کد خبر: ۶۶۳۳۳۴

از خانواده‌ای فقیر تا قهرمانی جهان؛ داستان واقعی امیلیانو مارتینز و گریه‌های پنهانی در لندن

امیلیانو مارتینز
امیلیانو مارتینز امروز قهرمان جهان، برنده دستکش طلایی جام جهانی و یکی از شناخته‌شده‌ترین دروازه‌بانان فوتبال است؛ اما رسیدن او به این جایگاه بیش از یک دهه طول کشید. خانواده‌ای که برای پرداخت قبض‌ها مشکل داشتند، جدایی از خانه در نوجوانی، گریه‌های شبانه پس از مهاجرت به لندن و سال‌هایی طولانی روی نیمکت و در تیم‌های قرضی، بخش واقعی داستان مردی است که سرانجام با آرژانتین به قله فوتبال جهان رسید. با این حال، بررسی روایت‌های منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد بعضی جزئیات احساسی که اخیراً به نام مارتینز بازنشر شده‌اند، دست‌کم در منابع معتبر قابل تأیید نیستند.
۱۰:۴۱ - ۱۷ مرداد ۱۴۰۵
وانانیوز|

روایتی که این روزها درباره کودکی امیلیانو مارتینز منتشر می‌شود، از یک سفر ۱۸ ساعته با اتوبوس، خوردن تنها یک ساندویچ، بازگشت با چمدانی شکسته و نداشتن حتی یک پزو سخن می‌گوید.

اصل سختی اقتصادی خانواده مارتینز کاملاً مستند است، اما بررسی مصاحبه‌های مفصل و قدیمی او نشان می‌دهد این جزئیات مشخص در منابع معتبر پیدا نمی‌شوند.

مارتینز در مصاحبه‌ای مفصل با ایندیپندنت درباره کودکی خود در مار دل پلاتا گفته بود خانواده‌اش از نظر مالی با مشکلات جدی روبه‌رو بودند. مادرش شیفت‌های ۱۲ ساعته برای نظافت هتل‌ها کار می‌کرد، خانواده گاهی غذا را میان اعضا تقسیم می‌کردند یا برخی وعده‌ها را کنار می‌گذاشتند و شرایط خانه آنها بسیار ابتدایی بود. خود مارتینز در عین حال تأکید کرده بود که نمی‌خواهد داستان زندگی‌اش بیش از واقعیت به‌عنوان روایت «گرسنگی مطلق» تصویر شود و گفته بود خانواده‌اش «تقلا می‌کردند»، اما گرسنه نبودند.

همین تفاوت برای انتشار یک گزارش دقیق اهمیت دارد. زندگی مارتینز واقعاً دشوار بوده است و برای جذاب‌تر کردن آن نیازی به افزودن جزئیاتی که منبع روشنی ندارند نیست.

جدایی از خانواده در ۱۲ سالگی؛ اولین آزمون بزرگ «دیبو»

مارتینز در مار دل پلاتا متولد شد و خیلی زود استعدادش در دروازه‌بانی جلب توجه کرد. او در حدود ۱۲ تا ۱۳ سالگی وارد آکادمی ایندپندینته شد؛ اتفاقی که به معنای دورشدن از خانواده و انتقال به محیطی صدها کیلومتر دورتر از خانه بود.

ایندیپندنت نوشته است محل زندگی او در آن دوران در فاصله حدود ۴۰۰ کیلومتری خانه خانوادگی‌اش قرار داشت. مارتینز بعدها اعتراف کرد که زندگی در کمپ تمرینی برای یک نوجوان کم‌سن ترسناک بوده است. او تقریباً هر شب با پدر و مادرش تماس می‌گرفت و شاهد بود بازیکنان جوان دیگری زیر فشار شرایط، اردو را ترک می‌کنند.

آن سال‌ها نخستین دوره‌ای بود که مارتینز مجبور شد میان زندگی کنار خانواده و رؤیای تبدیل‌شدن به فوتبالیست حرفه‌ای یکی را انتخاب کند.

او فوتبال را انتخاب کرد؛ انتخابی که هنوز معلوم نبود به کجا می‌رسد.

تماس آرسنال در ۱۷ سالگی؛ پیشنهادی که زندگی خانواده را تغییر داد

در سال ۲۰۱۰ آرسنال برای جذب دروازه‌بان جوان ایندپندینته وارد عمل شد. خود باشگاه آرسنال تأیید کرده است که مارتینز در همان سال از ایندپندینته به مجموعه این باشگاه اضافه شد.

