بحران خط حمله تیم ملی ۹۹ روز مانده به جام ملتها؛ سردار برگشت اما گلها برنگشت / زوج ۱۱۷ گله ایران خاموش شد
نام سردار آزمون پس از مدتها دوباره در فهرست تیم ملی برای مسابقات مقابل ازبکستان و روسیه قرار گرفت. آخرین حضور ملی او پیش از این اردو به ۵ فروردین ۱۴۰۴ و تساوی ۲ بر ۲ ایران مقابل ازبکستان بازمیگشت؛ همان مسابقهای که صعود ایران به جام جهانی ۲۰۲۶ قطعی شد.
آزمون پس از آن از تیم ملی فاصله گرفت و در فهرست ایران برای جام جهانی ۲۰۲۶ نیز حضور نداشت؛ فیفا هنگام اعلام فهرست ایران صراحتاً به غیبت سومین گلزن برتر تاریخ تیم ملی اشاره کرده بود.
اما دوری سردار فقط مسئله تیم ملی نبود.
این مهاجم در فصل ۲۰۲۵-۲۶ دو دوره طولانی مصدومیت را تجربه کرد. دادههای ثبتشده برای او از یک آسیبدیدگی زانو و سپس شکستگی پا حکایت دارد که مجموعاً حدود ۲۴۸ روز او را از میادین دور نگه داشت. باشگاه شباب الاهلی نیز مهر سال گذشته رسماً اعلام کرده بود آزمون از ناحیه مچ پای چپ آسیب دیده و به عمل جراحی نیاز دارد. او سرانجام در فوریه ۲۰۲۶ به میدان برگشت.
بنابراین اینکه آزمون پس از چنین دورهای هنوز به بهترین فرم فیزیکی و مسابقهای خود نرسیده باشد، دور از انتظار نیست.
خود قلعهنویی هم ناآمادگی آزمون و طارمی را تأیید کرد
آزمون در بازی نخست مقابل ازبکستان در نیمه دوم به زمین رفت و مقابل روسیه از ابتدا در کنار مهدی طارمی قرار گرفت.
این زوج سالها مهمترین سلاح هجومی ایران بودهاند. طارمی با ۶۰ گل و آزمون با ۵۷ گل، در مجموع ۱۱۷ گل ملی به ثمر رساندهاند؛ عددی که اهمیت آنها برای تیم ملی را نشان میدهد.
اما مقابل روسیه خبری از همکاریهای قدیمی نبود.
قلعهنویی پس از شکست دو بر صفر در کازان گفت آزمون و طارمی هر دو موقعیتهایی داشتند، اما چون در «شرایط ایدهآل بدنی» نبودند نتوانستند از آنها استفاده کنند.
این جمله شاید مهمترین هشدار پس از بازی روسیه باشد؛ زیرا تیم ملی تنها ۹۹ روز با جام ملتهای آسیا فاصله دارد و دو مهاجمی که قرار است بار اصلی گلزنی را به دوش بکشند، از نگاه خود سرمربی هنوز به آمادگی کامل نرسیدهاند.
طارمی هم در بهترین مقطع دورانش نیست
ماجرا فقط به سردار آزمون محدود نمیشود.
مهدی طارمی پیش از مسابقه با ازبکستان ۱۱۹ روز بود که برای تیم ملی گل نزده بود. آخرین گل ملی او به دیدار دوستانه مقابل گامبیا در ۲۹ مه بازمیگشت و در جام جهانی ۲۰۲۶ نیز نتوانست گلزنی کند.
طارمی در دو مسابقه اخیر مقابل ازبکستان و روسیه هم نتوانست این روند را متوقف کند.
برای مهاجمی که در بخش بزرگی از یک دهه گذشته گرهگشای تیم ملی بوده، چنین دورهای الزاماً به معنای افت دائمی نیست؛ اما وقتی همزمان آزمون نیز هنوز فرم مطلوبی ندارد، مسئله برای کادر فنی جدیتر میشود.
