کد خبر: ۶۶۶۶۰۰

هشدار جدی چراغپور درباره لیگ فشرده؛ فوتبال ایران در خطر تبدیل شدن به «شبه‌فوتبال»

چراغپور
تقویم فشرده لیگ برتر دوباره بحث کیفیت فوتبال ایران و سلامت بازیکنان را به یکی از موضوعات مهم روز تبدیل کرده است. جلال چراغپور معتقد است مسابقات پیاپی، بدون فرصت کافی برای ریکاوری و تمرین باکیفیت، نه‌تنها احتمال آسیب‌های عضلانی و لیگامانی را افزایش می‌دهد، بلکه شدت دویدن، تکل، پرس، استارت‌های انفجاری و در نهایت «اشتیاق بازی» را کاهش می‌دهد؛ شرایطی که از نگاه او می‌تواند لیگ را به نمایشی شبیه فوتبال تبدیل کند. بررسی تقویم تازه سازمان لیگ نیز نشان می‌دهد نگرانی درباره فشردگی چندان دور از واقعیت نیست؛ شش هفته لیگ در فاصله ۱۶ مهر تا ۱۶ آبان برنامه‌ریزی شده و بعضی تیم‌های آسیایی مانند استقلال در همین یک ماه باید هشت مسابقه داخلی و قاره‌ای انجام دهند. یافته‌های علمی درباره ریکاوری بازیکنان نیز بخش مهمی از هشدار چراغپور را تأیید می‌کنند: بازگشت کامل فیزیولوژیک بعد از یک مسابقه سنگین برای بسیاری از بازیکنان می‌تواند ۷۲ ساعت یا بیشتر زمان ببرد.
۱۰:۱۲ - ۲۹ شهريور ۱۴۰۵
وانانیوز|

موضوع فقط یک نگرانی نظری نیست. برنامه رسمی هفته‌های آینده لیگ برتر نشان می‌دهد سازمان لیگ باید مسابقات زیادی را در بازه زمانی محدودی جای دهد.

طبق برنامه اعلام‌شده برای هفته‌های هشتم تا دوازدهم و دیدارهای معوقه، از ۱۶ مهر تا ۱۶ آبان بخش مهمی از مسابقات لیگ برگزار خواهد شد. در مجموع شش هفته لیگ در فاصله تقریباً یک ماه قرار گرفته است.

برای تیم‌هایی که همزمان در رقابت‌های آسیایی حضور دارند، فشار بیشتر است.

استقلال طبق برنامه فعلی از ۱۶ مهر تا ۱۶ آبان با تراکتور، الغرافه، گل‌گهر، چادرملو، شباب‌الاهلی، شمس‌آذر، الشمال و استقلال خوزستان روبه‌رو می‌شود؛ یعنی هشت مسابقه در حدود ۳۰ روز، همراه با چند سفر داخلی و خارجی.

بنابراین اعتراض به فشردگی مسابقات فقط درباره تعداد بازی‌ها نیست؛ مسئله، ترکیب بازی، سفر، ریکاوری، تمرین و دوباره مسابقه است.

علم ورزش درباره فاصله کمتر از ۷۲ ساعت چه می‌گوید؟

بخش مهمی از صحبت‌های چراغپور درباره افت توانایی انجام حرکات انفجاری، از نظر علمی قابل بررسی است.

یک مرور علمی درباره تقویم مسابقات فوتبال حرفه‌ای نشان داده در چند مطالعه، حداقل ۷۲ ساعت برای بازیابی کامل بعضی شاخص‌های فیزیکی پس از مسابقه لازم بوده است. تحقیقات همچنین آثار منفی سفرهای بین‌المللی بر سلامت، ریکاوری و عملکرد مسابقه را گزارش کرده‌اند.

مطالعات قبلی نیز نشان داده‌اند عملکردهایی مانند سرعت، پرش، قدرت عضلات ران و برخی شاخص‌های زیستی مرتبط با آسیب عضلانی ممکن است حتی پس از ۷۲ ساعت هنوز به سطح پیش از مسابقه بازنگشته باشند.

یک مرور علمی منتشرشده در سال ۲۰۲۶ هم فشردگی مسابقات را از عوامل مهم افزایش خستگی تجمعی و آسیب‌های عضلانی در فوتبال حرفه‌ای معرفی می‌کند و نرخ آسیب در مسابقه را به‌مراتب بیشتر از تمرین گزارش می‌دهد.

پس هسته اصلی نگرانی چراغپور درباره کاهش توان انفجاری و بالا رفتن خطر مصدومیت، با بخش مهمی از ادبیات علمی ورزش همسو است.