مارتینز بعدها توضیح داد که ابتدا حتی تصور نمی‌کرد برای همیشه در انگلیس بماند. او هنگام نخستین سفر به لندن به مدیر برنامه‌هایش گفته بود این فقط یک تست است و قرار نیست در انگلیس بماند.

اما پس از بازگشت به آرژانتین، صحنه‌ای دید که تصمیم او را تغییر داد.

پدرش به دلیل مشکلات مالی تقریباً بدون پول مانده بود و خانواده مجبور شده بودند خودروی خود را برای پرداخت بدهی‌ها بفروشند. مارتینز گفت وقتی پیشنهاد قطعی آرسنال رسید، اولین چیزی که به ذهنش آمد این بود که با پول اولیه قرارداد می‌تواند به پدرش کمک کند، خودروی دیگری برای او بخرد و بخشی از قبض‌های خانواده را پرداخت کند.

در روایت دیگری از او نیز آمده است که مادر و برادرش هنگام رفتن به لندن گریه می‌کردند، اما مارتینز گریه‌های شبانه پدرش به دلیل ناتوانی در پرداخت هزینه‌های خانواده را دیده بود و همین موضوع باعث شد تصمیم به رفتن بگیرد.

بنابراین بخش اصلی داستان روشن است: رفتن به آرسنال فقط یک تصمیم فوتبالی نبود؛ راهی برای تغییر شرایط اقتصادی خانواده نیز محسوب می‌شد.

تنهایی در لندن؛ «نمی‌دانستم شش ماه دوام می‌آورم یا نه»

ورود به یکی از بزرگ‌ترین باشگاه‌های انگلیس پایان مشکلات نبود.

مارتینز نوجوان وارد کشوری شده بود که زبانش را به‌خوبی نمی‌دانست، خانواده‌اش هزاران کیلومتر دورتر بودند و خودش نیز هنوز امکان بازی منظم نداشت.

او در مصاحبه با ایندیپندنت گفته است که در ماه‌های نخست لندن پس از بازگشت به خانه، به تنهایی گریه می‌کرد و واقعاً مطمئن نبود بتواند حتی شش ماه در آن شرایط دوام بیاورد.

این بخش از روایت، برخلاف بعضی جملات وایرال، مستقیماً از خود مارتینز نقل شده است.

او بعدها هنگام خداحافظی با آرسنال نیز گفت زمانی که به این باشگاه آمد پسری جوان از خانواده‌ای کم‌درآمد در آرژانتین بود، اما پس از یک دهه با همسر، فرزند و شخصیت متفاوتی انگلیس را ترک کرد و بابت آنچه آرسنال برای زندگی‌اش ساخته بود، قدردان بود.

۱۰ سال انتظار؛ ستاره‌ای که سال‌ها هیچ‌کس او را نمی‌دید

مسیر مارتینز برخلاف بسیاری از ستاره‌های بزرگ فوتبال، با یک جهش سریع همراه نبود.

او بیش از یک دهه تحت قرارداد آرسنال قرار داشت و بارها به تیم‌های دیگر قرض داده شد. خودش در سال ۲۰۱۷ گفته بود باوجود قرار داشتن در رده‌های پایین انتخاب دروازه‌بان، همواره منتظر فرصتی بوده که وقتی فرا برسد آن را از دست ندهد.

سال‌ها طول کشید تا این فرصت واقعاً برسد.

مصدومیت برند لنو در سال ۲۰۲۰ باعث شد مارتینز بالاخره فرصت حضور پیوسته در ترکیب آرسنال را به دست آورد. او در پایان همان فصل به تیم در قهرمانی جام حذفی کمک کرد و پس از سال‌ها انتظار نشان داد توانایی حضور در سطح اول فوتبال انگلیس را دارد.

با این وجود، او حاضر نبود دوباره به نیمکت برگردد. آرسنال را ترک کرد و در سپتامبر ۲۰۲۰ راهی استون ویلا شد؛ تصمیمی که نقطه عطف واقعی دوران حرفه‌ای‌اش بود. باشگاه استون ویلا می‌گوید مارتینز از زمان حضور در این تیم به دروازه‌بان ثابت تبدیل شد و در همان فصل نخست با ۱۵ کلین‌شیت رکورد باشگاهی برد فریدل را تکرار کرد.

کوپا آمریکا؛ اولین پاداش بزرگ برای سال‌های انتظار

شاید عجیب‌ترین بخش داستان مارتینز این باشد که او تا ۲۸ سالگی حتی برای تیم ملی بزرگسالان آرژانتین بازی نکرده بود.

نخستین بازی ملی او در ژوئن ۲۰۲۱ انجام شد و تنها چند هفته بعد به دروازه‌بان اول تیمی تبدیل شد که برای فتح کوپا آمریکا تلاش می‌کرد.

