پاسخ تند حسین عبدی به مهدی تاج؛ «۴۷ روز نه اردو داشتیم، نه بازیکن» / پشتپرده حذف تلخ امیدها از ناگویا
اظهارات جدید حسین عبدی مستقیماً پاسخی به صحبتهای اخیر مهدی تاج است.
رئیس فدراسیون فوتبال پس از حذف امیدها گفته بود وظیفه فدراسیون انتخاب سرمربی و کادر و «فراهم کردن بهترین شرایط» است و تأکید کرده بود از نظر برگزاری اردو و امکانات برای تیم امید اقدامات لازم انجام شده است. تاج در عین حال عملکرد تیم در ناگویا را پایینتر از انتظار دانست و اعلام کرد استعفای عبدی در کمیته تیمهای ملی پذیرفته شده است.
عبدی اما این روایت را کامل نمیداند.
او میگوید در خرداد و تیر دو اردوی خوب داشتند و سه مسابقه تدارکاتی نیز انجام شد، اما بعد از آن تا ۱۷ شهریور یک وقفه ۴۷ روزه ایجاد شد که در آن نه اردوی مؤثری برگزار شد و نه بازیکنان مورد نیاز در اختیار کادر بودند.
اصل وجود اردوی ترکیه و برنامه سه مسابقه دوستانه نیز در گزارشهای همان مقطع ثبت شده بود. امیدهای ایران از ۱۸ تیر اردوی ۱۲روزهای در کایسری ترکیه برگزار کردند و سه بازی تدارکاتی برای این اردو برنامهریزی شده بود.
ماجرای ۴۷ روز بدون اردو از کجا آمد؟
این بخش از صحبتهای عبدی با اعتراضهایی که او پیش از بازیهای آسیایی مطرح کرده بود همخوانی دارد.
در ۸ شهریور، یعنی زمانی که هنوز مسابقات ناگویا آغاز نشده بود، عبدی علناً گفت برنامه اولیه این بوده که مسابقات لیگ در ۸ یا ۹ شهریور به نقطهای برسد که از روز ۱۰ شهریور تمام نفرات تیم امید در اختیار او قرار بگیرند.
اما به گفته او، سازمان لیگ بعداً برنامه را تغییر داد، مسابقات را تا ۲۲ شهریور ادامه داد و همین مسئله برنامه تیم ملی امید را بر هم زد. عبدی آن زمان گفته بود برای حل موضوع پنج جلسه با فدراسیون و سه جلسه با سازمان لیگ برگزار شده است.
این اظهارات اهمیت دارد، چون نشان میدهد انتقادات فعلی فقط پس از شکست ۴ بر یک و برای توجیه نتیجه مطرح نشدهاند؛ سرمربی امیدها چند هفته قبل از مسابقات نیز نسبت به همین مشکلات هشدار داده بود.
اردویی که بازیکن نداشت؛ ۵ نفر یا ۲ نفر؟
در صحبت جدید عبدی یک نکته نیازمند توضیح است.
او گفته در تنها اردویی که تلاش شد برگزار شود، «فقط دو نفر آمدند». اما گزارشهای همزمان با اردوی ۸ و ۹ شهریور اعلام کرده بودند از ۲۳ بازیکن دعوتشده، پنج بازیکن در هتل المپیک حضور یافتند و در نهایت اردو تعطیل شد. اسامی دانیال ایری، پوریا شهرآبادی، پوریا لطیفیفر، مسعود محبی و سهیل صحرایی نیز در گزارشهای آن روز منتشر شده بود.
بنابراین میان عددی که عبدی اکنون بیان کرده و گزارشهای همان زمان تفاوت وجود دارد.
ممکن است منظور او یک جلسه تمرینی مشخص یا مقطع دیگری از اردو باشد، اما بدون توضیح بیشتر نمیتوان عدد «دو نفر» را به کل اردوی تعطیلشده تعمیم داد. آنچه با اطمینان قابل تأیید است، این است که تعداد بازیکنان حاضر به اندازهای کم بود که اردو عملاً قابل برگزاری نبود.
عبدی پیش از ناگویا هم گفته بود «خودزنی میکنیم»
لحن انتقادی سرمربی امیدها موضوع تازهای نیست.