ایران عملاً در شرایطی به جام ملتها نزدیک میشود که دو مهاجم باتجربهاش هنوز به سطح معمول خود بازنگشتهاند.
آمار عجیب مقابل روسیه؛ ۷ بازیکن تهاجمی و فقط ۳ شوت در چارچوب
مشکل تیم ملی را نمیتوان صرفاً گردن مهاجمان انداخت.
آمار مسابقه روسیه نشان میدهد مسئله اصلی حتی پیش از ضربه نهایی آغاز میشود.
ایران در این مسابقه از مجموعهای از بازیکنان هجومی شامل طارمی، آزمون، دنیس اکرت، شهاب زاهدی و چند وینگر استفاده کرد، اما در پایان فقط ۸ شوت داشت که تنها سه ضربه در چارچوب بود. امید گل ایران نیز فقط ۰.۴۰ ثبت شد.
این اعداد نشان میدهد تیم ملی اساساً به اندازه کافی موقعیت گل نمیسازد.
اگر مهاجم در طول ۹۰ دقیقه چند بار بیشتر صاحب توپ مؤثر در محوطه جریمه نشود، انتظار گلزنی مداوم از او نیز منطقی نیست.
همین موضوع باعث میشود تعبیر «بحران خط حمله» فقط به افت فرم آزمون و طارمی محدود نباشد؛ مشکل به نحوه انتقال توپ از میانه میدان، کیفیت پاس آخر و ارتباط وینگرها با مهاجم نیز مربوط است.
آیا دنیس اکرت و شهاب زاهدی جواب ندادند؟
قلعهنویی برای این اردو فقط به طارمی و آزمون اکتفا نکرد.
دنیس اکرت از استاندارد لیژ بلژیک و شهاب زاهدی از جوهور دارالتعظیم مالزی دو مهاجم دیگر فهرست ۲۶ نفره ایران بودند.
نتیجه نهایی برای هیچکدام گل نبود، اما عملکرد زاهدی مقابل روسیه کاملاً بدون اثر هم نبود.
او پس از ورود به زمین یک پاس عمقی خوب برای اکرت ارسال کرد که مهاجم ایران پس از برخورد با مدافع روس در محوطه جریمه سرنگون شد؛ داور پنالتی اعلام نکرد. زاهدی در دقیقه ۸۸ نیز شوتی در چارچوب داشت که ماتوی سافونوف آن را مهار کرد.
بنابراین آلترناتیوها نشانههایی نشان دادند، اما هنوز نتوانستهاند آن چیزی باشند که تیم ملی در نبود فرم مطلوب طارمی و آزمون به آن نیاز دارد: گل.
شهاب زاهدی با ۱۰ گل به تیم ملی آمد
شرایط باشگاهی زاهدی اتفاقاً امیدوارکننده بود.
او با آمار ۱۰ گل و یک پاس گل برای جوهور دارالتعظیم مالزی به اردو رسید و پس از حدود سه سال دوباره فرصت حضور در تیم ملی پیدا کرد.
دنیس اکرت نیز پیش از اردو چهار گل در فوتبال بلژیک به ثمر رسانده بود.
این یعنی کادر فنی روی کاغذ فقط به مهاجمان باتجربه وابسته نیست. مسئله این است که فرم باشگاهی این بازیکنان هنوز به تیم ملی منتقل نشده است.
از همین رو شاید یکی از اصلیترین وظایف قلعهنویی در اردوهای بعدی، پیدا کردن ترکیبی باشد که مهاجم دوم و سوم تیم فقط برای دقایق پایانی وارد زمین نشوند، بلکه واقعاً بتوانند فشار رقابتی روی زوج اصلی ایجاد کنند.
گزینههای جوان هم در راه هستند
با وجود نگرانیهای فعلی، وضعیت خط حمله ایران کاملاً بدون آلترناتیو نیست.
