این ماجرا یک مقصر نداشت، خود قائدی مقصر اصلی این داستان است. او باید بیشتر از اینها از خودش مراقبت میکرد. او آمده بود که بماند اما این پسر جوان با توجه به قرارداد پنجسالهای که با استقلال داشت، چمدانش را زودتر از موعد برای رفتن باید ببندد.