کد خبر: ۶۶۷۷۲۱

۱۴ روز افتخار، بعد دوباره فوتبال؛ چرا بحران تیم ملی و امید تمام نمی‌شود؟

۱۴ روز افتخار، بعد دوباره فوتبال؛ چرا بحران تیم ملی و امید تمام نمی‌شود؟
بازی‌های آسیایی ناگویا برای ورزش ایران با ۱۹ طلا، ۱۸ نقره و ۱۵ برنز و مجموع ۵۲ مدال به پایان رسید؛ کاروان ایران با رکوردی بهتر از دوره قبل در رده ششم آسیا ایستاد، اما فوتبال درست در دل همین روزهای مدال‌آوری تصویری کاملاً متفاوت ارائه کرد. تیم امید با شکست سنگین ۴ بر یک برابر کره‌شمالی در مرحله گروهی حذف شد، تیم ملی بزرگسالان مقابل ازبکستان و روسیه دو شکست متوالی خورد، بازی سوم تدارکاتی نیز لغو شد و تیم امید هنوز پس از استعفای حسین عبدی به ثبات نرسیده است. حالا با پایان ۱۴ روز درخشش رشته‌های دیگر، دوباره پرسش قدیمی به مرکز توجه برگشته است: فوتبال ایران دقیقاً به کدام سمت می‌رود؟
۱۱:۲۴ - ۱۴ مهر ۱۴۰۵
وانانیوز|

چهارده روز بازی‌های آسیایی فرصتی بود تا بخش بزرگی از ورزش ایران تصویر متفاوتی از خود نشان دهد. کشتی، وزنه‌برداری، تکواندو، والیبال، روئینگ و چند رشته دیگر مدال گرفتند و تعداد طلاهای ایران را به ۱۹ رساندند؛ آماری که رکورد ۱۳ طلای دوره قبلی را هم پشت سر گذاشت. کاروان ایران در پایان با ۵۲ مدال در جایگاه ششم جدول ایستاد.

اما درست در همین دوره، فوتبال روایت دیگری داشت؛ روایتی که کمتر شباهتی به روند صعودی سایر رشته‌ها داشت.

ناگویا برای فوتبال با شکست ۴ بر یک تمام شد

تیم فوتبال امید ایران که با هدف کسب نتیجه و آماده‌سازی برای مسیر المپیک در ناگویا حاضر شده بود، نتوانست حتی از مرحله گروهی عبور کند.

شکست ۴ بر یک مقابل کره‌شمالی در سومین مسابقه گروهی باعث حذف ایران شد و حسین عبدی بلافاصله پس از بازگشت تیم به تهران از سمت خود استعفا کرد.

برای فوتبالی که آخرین حضورش در بازی‌های المپیک به مونترال ۱۹۷۶ برمی‌گردد، این حذف فقط یک ناکامی در بازی‌های آسیایی نبود. در سال ۲۰۲۶ دقیقاً نیم قرن از آخرین حضور واقعی فوتبال ایران در المپیک گذشته است. ایران برای المپیک ۱۹۸۰ نیز سهمیه گرفته بود اما در نهایت در مسابقات شرکت نکرد؛ از آن زمان هیچ تیم ایرانی روی چمن مسابقات فوتبال المپیک دیده نشده است.

بنابراین هر ناکامی تیم امید، فراتر از یک نتیجه مقطعی، ادامه همان بحران طولانی در فوتبال پایه و انتقال بازیکن به سطح بزرگسالان است.

تیم امید بدون ثبات؛ پروژه افشین قطبی هم منتفی شد

بعد از استعفای عبدی، فدراسیون خیلی زود وارد مذاکره با افشین قطبی شد. حتی صحبت از این بود که او همزمان مدیر فنی تیم‌های پایه و سرمربی تیم امید شود. مدیر برنامه قطبی نیز هفتم مهر تأیید کرده بود که مذاکرات در جریان است.

اما تنها دو روز بعد، پروژه حضور قطبی منتفی شد. گزارش تسنیم در ۹ مهر نشان داد مذاکرات به نتیجه نهایی نرسیده و فدراسیون دوباره به سراغ بررسی گزینه‌های داخلی و خارجی رفته است.

یعنی تیمی که باید پروژه لس‌آنجلس ۲۰۲۸ را از حالا با برنامه‌ای دقیق دنبال کند، پس از حذف از ناگویا هنوز درگیر تعیین تکلیف کادر فنی است.