عبدی ۸ شهریور شرایط را «خودزنی» توصیف کرده و گفته بود تغییر برنامه سازمان لیگ تیم ملی امید و باشگاهها را مقابل یکدیگر قرار داده است. او توضیح داده بود اگر بازیکنان تا روزهای ۲۲ و ۲۳ شهریور در اختیار باشگاهها باشند، در حالی که نخستین مسابقه امیدها ۲۵ شهریور برگزار میشود، عملاً زمان مناسبی برای آمادهسازی گروهی باقی نمیماند.
در همان مقطع او حتی هشدار داد تنها چند بازیکن داخلی در اختیارش قرار گرفتهاند و ممکن است تیم با نفرات ناقص تمرین کند.
بنابراین بخش اصلی اختلاف امروز تاج و عبدی را میتوان به این سؤال خلاصه کرد:
آیا فراهم کردن امکانات اقامت، سفر و اردو کافی است، یا «در اختیار داشتن بازیکنان» نیز باید بخشی از مسئولیت فدراسیون و سازمان لیگ محسوب شود؟
«لیگ را برای تیم امید تعطیل کردیم»؛ عبدی میگوید کدام تعطیلی؟
بخش دیگری از پاسخ عبدی به ادعای کمک تقویم لیگ مربوط میشود.
او در واکنش به اینکه گفته شده لیگ برای تیم امید تعطیل شده، پرسیده است: «کدام تعطیلی؟ بگویند ما هم بدانیم.»
اما در این بخش تصویر کاملاً سیاه و سفید نیست.
پیش از شروع مسابقات، تقویم لیگ واقعاً دستخوش تغییراتی شد و بعدتر نیز تعدادی از مسابقات هفته هفتم به دلیل حضور بازیکنان در تیم امید به تعویق افتاد. گزارش یورونیوز درباره حذف ایران نیز اشاره کرده بود که چهار مسابقه هفته هفتم لیگ برتر تحت تأثیر حضور بازیکنان در تیم امید عقب افتاد.
پس ادعای اینکه هیچ تغییری در لیگ برای امیدها ایجاد نشد دقیق نیست.
اما استدلال عبدی چیز دیگری است: تغییرات زمانی انجام شد که بخش عمده دوره آمادهسازی مدنظر او از بین رفته بود و تیم هفتهها قبل از اعزام نتوانسته بود با نفرات کامل تمرین کند.
این دو گزاره میتوانند همزمان درست باشند؛ لیگ در نهایت برای کمک به تیم امید تغییراتی داشت، اما این تغییرات الزاماً همان اردو و زمان آمادهسازیای نبود که کادر فنی ماهها قبل درخواست کرده بود.
تناقض ظاهری؛ عبدی خودش قبلاً از فدراسیون تشکر کرده بود
یک نکته دیگر نیز نباید نادیده گرفته شود.
حسین عبدی روز ۲۷ مرداد در صحبتهای خود از مسئولان فدراسیون فوتبال، کمیته ملی المپیک و وزارت ورزش بابت همکاری و فراهم کردن امکانات تشکر کرده بود. او در همان مصاحبه گفت تا آن روز مشکل خاصی وجود نداشته و برنامهریزی برای اعزام در حال انجام است.
آیا این حرف با انتقادات امروز تناقض دارد؟
تا حدی، اما خط زمانی اتفاقات توضیح میدهد چرا موضع او تغییر کرده است.
عبدی همان زمان نیز اشاره کرده بود برنامه مرداد به دلیل فشردگی لیگ تغییر کرده است. چند روز بعد وضعیت در اختیار گرفتن بازیکنان وخیمتر شد، اردوی ۸ شهریور با حضور تعداد بسیار محدودی از نفرات شکست خورد و خودش در نشست خبری علناً به سازمان لیگ اعتراض کرد.
بنابراین بهتر است مواضع او را مربوط به مقاطع مختلف دانست: رضایت از امکانات عمومی در یک مرحله و نارضایتی از دسترسی به بازیکنان در مرحله حساس پایانی.
نتیجه ناگویا چه بود؟ شروع خوب و سقوط در بازی سوم
تیم امید ایران بازیهای آسیایی را بد شروع نکرد.
شاگردان عبدی در مسابقه نخست امارات را ۳ بر یک شکست دادند و سپس برابر چین به تساوی بدون گل رسیدند. ایران پیش از بازی سوم چهار امتیاز داشت و در موقعیتی مناسب برای صعود قرار گرفته بود.