در نیمه‌نهایی مقابل کلمبیا، سه ضربه پنالتی را مهار کرد و در فینال نیز برابر برزیل کلین‌شیت داشت تا آرژانتین با پیروزی یک بر صفر در ماراکانا نخستین جام مهم خود پس از ۲۸ سال را کسب کند. مارتینز همچنین دستکش طلایی آن تورنمنت را به دست آورد.

بازیکنی که تا یک سال قبل برای داشتن جایگاه ثابت باشگاهی می‌جنگید، ناگهان قهرمان قاره شده بود.

جام جهانی؛ لحظه‌ای که تمام دنیا مارتینز را شناخت

یک سال و نیم بعد، داستان به اوج رسید.

آرژانتین به فینال جام جهانی ۲۰۲۲ رسید و مقابل فرانسه در یکی از تاریخی‌ترین مسابقات فوتبال قرار گرفت. بازی پس از ۱۲۰ دقیقه ۳ بر ۳ بود.

در واپسین لحظات وقت اضافه، راندال کولو موانی در موقعیتی تقریباً تک‌به‌تک ضربه‌ای به سمت دروازه زد که می‌توانست فرانسه را قهرمان جهان کند. مارتینز با پای چپ توپ را مهار کرد؛ سیوی که فیفا نیز از آن به‌عنوان یکی از لحظات تعیین‌کننده فینال یاد می‌کند.

سپس نوبت ضربات پنالتی رسید. مارتینز ضربه کینگزلی کومان را گرفت و آرژانتین در نهایت ۴ بر ۲ پیروز شد.

او علاوه بر قهرمانی جهان، جایزه دستکش طلایی بهترین دروازه‌بان جام جهانی ۲۰۲۲ را نیز به دست آورد. فیفا آمار او را هفت بازی، سه کلین‌شیت و سه مهار پنالتی در جریان بازی‌ها و ضربات پنالتی ثبت کرده است.

مسیر موفقیت بعد از جام جهانی هم تمام نشد

جام جهانی پایان موفقیت‌های مارتینز نبود. او همراه آرژانتین در کوپا آمریکای ۲۰۲۴ نیز قهرمان شد و دوباره دستکش طلایی مسابقات را به دست آورد. در همان سال برای دومین بار جایزه بهترین دروازه‌بان مرد فیفا را دریافت کرد و نخستین دروازه‌بانی شد که این جایزه را دو مرتبه می‌برد.

تا ماه مه ۲۰۲۶ نیز مارتینز همچنان بازیکن استون ویلا بود و باشگاه اعلام کرد به مرز ۲۵۵ مسابقه با پیراهن این تیم رسیده است. او در آستانه فینال لیگ اروپا همان سال، موفقیت‌هایش را همچنان به خانواده و مردمی مرتبط می‌دانست که برای آنها بازی می‌کند.

واقعیت، از داستان ساختگی هم تأثیرگذارتر است

داستان امیلیانو مارتینز برای تأثیرگذار بودن نیازی به اغراق ندارد.

مستند است که خانواده‌اش با مشکلات مالی جدی دست‌وپنجه نرم می‌کردند؛ پدرش برای پرداخت قبض‌ها مشکل داشت؛ مادرش ساعت‌های طولانی کار می‌کرد؛ خودش در نوجوانی از خانواده جدا شد؛ پس از مهاجرت به لندن شب‌ها تنها گریه می‌کرد و بیش از یک دهه منتظر فرصت واقعی‌اش در آرسنال ماند.

اما درباره جزئیاتی مانند «سفر ۱۸ ساعته با اتوبوس برای تست ایندپندینته»، «یک ساندویچ برای تمام روز»، «چمدان شکسته» و بعضی جملات احساسی منسوب به پدر او، مدرک معتبری در مصاحبه‌های اصلی مارتینز پیدا نمی‌شود.

به همین دلیل بهتر است این بخش‌ها بدون منبع مستقیم به شکل نقل‌قول منتشر نشوند.

واقعیت ثبت‌شده به اندازه کافی داستانی است: نوجوانی از مار دل پلاتا که برای کمک به خانواده‌اش در ۱۷ سالگی راهی کشوری ناآشنا شد، سال‌ها قرض داده شد و روی نیمکت نشست، در ۲۸ سالگی تازه به تیم ملی رسید و کمتر از دو سال بعد با دستکش طلایی، جام جهانی را بالای سر برد.

امیلیانو مارتینز بیش از آنکه داستان یک موفقیت ناگهانی باشد، داستان بیش از یک دهه انتظار برای فرصتی است که وقتی بالاخره رسید، آن را از دست نداد.

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط
پرطرفدارترین