سردار آزمون اشتباه کرد اما تندروها بی تقصیر نبودند
سردار روز گذشته در اولین و آخرین واکنش رسمی خود به اتفاقات اخیر با انتشار یک استوری خطاب با همبازیانش در تیم ملی نوشت: «درسته پیشتون نیستم ولی رفیقام که هستین. دلیلی نمیشه براتون آرزوی موفقیت نکنم. خیلیها میخوان خرابم کنن ولی این حرفا اصلا درست نیست. موفق باشین بچهها».
سردار اشتباه کرد
شرایط جنگی شرایط خاصی است. هر کنش، حرف یا موضعگیری در شرایط جنگی میتواند تبعاتی فراتر از تصور داشته باشد. این دقیقا اتفاقی است که برای سومین گلزن برتر تاریخ فوتبال ملی ایران رخ داد. انتشار یک استوری تمجیدآمیز از مقامات سیاسی امارات در شرایط عادی هیچ گونه حساسیتی به دنبال نمیداشت اما در شرایطی که ایران وسط یک جنگ تمام عیار بود، جنگی که امارات در یک راس آن قرار داشت استوری سردار آزمون واکنشهای متفاوتی را برانگیخت. از آنجایی که هیچ شکی در وفاداری سردار آزمون به خاک کشورش وجود ندارد آن استوری باید در دستهبندی اشتباه محاسباتی و سادهانگاری مناسبات قرار میگرفت. مخصوصا که ساعاتی بعد پاک شد. برای طی شدن چنین مسیری لازم بود سردار بلافاصله با یک توضیح دو خطی ماجرا را ختم به خیر کند. اینکه انتشار این استوری ذرهای از تعهد من به خاک کشورم را کم نمیکند و از اینکه باعث دلخوری و برداشتهای متفاوت شده متاسفم. نه نیازی بود که سردار به مقامات سیاسی امارات حمله کند نه ژست سوپرانقلابی بگیرد. بان این حال سکوت آزمون فضا را برای پیچیده کردن بحران باز کرد. انگار کسی هم نبود که در آن وضعیت به مهاجم تیم ملی مشورت بدهد. در همان فضا، تندروها انگار که منتظر آتو از سردار بودند تا احتمالا خشم انباشته شده از او -مشخص نیست به چه دلیل - را تخلیه کنند دست به کار شدند.
در روزهای بعد آزمون با تغییر عکس پروفایل اینستاگرامش به تصویری با پیراهن تیم ملی و انتشار یک استوری درباره شهدای میناب و بعدتر بازنشر پست علی دایی درباره تمدن ایران - در واکنش به تهدید ترامپ - سعی کرد فضا را تلطیف کند اما کافی نبود.
خشم ریشهدار تندروها از آزمون
بارها گفته و نوشته شده که کلمات وزن دارند و نباید بیدلیل دستمالی شوند. کلماتی نظیر وطنفروش، خائن، دشمن و... آنقدر بار منفی سنگینی دارند که باید مراقب بود کجا استفاده میشوند. تنها به این خاطر که استفاده مکرر و اشتباه از این کلمات باعث بیمعنا شدن آنها میشود.
بعد از استوری سردار تعدادی رسانه و چهره سیاسی چنان جوی به راه انداختند که انگار مهاجم تیم ملی، بازیکنی که سالها باعث اعتلای پرچم کشور شده و دل میلیونها ایرانی را شاد کرده مستقیما دستور حمله به کشور را صادر کرده یا شخصا پشت جنگندههایی که به خاک ایران تجاوز میکنند، نشسته است! یکی از رسانهها استوری سردار را با تیتر باورنکردنی «وطنفروشی دوباره آزمون» بازنشر داد! تیتری که دو سوال بزرگ به همراه داشت: 1-آیا واقعا بازیکن تیم ملی ایران وطنفروش است؟ و 2- وطنفروشیهای قبلی سردار چه بوده که حالا تیتر زدید وطنفروشی دوباره؟
وارد کردن نام سردار آزمون به شعارهای تجمعات شبانه، انتشار مطالب تند و تحریکآمیز به همراه تحلیلهای دمدستی فضایی را به وجود آورد که حتی کارشناسان فوتبال در مصاحبههای خود نگران نام بردن از سردار آزمون بودند.
در آن مقطع هر صدای مخالفی در هیاهو گم میشد. صداهایی که میگفت سردار اشتباه کرده ولی آیا واقعا او وطنفروش و خائن و دشمن است؟ صداهایی که تاکید میکرد ما نیازی نداریم بازیکنی که زیر پرچم خودمان هست را دودستی تقدیم دشمن کنیم. صداهایی که زمزمه میکرد: اشدا علی الکفار، رحما بینهم! صداهایی که میگفت سردار بین خود ماست و اگر اشتباهی کرده نباید تیشه به ریشه او زد. میشود به او تذکر داد، توبیخ کرد، تشر زد ولی نه اینکه او را بنشانیم کنار کسانی که در حال حمله به کشور هستند یا از تجاوز به خاک ایران دفاع میکنند. خطا و مجازات باید تناسبی با هم داشته باشد.