اما مسابقه با کره شمالی همهچیز را تغییر داد.
ایران با نتیجه ۴ بر یک شکست خورد و با چهار امتیاز، تفاضل گل منفی یک و رتبه سوم گروه از مسابقات کنار رفت. چین با پنج امتیاز صدرنشین شد و کره شمالی نیز با چهار امتیاز و تفاضل گل بهتر از ایران صعود کرد.
عبدی پس از این شکست نه داوری و نه مشکلات اردو را علت نتیجه معرفی نکرد. او همان روز از مردم عذرخواهی کرد و گفت شکست برایش «غیرقابل قبول» است.
این موضع، خط مهمی در ارزیابی پرونده ایجاد میکند: مشکلات آمادهسازی میتوانند بخشی از زمینه شکست باشند، اما خود سرمربی نیز مسئولیت نتیجه فنی را پذیرفته است.
فدراسیون یا کادر فنی؛ مسئول اصلی چه کسی است؟
واقعیت احتمالاً پیچیدهتر از انتخاب یکی از دو طرف است.
شواهد پیش از مسابقات نشان میدهد تیم امید در مهمترین هفتههای آمادهسازی با مشکل واقعی در اختیار گرفتن بازیکنان روبهرو بود. اردویی به دلیل تعداد اندک بازیکنان لغو شد، برنامه لیگ تغییر کرد و عبدی پیش از ناگویا چند بار به این وضعیت اعتراض کرد. اینها مسائل ثبتشدهاند و نمیتوان آنها را صرفاً «بهانه بعد از شکست» دانست.
در مقابل، تیمی که امارات را ۳ بر یک شکست داده و چین را متوقف کرده بود، در بازی تعیینکننده مقابل کره شمالی چهار گل خورد. چنین سقوطی فقط با تقویم لیگ توضیح داده نمیشود و عملکرد فنی، انتخاب ترکیب، آمادگی ذهنی بازیکنان و مدیریت مسابقه نیز بخشی از ارزیابی است.
حتی اجلال نصیری، مدیر تیم امید، پس از حذف گفته بود باشگاهها در نهایت همکاری کردند و فدراسیون نیز شرایط لازم را فراهم کرده بود.
همین تفاوت روایتها نشان میدهد پرونده نیازمند ارزیابی مستند برنامه اردوها، صورتجلسات فدراسیون و سازمان لیگ و تاریخ دقیق آزاد شدن بازیکنان است؛ نه صرفاً اظهارات متقابل بعد از حذف.
دعوای تاج و عبدی یک سؤال بزرگتر را زنده کرد
استعفای حسین عبدی پذیرفته شده و فدراسیون در مسیر انتخاب سرمربی جدید تیم امید قرار گرفته است، اما مسئلهای که او مطرح کرده با تغییر سرمربی حل نمیشود.
فوتبال امید ایران قرار است برای مسابقات انتخابی المپیک ۲۰۲۸ آماده شود و بخش زیادی از بازیکنان این تیم، نفرات ثابت باشگاههای لیگ برتری هستند. اگر از ابتدا سازوکاری روشن میان سازمان لیگ، باشگاهها و تیم ملی امید تعریف نشود، سرمربی بعدی نیز با همان تضاد مواجه خواهد شد: باشگاهها بازیکنانشان را برای لیگ میخواهند و تیم امید نیز برای ساخت یک تیم هماهنگ به اردوهای طولانیتر نیاز دارد.
اظهارات جدید عبدی بیش از آنکه فقط دفاع از کارنامه شخصی او باشد، دوباره مسئله قدیمی فوتبال پایه ایران را برجسته کرده است: داشتن هتل، بلیت و زمین تمرین با «داشتن تیم» یکسان نیست.
از سوی دیگر، شکست ۴ بر یک مقابل کره شمالی نیز یادآوری میکند کمبود اردو نمیتواند پاسخ همه پرسشهای فنی باشد. اکنون که هر دو طرف روایت خود را ارائه کردهاند، مهمترین سؤال این نیست که تاج یا عبدی کدامیک در جدال رسانهای دست بالا را دارند؛ سؤال اصلی این است که فدراسیون برای سرمربی بعدی تیم امید چه تغییری در ساختار آمادهسازی ایجاد خواهد کرد تا ۴۷ روز بدون تمرین گروهی دوباره تکرار نشود.