پرونده حذف تیم امید؛ عبدی و تارقلیزاده زیر ذرهبین / چه کسی باید پاسخ بدهد؟
فدراسیون فوتبال برای تیم امید در ماههای منتهی به بازیهای آسیایی برنامههای متعددی اجرا کرد.
ایران در خرداد و تیر دو اردوی خارجی در ترکیه داشت. در اردوی کایسری نیز تیم عبدی دو بازی دوستانه انجام داد و کایسریاسپور و مانیسا را با نتایج مشابه یک بر صفر شکست داد. اردوی تیرماه از ۱۸ تا ۳۰ تیر ادامه داشت و کادر فنی فرصت داشت تعداد زیادی از بازیکنان را مورد آزمایش قرار دهد.
مهدی تاج نیز از ماهها قبل اعلام کرده بود فدراسیون بهطور جدی از تیم امید مدال ناگویا میخواهد و گفته بود چند سفر خارجی برای آمادهسازی این تیم پیشبینی شده است.
حتی در آستانه مسابقات، سازمان لیگ چهار بازی هفته هفتم را به دلیل حضور بازیکنان در تیم امید به تعویق انداخت؛ اقدامی که نشان میداد فدراسیون و سازمان لیگ حاضر شدهاند برای در اختیار گرفتن بازیکنان، تقویم داخلی را تغییر دهند.
بنابراین این بخش از انتقاد درست است که نمیتوان تمام ناکامی ناگویا را با عبارت ساده «نبود امکانات» توضیح داد.
اما روایت «همه امکانات مهیا بود» هم کامل نیست
در طرف دیگر ماجرا، آمادهسازی تیم امید در هفتههای آخر با اختلال جدی روبهرو شد.
قرار بود ایران از ۱۰ شهریور یک اردوی ۱۰ روزه در فیلیپین برگزار کند و یک دیدار تدارکاتی نیز داشته باشد، اما این برنامه به دلیل تداخل با مسابقات باشگاهی و مشکلات در اختیار گرفتن بازیکنان لغو شد. پس از آن اردوی جایگزین تهران نیز به دلیل عدم حضور تعدادی از بازیکنان به نتیجه نرسید.
گزارشهای پیش از اعزام حتی از این حکایت داشت که تیم امید با ترکیب کامل سفر نکرد و پنج بازیکن از فهرست ۲۳ نفره در مقطع حرکت کاروان هنوز در اردو حضور نداشتند.
پس جمعبندی دقیقتر این است: فدراسیون در طول چند ماه اردو و بازی تدارکاتی فراهم کرد، اما برنامه نهایی آمادهسازی درست در حساسترین مقطع با اختلال روبهرو شد.
این واقعیت نه مسئولیت کادر فنی را از بین میبرد و نه اجازه میدهد مشکلات ساختاری فدراسیون و باشگاهها نادیده گرفته شود.
حسین عبدی باید درباره چه چیزی پاسخ بدهد؟
مسئولیت مستقیم نتیجه داخل زمین طبیعتاً متوجه سرمربی و کادر اوست.
ایران رقابتها را با برد ۳ بر یک مقابل امارات شروع کرد و برابر چین بدون گل مساوی کرد. با چهار امتیاز، تیم در شرایطی وارد مسابقه آخر شد که برای ادامه مسیر موقعیت مناسبی داشت.
حتی برابر کره شمالی نیز ایران ابتدا یک بر صفر جلو افتاد، اما از دقیقه ۴۱ به بعد ساختار تیم بههم ریخت و چهار گل متوالی دریافت کرد.
در چنین شرایطی مسئله فقط نتیجه ۴ بر یک نیست؛ پرسش اصلی این است که چرا تیمی با چند ماه تمرین و شناخت طولانی سرمربی از بخش بزرگی از همین نسل، در مسابقه تعیینکننده قادر به کنترل جریان بازی نبود.
عبدی از سالهای نوجوانان و جوانان با بسیاری از این بازیکنان کار کرده بود و همین «شناخت قبلی» یکی از دلایل اصلی انتخاب او برای تیم امید عنوان شده بود.
بنابراین کادر فنی نمیتواند شکست را صرفاً با کمبود زمان یا ناآشنایی با بازیکنان توضیح دهد.
انتخاب عبدی بر چه مبنایی انجام شد؟
اینجا پرسش از سطح سرمربی فراتر میرود.
فدراسیون در اردیبهشت، در فاصله حدود چهار ماه تا ناگویا، حسین عبدی را بهعنوان گزینه اصلی هدایت تیم امید انتخاب کرد. گزارشهای همان زمان تأکید داشتند شناخت او از نسلی که در نوجوانان و جوانان پرورش داده بود، یکی از مهمترین دلایل این انتخاب بوده است.
این تصمیم در آن زمان منطق مشخصی داشت: حفظ پیوستگی نسلی و استفاده از مربیای که بازیکنان را میشناخت.
اما نتیجه ناگویا اکنون یک پرسش مدیریتی ایجاد کرده است: آیا این مزیت برای سپردن مسئولیت تیمی که هدفش مدال بازیهای آسیایی و سپس مسیر المپیک بود کافی بود؟
این سؤال باید توسط کمیته فنی و مدیران تصمیمگیر پاسخ داده شود، نه فقط حسین عبدی.
نقش علی تارقلیزاده چیست؟
علی تارقلیزاده در حال حاضر رئیس کمیته فنی و توسعه فدراسیون فوتبال است و طبیعتاً در ساختار فنی تیمهای پایه جایگاه مهمی دارد. او پیش از انتخاب سرمربی نیز درباره حضور تیم امید در ناگویا موضعگیری کرده بود و فرآیند انتخاب کادر در حوزه مدیریتی کمیته فنی قرار داشت.