پیش از اردوی اخیر از سعید سحرخیزان، کسری طاهری و پوریا شهرآبادی بهعنوان سه مهاجم جوان مورد توجه برای جام ملتها نام برده شده بود. سحرخیزان در شروع فصل استقلال دو گل و یک پاس گل داشت، طاهری برای سپاهان گل زده بود و شهرآبادی نیز در دقایق محدود خود عملکرد مؤثری نشان داده بود.
شهریار مغانلو و علی علیپور نیز همچنان از گزینههای باتجربهتر هستند.
این رقابت میتواند برای قلعهنویی خبر خوبی باشد؛ بهخصوص اگر فرم طارمی و آزمون در هفتههای آینده بهبود پیدا نکند.
۹۹ روز تا جام ملتها؛ زمان زیادی باقی نمانده است
کنفدراسیون فوتبال آسیا روز ۲۹ سپتامبر رسماً شمارش معکوس ۱۰۰ روزه جام ملتهای آسیا را آغاز کرد. رقابتها از ۷ ژانویه تا ۵ فوریه ۲۰۲۷ در عربستان برگزار خواهد شد؛ بنابراین در روز ۳۰ سپتامبر فقط ۹۹ روز تا آغاز مسابقات باقی مانده است.
ایران در مرحله گروهی باید با چین، قرقیزستان و سوریه روبهرو شود و طبق برنامه رسمی AFC، نخستین بازی ایران مقابل چین خواهد بود.
۹۹ روز در فوتبال ملی زمان زیادی نیست؛ تعداد اردوها محدود است و بخش اصلی آمادهسازی بازیکنان در باشگاهها انجام خواهد شد.
به همین دلیل وضعیت آزمون و طارمی در هفتههای آینده برای کادر فنی اهمیت ویژهای دارد.
بحران مهاجم یا بحران خلق موقعیت؟
دو شکست اخیر یک واقعیت مهم را روشن کردهاند: مشکل ایران تنها این نیست که مهاجمان گل نمیزنند.
در شکست ۳ بر یک مقابل ازبکستان و باخت دو بر صفر برابر روسیه، ایران پنج گل دریافت کرد و تنها یک بار گل زد. مقابل روسیه نیز با وجود تغییر سیستم و پنج تغییر در ترکیب اولیه، تیم نتوانست ساختار هجومی مؤثری ایجاد کند.
بنابراین اگر فقط منتظر بازگشت آزمون به فرم گذشته باشیم، احتمالاً بخشی از صورت مسئله نادیده گرفته میشود.
طارمی و آزمون برای گلزنی نیاز به تغذیه دارند؛ تیم به هافبکی نیاز دارد که پاس عمقی بدهد، وینگری که مدافع را از جریان بازی خارج کند و ساختاری که مهاجم را به جای دریافت توپ پشت به دروازه در موقعیت ضربه آخر قرار دهد.
سردار و طارمی هنوز مهمترین امید ایران هستند
با همه این نگرانیها، کنار گذاشتن این زوج از معادلات جام ملتها نیز منطقی نیست.
۱۱۷ گل ملی نشان میدهد طارمی و آزمون طی سالها چه تأثیری بر تیم ایران داشتهاند.
آزمون پس از دو مصدومیت طولانی برای بازگشت کامل به ریتم مسابقه نیاز به زمان دارد و طارمی نیز بارها در دوران حرفهای خود از دورههای کمگل عبور کرده است.
اما زمان این بار محدود است.
در فاصله ۹۹ روز تا جام ملتهای آسیا، مسئله اصلی برای قلعهنویی دیگر پیدا کردن نامهای بزرگ نیست؛ نامها مشخصاند. سؤال مهم این است که آیا زوج ۱۱۷ گله تیم ملی دوباره جان میگیرد و آیا ساختار تیم میتواند آنها را به اندازه کافی در موقعیت گل قرار دهد؟
اگر پاسخ مثبت باشد، خط حمله دوباره میتواند نقطه قوت ایران شود. اگر نه، آنچه در فرغانه و کازان دیده شد ممکن است از یک افت مقطعی به جدیترین نگرانی ایران پیش از جام ملتهای آسیا تبدیل شود.