این همان نقطه‌ای است که انتقادها از نتیجه مسابقه فراتر می‌روند؛ مشکل فقط باخت نیست، بلکه تکرار چرخه «شکست، تغییر مربی، مذاکره، منتفی شدن مذاکره و شروع دوباره» است.

تیم ملی همزمان دو بار شکست خورد

در همان روزهایی که ورزشکاران ایران در ناگویا مدال می‌گرفتند، تیم ملی بزرگسالان نیز فیفادی ناموفقی را پشت سر گذاشت.

ایران ابتدا در فرغانه با نتیجه ۳ بر یک مقابل ازبکستان شکست خورد. الدور شومورودوف دو بار و حسین نورچائف برای ازبکستان گل زدند و تنها گل ایران نیز با گل‌به‌خودی حریف ثبت شد.

پنج روز بعد، تیم امیر قلعه‌نویی در کازان با نتیجه ۲ بر صفر مقابل روسیه شکست خورد. هر دو گل روس‌ها در همان نیمه نخست به ثمر رسید و تیم ملی حتی با وعده ارائه «مدل متفاوت» نیز نتوانست نتیجه را تغییر دهد.

به این ترتیب فوتبال ملی در فاصله‌ای کوتاه، هم در رده امید حذف شد و هم در سطح بزرگسالان دو شکست پیاپی خورد.

بازی سوم هم برگزار نشد؛ یک فیفادی با دو شکست تمام شد

پس از این دو شکست، فدراسیون به‌دنبال برگزاری سومین مسابقه بود. نام گینه‌بیسائو و گینه استوایی مطرح شد، اما در نهایت به دلیل مشکلاتی نظیر ویزا و غیبت نفرات حریف، هیچ‌یک از مذاکرات به مسابقه ختم نشد و فیفادی ایران با همان دو شکست پایان یافت.

این بخش شاید بیشتر از نتیجه بازی‌ها مسئله برنامه‌ریزی را زیر سؤال ببرد. تیم ملی کمتر از چهار ماه تا جام ملت‌های آسیا فرصت دارد و AFC رسماً اعلام کرده جام ملت‌های ۲۰۲۷ از ۷ ژانویه آغاز خواهد شد. در پایان سپتامبر نیز شمارش معکوس ۱۰۰ روزه مسابقات آغاز شده بود.

در چنین مقطعی، هر پنجره ملی ارزش زیادی دارد. لغو یک بازی تدارکاتی شاید در شرایط عادی اتفاق مهمی نباشد، اما برای تیمی که در آستانه جام ملت‌هاست، فرصت ازدست‌رفته محسوب می‌شود.

تورنمنت بصره؛ آخرین آزمون یا فرصت حماسه‌سازی تبلیغاتی؟

برنامه بعدی تیم ملی حضور در تورنمنت چهارجانبه بصره در فاصله ۱۸ تا ۲۶ آبان است.

طبق تازه‌ترین برنامه منتشرشده، ایران باید در مسابقه نخست با فلسطین روبه‌رو شود و عراق و لبنان نیز در سوی دیگر جدول قرار می‌گیرند. با این حال حتی درباره ترکیب نهایی تورنمنت نیز گزارش‌های متناقض وجود دارد؛ یک گزارش از قطعی شدن حضور فلسطین و لبنان خبر داده و گزارشی دیگر در همان مقطع نوشته حضور فلسطین هنوز کاملاً نهایی نشده است.

همین نوسان در نام تیم‌ها نشان می‌دهد حتی آخرین پنجره جدی آماده‌سازی ایران پیش از جام ملت‌های آسیا هنوز از نظر کیفیت و ترکیب حریفان با ابهام روبه‌روست.

مشکل بزرگ‌تر این است که نتیجه گرفتن مقابل حریفان پایین‌تر نباید ضعف‌های ساختاری تیم ملی را پنهان کند. برد در بصره می‌تواند از نظر روحی مفید باشد، اما نباید دو شکست اخیر، ضعف در جوان‌گرایی و مشکلات تاکتیکی را از دستور کار خارج کند.

ورزشگاه هم نداریم؛ بحران فقط داخل زمین نیست

مشکلات فوتبال ایران به نیمکت و ترکیب محدود نمی‌شود.