با این حال، ادعای اینکه تارقلیزاده «پشت پرده به فدراسیون فشار آورد تا عبدی انتخاب شود» در منابع معتبر و رسمی که بررسی شد، مستند نشده است.
از این رو میتوان و باید درباره نقش او در ارزیابی و تأیید انتخاب کادر فنی پرسش کرد، اما تبدیل این پرسش به ادعای قطعی درباره فشار پشتپرده بدون سند قابل اتکا نیست.
خود تارقلیزاده نیز پس از حذف ایران عذرخواهی کرده و گفته جلسهای برای دریافت گزارش سرمربی و کادر فنی و «ریشهیابی» ناکامی برگزار خواهد شد. او همچنین تأیید کرده فدراسیون و ارکان مرتبط برای برگزاری اردوها تلاش کردهاند، هرچند مشکلاتی در فرآیند آمادهسازی وجود داشته است.
بنابراین اکنون او نه غایب این پرونده، بلکه یکی از مدیرانی است که باید نتیجه بررسی را شفاف اعلام کند.
تاج مدال خواست؛ تیم حتی از گروه بالا نرفت
فاصله میان هدف اعلامشده و نتیجه نهایی قابل توجه است.
مهدی تاج در خرداد گفته بود فدراسیون «بهطور جدی» دنبال کسب مدال در ناگویاست. گزارشهای مرداد نیز مجدداً تأکید کردند مدیران فدراسیون از تیم امید مدال میخواهند.
اما تیم در نهایت حتی به مرحله حذفی نرسید.
این شکاف الزاماً به معنی آن نیست که وعده مدال از ابتدا غیرمنطقی بوده، اما باعث میشود فدراسیون موظف باشد توضیح دهد ارزیابی فنیاش از توان تیم بر چه اساسی انجام شده بود.
اگر معیار موفقیت مدال بوده، حذف در گروه باید به بررسی جدی عملکرد کادر و سازوکار تصمیمگیری منجر شود.
آیا تغییر حسین عبدی تنها راهحل است؟
پس از چنین شکستی، تغییر سرمربی یکی از گزینههای طبیعی روی میز است؛ اما محدود کردن کل مسئله به نیمکت میتواند چرخه قدیمی فوتبال امید را تکرار کند.
اگر فدراسیون به این نتیجه برسد که عبدی برای ادامه مسیر مناسب نیست، باید همزمان پاسخ دهد مربی بعدی بر اساس چه شاخصهایی انتخاب خواهد شد.
تجربه در فوتبال رده امید، توان مدیریت تورنمنت، سابقه کار در لیگ حرفهای، شناخت فوتبال پایه، کیفیت کادر دستیار و برنامه مشخص برای المپیک میتوانند بخشی از معیارها باشند.
اما اینکه صرفاً گفته شود «یک مربی لیگ برتری پرانرژیتر کنار خط باشد» بهتنهایی معیار فنی کافی برای انتخاب جانشین نیست.
مسئله اصلی باید ساختن یک فرآیند انتخاب شفاف باشد؛ همان موضوعی که تسنیم نیز بعد از حذف ایران درباره آن پرسش مطرح کرده و از فدراسیون خواسته توضیح دهد عبدی بر اساس چه شاخصهایی انتخاب شده است.
فدراسیون هم مسئول است، حتی اگر اردو برگزار کرده باشد
برگزاری اردو و بازی تدارکاتی بخشی از وظیفه یک فدراسیون است، نه پایان مسئولیت آن.
فدراسیون علاوه بر تأمین امکانات، مسئول انتخاب مربی، ارزیابی عملکرد کادر، هماهنگی با باشگاهها، مدیریت تقویم و نظارت فنی نیز هست.
در مقابل، نمیتوان از این واقعیت گذشت که کادر عبدی اردوهای خارجی، بازیهای دوستانه و فرصت کار با نسلی آشنا را در اختیار داشت و نهایتاً در بازی تعیینکننده چهار گل خورد.
پس تقسیم مسئولیت منطقیتر است:
کادر فنی باید بابت کیفیت فوتبال و تصمیمهای مسابقه پاسخ بدهد؛ کمیته فنی درباره انتخاب و ارزیابی مربی؛ و مدیریت فدراسیون درباره ساختاری که تیم را تا آستانه مسابقات با بحران آزادسازی بازیکنان روبهرو کرد.
جمعبندی؛ ناگویا باید نقطه پاسخگویی باشد، نه شروع دوباره از صفر
شکست مقابل کره شمالی آنقدر سنگین بود که فدراسیون بلافاصله در بیانیه رسمی خود نتیجه را غیرقابل توجیه دانست و از «تصمیمهای شجاعانه» سخن گفت.
حالا ارزش این عبارت زمانی مشخص میشود که فدراسیون فقط سرمربی را قربانی نکند و درباره تمام زنجیره تصمیمگیری گزارش بدهد.
حسین عبدی باید توضیح دهد چرا تیمش در مهمترین بازی فروپاشید. علی تارقلیزاده و کمیته فنی باید معیارهای انتخاب و ارزیابی این کادر را روشن کنند. مهدی تاج نیز که مدال را هدف رسمی معرفی کرده بود، باید مشخص کند برنامه بعدی برای پروژه المپیک چیست.
حذف ناگویا فقط یک شکست ۴ بر یک نیست؛ آزمونی برای این است که فوتبال ایران بعد از ناکامی، واقعاً سیستم تصمیمگیری خود را اصلاح میکند یا بار دیگر تنها نام سرمربی تغییر میکند و همان چرخه قبلی ادامه مییابد.