با این حال همان طور که گفته شد عدهای انگار که عصبانیتی بروز نداده از سردار آزمون داشتند - شاید به خاطر مواضع قدیمی او در مورد اتفاقات سیاسی، اجتماعی - خطای این بازیکن فوتبال را چنان برجسته کردند که کار به حذف او از تیم ملی و انتشار خبر توقیف اموالش انجامید.
انفعال فدراسیون، سکوت قلعهنویی و بیتفاوتی بزرگان تیم ملی
تجربه نشان داده در چنین شرایطی بعضی از بزرگان فوتبال و آدمهای صاحب اعتبار پا پیش میگذارند تا به اصطلاح با ریشسفیدی مشکل را حل کنند. مثلا در ماجرای پوشیدن پیراهنی منقش به پرچم تمام کشورهای جهان ازجمله رژیم صهیونیستی توسط مهدی مهدویکیا در یک بازی دوستانه زیر نظر فیفا که هجمه سنگینی به مهدی وارد کرد محمد دادکان وارد عمل شد و طی یک گفتوگو با روزنامه اعتماد تاکید کرد این اقدام نباید باعث شود مهدویکیا را در ردیف دشمنان قرار بدهیم.
در مورد سردار اما شاهد هیچ کنشی از سمت افراد موثر نبودیم. فدراسیون فوتبال به عنوان متولی اصلی پای خودش را از ماجرا کنار کشید. انگار نه انگار که سوژه بحث مهاحم باسابقه تیم ملی است. مدیران فدراسیون از ترس اینکه مبادا مورد حمله قرار بگیرند واکنشی نشان ندادند. امیر قلعهنویی کسی که تاکید کرده سردار آزمون کشف خودش بوده هم به همراه فدراسیون سکوت کرد. او حتی بعد از مشخص شدن نفرات دعوت شده به تیم ملی قسم خورد هیچ بازیکنی به خاطر مسائل غیرفنی خط نخورده! جملهای که انتقادات زیادی از قلعهنویی به دنبال داشت. بازیکنان تیم ملی، آنهایی که سالها با سردار همبازی بودند هم همگی از ترس اینکه مبادا مشکلات مربوط به آزمون گریبان خودشان را هم بگیرد بیتفاوت از کنار ماجرا عبور کردند.
گره کور شد
بعد از خط خوردن سردار آزمون که حقیقتا شوک آور بود - چرا که تصور میشد با وجود همه این هیایوها به خاطر منافع ملی هم که شده قضیه به نوعی ختم به خیر شود - مهاجم تیم ملی با اقدامی احساسی که باز ناشی از عدم وجود یک مشاور رسانهای است تصویر پروفایل اینستاگرامش را به تصویری با پیراهن تیم باشگاهی اماراتیاش تغییر داد و پیج تیم ملی را آنفالو کرد. این اقدام که شبیه به رفتار نوجوانان در فضای مجازی بود فضا را بدتر و بهانه جدیدی برای حمله به او فراهم کرد. در نتجیه تمام کسانی که امیدوار بودند شاید تا 10 خرداد که ایران قرار است لیست نهاییاش را به فیفا بدهد باز فرجی بشود ناامید شدند.
حالا تیم ملی بدون سردار آزمون به جام جهانی میرود (هرچند ما همچنان کورسوی امیدی داریم که تغییری حاصل شود). این روزها فرصت خوبی است که بنشینیم دودوتا چهارتا کنیم و ببینیم که در این وقایع چه کسی متضرر شد و چه کسی سود کرد؟ چه دستاوردی از کنار گذاشتن سردار آزمون نصیب ما شد و با تکرار چنین رفتارهایی که هزاران بار آزموده شده و نتایجش را دیدیم چه آیندهای خواهیم داشت؟ این نخستین بار نیست که در فضایی هیجانی خطاها را بسیار بزرگ جلوه دادیم و به تبع آن سرمایه از دست دادیم. قطعا این آخرین بار هم نخواهد بود که چنین وضعیتی پیش خواهد آمد.
در ماجرای سردار ما یک خطا داشتیم که عوض مواجهه با برخورد متناسب با برخورد چکشی مواجه شد. حالا هم سردار متضرر شده، هم فوتبال، هم علاقهمندان به تیم ملی. آیا واقعا راه دیگری نبود؟