مهدی تاج همین روزها اعلام کرده هیچ‌یک از ورزشگاه‌های ایران در بالاترین سطح مورد اشاره AFC یعنی رده A قرار ندارند؛ ورزشگاه پارس شیراز تنها مجموعه‌ای است که شرایط دریافت سطح B را دارد و سایر ورزشگاه‌ها در رده C قرار گرفته‌اند.

این خبر در کنار بازسازی طولانی آزادی، مشکلات میزبانی باشگاه‌ها و سخت‌تر شدن استانداردهای مجوز حرفه‌ای، نشان می‌دهد بحران فوتبال ایران فقط «چرا مهاجم گل نزد؟» یا «چرا مربی تعویض نکرد؟» نیست.

مسئله از زمین تمرین و آکادمی شروع می‌شود و تا ورزشگاه، مدیریت، برنامه‌ریزی تیم‌های پایه و انتخاب مربی ادامه پیدا می‌کند.

لیگ نیمه‌تمام؛ حاشیه‌ای که هنوز تمام نشده است

فوتبال باشگاهی نیز میراث سنگینی از فصل قبل دارد. لیگ برتر ۱۴۰۵-۱۴۰۴ به دلیل شرایط خاص کشور نیمه‌تمام ماند و بدون تعیین قهرمان و تیم‌های سقوط‌کننده بسته شد؛ تصمیمی که طبیعی بود تبعات حقوقی و ورزشی آن تا فصل بعد ادامه پیدا کند.

بنابراین وقتی فوتبال دوباره تیتر اول رسانه‌ها می‌شود، بخش بزرگی از اخبار مربوط به مسابقه و کیفیت فنی نیست؛ بحث‌های مدیریتی، پرونده‌های انضباطی، مجوز حرفه‌ای، تعیین تکلیف گذشته و اختلافات هنوز سهم بزرگی از فضای فوتبال را گرفته‌اند.

۱۴ روز مقایسه‌ای که برای فوتبال خوشایند نبود

بازی‌های آسیایی ناگویا شاید بیش از هر چیز یک مقایسه ناخواسته ایجاد کرد.

در یک سو رشته‌هایی بودند که با امکانات و توجه رسانه‌ای بسیار کمتر به مدال رسیدند و در سوی دیگر فوتبال قرار داشت که همچنان بیشترین بودجه، بیشترین پوشش رسانه‌ای و بیشترین امکانات ورزش حرفه‌ای ایران را به خود اختصاص می‌دهد، اما در همان بازه زمانی نتایج مطلوبی نگرفت.

این به معنای نادیده گرفتن پیچیدگی فوتبال یا کم‌ارزش دانستن رقابت‌های آن نیست؛ فوتبال در آسیا رقابتی‌تر از بسیاری از رشته‌هاست. اما همین گستردگی منابع و اهمیت فوتبال، سطح پاسخگویی بالاتری نیز مطالبه می‌کند.

جام ملت‌های آسیا از ۷ ژانویه آغاز می‌شود، تیم امید باید هرچه زودتر پروژه المپیک ۲۰۲۸ را از نو سامان دهد و وضعیت زیرساخت‌ها نیز نیازمند اصلاحی جدی است.

ضمن اینکه از ۱۸ تا ۲۴ اکتبر بازی‌های پاراآسیایی آیچی-ناگویا برگزار خواهد شد؛ مسابقاتی که ایران در دوره‌های قبل نیز یکی از قدرت‌های مهم آن بوده است.

شاید بار دیگر مدال‌آوری رشته‌های دیگر برای چند روز تیتر فوتبال را کنار بزند؛ اما مسئله اصلی با تغییر تیتر رسانه‌ها حل نمی‌شود. فوتبال ایران بیش از یک برد مقطعی در بصره یا چند نتیجه خوب در لیگ به برنامه‌ای نیاز دارد که از تیم‌های پایه تا تیم ملی، از ورزشگاه تا مدیریت و از انتخاب مربی تا تقویم مسابقات، قابل اندازه‌گیری و پاسخگو باشد.

بعد از ۱۴ روزی که ورزش ایران ثابت کرد هنوز ظرفیت افتخارآفرینی بالایی دارد، فشار روی فوتبال بیشتر شده است؛ چون دیگر نمی‌توان همه ناکامی‌ها را با کمبود استعداد یا امکانات توضیح داد. سؤال حالا ساده‌تر و جدی‌تر است: این همه سرمایه و توجه، چه زمانی قرار است به یک ساختار پایدار و نتیجه‌ای متناسب با ظرفیت فوتبال ایران تبدیل شود؟

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط
پربحث