فوتبال واقعی چگونه به «شبه‌فوتبال» تبدیل می‌شود؟

تعبیر چراغپور از «شبه‌فوتبال» شاید مهم‌ترین بخش تحلیل او باشد.

فوتبال سطح بالا فقط به معنای دویدن ۹۰ دقیقه‌ای نیست. بازیکن باید بارها در طول مسابقه استارت بزند، تغییر جهت بدهد، پرس کند، تکل بزند، وارد دوئل شود، برای توپ دوم حرکت کند و بعد از چند ثانیه فعالیت شدید دوباره توان انجام همان کار را پیدا کند.

زمانی که ریکاوری ناقص باشد، نخستین واکنش بازیکن لزوماً توقف کامل نیست.

او ممکن است همچنان در زمین حضور داشته باشد، اما تعداد استارت‌ها کمتر شود، پرس دیرتر انجام گیرد، بازیکن در دوئل پرریسک وارد نشود، حرکت بدون توپ کاهش یابد و هنگام مالکیت به جای عبور از مدافع یا حمل توپ، گزینه ساده‌تری انتخاب کند.

از بیرون هنوز «فوتبال» در جریان است، اما شدت واقعی مسابقه کاهش پیدا کرده است.

چراغپور همین وضعیت را نقطه شروع شکل‌گیری چیزی می‌داند که آن را شبه‌فوتبال می‌نامد؛ مسابقه‌ای که ساختار فوتبال را دارد اما میزان کنش‌های انفجاری آن پایین آمده است.

نکته علمی درباره «اشتیاق فیزیولوژیکی»

چراغپور در توضیح مسئله از اصطلاحاتی مانند «اشتیاق ژنومی» یا سیستم بدن برای کاهش انگیزه حرکت استفاده کرده است.

این تعبیرها اصطلاحات استاندارد رایج در پزشکی ورزشی نیستند، اما پدیده‌ای که او توصیف می‌کند در علوم ورزشی بیشتر با مفاهیمی مانند خستگی عصبی-عضلانی، آسیب عضلانی، خستگی مرکزی، بار تجمعی و کاهش آمادگی برای عملکرد انفجاری توضیح داده می‌شود.

یعنی بدن یک بازیکن خسته الزاماً صرفاً «بی‌انگیزه» نشده است؛ ممکن است سیستم عصبی و عضلانی او واقعاً قادر نباشد همان شدت استارت، پرش یا تغییر جهت قبلی را با همان کیفیت تکرار کند.

FIFPRO نیز در گزارش‌های مربوط به بار کاری بازیکنان هشدار داده که دوره‌های طولانی انجام دو مسابقه در هفته می‌تواند سلامت و کیفیت عملکرد بازیکنان نخبه را تحت تأثیر قرار دهد.

فیفا هم به استراحت حداقل ۷۲ ساعته رسیده است

جالب اینکه بحث فاصله مسابقات دیگر فقط موضوع اختلاف مربیان نیست.

فیفا در سال ۲۰۲۵ پس از جلسات مربوط به سلامت بازیکنان اعلام کرد بر سر اصل وجود حداقل ۷۲ ساعت فاصله بین مسابقات اجماع وجود دارد. همزمان درباره ضرورت استراحت پایان فصل نیز بحث شده است.

FIFPRO حتی مطالبه بیشتری دارد.

یک مطالعه اجماعی با حضور ۷۰ متخصص پزشکی و عملکرد فوتبال حرفه‌ای پیشنهاد کرده بازیکنان علاوه بر استراحت کافی بین مسابقات، چهار هفته استراحت خارج از فصل و یک دوره مناسب آماده‌سازی پیش‌فصل داشته باشند.

این معیارها نشان می‌دهد فوتبال حرفه‌ای امروز تنها به تعداد روزهای تقویم نگاه نمی‌کند؛ کیفیت ریکاوری، سفر، خواب و فرصت تمرین نیز بخشی از محاسبه بار مسابقه است.

مشکل لیگ ایران فقط تعداد بازی‌ها نیست

اینجاست که مسئله فوتبال ایران پیچیده‌تر می‌شود.

باشگاه‌های بزرگ اروپایی نیز گاهی دو مسابقه در هفته انجام می‌دهند، اما چراغپور به تفاوت مهمی اشاره می‌کند: زیرساخت ریکاوری، بدنسازی، پایش لحظه‌ای بار تمرین، تغذیه، خواب، امکانات پزشکی و عمق ترکیب تیم‌ها یکسان نیست.

تیمی که بازیکنانش دائماً با GPS و داده‌های پزشکی پایش می‌شوند می‌تواند در روزهای فشرده تمرین را شخصی‌سازی کند، تعدادی از مهره‌ها را بچرخاند و بار بازیکن پرکار را کاهش دهد.

در لیگ ایران، وقتی عمق ترکیب کمتر است و بعضی بازیکنان مجبورند تقریباً در تمام مسابقات حضور داشته باشند، فشردگی می‌تواند اثر بیشتری داشته باشد.

وحید رضایی، سرمربی شمس‌آذر، نیز اخیراً پس از دوره‌ای که تیمش هفت مسابقه در ۲۶ روز انجام داده بود، از خستگی بازیکنان در نتیجه برنامه فشرده سخن گفته است.

تمرین قربانی مسابقه می‌شود

یکی دیگر از نکات مهم صحبت چراغپور، کم شدن فرصت تمرین واقعی است.

وقتی فاصله مسابقات سه یا چهار روز باشد، روز بعد از بازی عمدتاً به ریکاوری اختصاص پیدا می‌کند. روز پیش از بازی بعدی نیز نمی‌توان بازیکنان اصلی را زیر فشار سنگین قرار داد.

در نتیجه کادر فنی عملاً یک یا حداکثر دو جلسه برای تمرین تاکتیکی دارد.

اگر این وضعیت چند هفته ادامه پیدا کند، تیم ممکن است مسابقه بدهد اما فرصت کافی برای اصلاح ساختار دفاعی، تمرین پرس، الگوهای هجومی یا تقویت بدنی پیدا نکند.

یک مقاله کاربردی منتشرشده در ژوئیه ۲۰۲۶ نیز تأکید می‌کند که خستگی عصبی-عضلانی تا ۷۲ ساعت پس از مسابقه می‌تواند باقی بماند و همین مسئله مربیان را در برنامه‌های فشرده مجبور می‌کند تمرکز روزهای بین بازی را روی ریکاوری قرار دهند؛ موضوعی که فرصت تمرین قدرتی و توسعه ظرفیت جسمانی را محدود می‌کند.

اثر لیگ فشرده چگونه به تیم ملی منتقل می‌شود؟

نگرانی پایانی چراغپور به تیم ملی مربوط است.

اگر بازیکنان ملی‌پوش بعد از چند هفته مسابقه فشرده، سفر و ریکاوری ناقص وارد اردو شوند، کادر تیم ملی نمی‌تواند ظرف چند روز تمام آثار خستگی تجمعی را از بین ببرد.

این مسئله در آستانه تورنمنت‌های بزرگ اهمیت بیشتری دارد؛ به‌خصوص زمانی که هدف تیم ملی رسیدن به اوج آمادگی جسمانی در جام ملت‌های آسیاست.

البته راه‌حل الزاماً اردوهای بسیار طولانی نیست. فوتبال امروز به باشگاه‌ها و تیم‌های ملی توصیه می‌کند بار هر بازیکن به‌صورت فردی پایش شود و ترکیبی از استراحت، چرخش نفرات، تغذیه، خواب و تمرین کنترل‌شده مورد استفاده قرار گیرد.

هشدار چراغپور را باید جدی گرفت؛ لیگ فقط باید برگزار نشود

بحث اصلی در نهایت به یک سؤال ساده می‌رسد: هدف، تمام کردن تقویم است یا برگزاری فوتبال باکیفیت؟

برنامه سازمان لیگ نشان می‌دهد محدودیت زمانی واقعی است و حضور نمایندگان ایران در رقابت‌های آسیایی، اردوهای ملی و مسابقات داخلی فضای زیادی برای جابه‌جایی باقی نگذاشته است. اما شواهد علمی نیز نشان می‌دهد فشار مداوم بدون ریکاوری کافی می‌تواند هم عملکرد و هم سلامت بازیکنان را تهدید کند.

هشدار چراغپور از این منظر قابل تأمل است: بازیکن خسته همچنان می‌تواند وارد زمین شود، پاس بدهد و ۹۰ دقیقه مسابقه را تمام کند؛ اما اگر استارت، دوئل، تکل، پرس و حرکت بدون توپ از فوتبال حذف شود، چیزی که باقی می‌ماند الزاماً همان فوتبال باکیفیتی نیست که تماشاگر انتظار دارد.

تقویم فشرده شاید اجتناب‌ناپذیر باشد، اما بدون علم تمرین، چرخش بازیکنان و مدیریت ریکاوری، هزینه آن می‌تواند ابتدا در کیفیت لیگ و بعد در تیم ملی دیده شود.

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط