طعنه تند نکونام به قلعهنویی بعد از دو شکست تیم ملی؛ «یک محبی نبود، این همه وینگر در لیگ داریم!»
تیم ملی ایران در پنجره اخیر ابتدا روز ۲۴ سپتامبر مقابل ازبکستان با نتیجه ۳ بر یک شکست خورد و پنج روز بعد نیز برابر روسیه با نتیجه ۲ بر صفر بازنده شد. به این ترتیب شاگردان قلعهنویی در دو مسابقه دوستانه پنج گل خوردند و فقط یک بار موفق به گلزنی شدند. این نتایج، بهویژه در فاصله چند ماه تا جام ملتهای آسیا، دوباره کیفیت فنی تیم و انتخاب نفرات را به بحث اصلی فوتبال ایران تبدیل کرد.
قلعهنویی پس از شکست مقابل روسیه گفت از نتیجه ناراضی است اما این دو مسابقه برای شناخت ضعفهای تیم مفید بودهاند. او همچنین اعلام کرد برخی بازیکنانی که در این اردو فرصت گرفتهاند و نتوانستهاند خواستههای کادر فنی را اجرا کنند، احتمالاً در اردوهای بعدی دعوت نخواهند شد.
قلعهنویی دقیقاً درباره محبی و قدوس چه گفت؟
جملهای که حالا باعث کنایه نکونام شده، بخش دیگری از نشست خبری سرمربی تیم ملی بود.
قلعهنویی تأکید کرد ایران در این اردو محمد محبی را به دلیل مشکلات اقامتی در کرواسی و سامان قدوس را به علت مصدومیت در اختیار نداشته و این دو را بازیکنانی «کلیدی و تأثیرگذار» دانست. او سپس گفت با بازگشت این نفرات، وضعیت تیم بهتر خواهد شد.
این صحبت لزوماً به معنای آن نبود که قلعهنویی تمام مسئولیت شکست را به نبود محبی و قدوس نسبت داده است؛ او در همان نشست از اشتباهات تیم، ضعف برخی نفرات و عدم آمادگی ایدهآل بعضی مهاجمان نیز صحبت کرد. اما برجسته کردن دو غایب در شرایطی که تیم ملی دو مسابقه را باخته بود، مورد توجه منتقدان قرار گرفت.
حالا نکونام دقیقاً روی همین نقطه دست گذاشته است.
نکونام چه گفت؛ کنایهای که نام محبی را وسط کشید
سرمربی تراکتور ابتدا درباره وضعیت تیم خودش صحبت میکرد.
نکونام توضیح داد برای خلق موقعیت بیشتر به بازیکنان خلاق احتیاج دارد و از مهدی ترابی، مهدی هاشمنژاد، مهدی قایدی و امیرحسین حسینزاده بهعنوان بازیکنانی نام برد که میتوانند در یک لحظه نتیجه مسابقه را تغییر دهند.
او سپس بحث را به تیمهای مدعی کشاند و گفت استقلال، پرسپولیس و سپاهان نیز اگر یکی از وینگرهای اصلی خود را نداشته باشند، تفاوت در کیفیت بازیشان مشخص خواهد شد.
اما جمله بعدی بود که بحث را از تراکتور به تیم ملی برد:
نکونام گفت وقتی «طرف یک وینگرش نبوده» سریع درباره نبود او صحبت میشود و سپس بهطور مشخص نام محمد محبی را مطرح کرد. او اضافه کرد لیگ ایران ۱۸ تیم دارد و وینگرهای خوب زیادی وجود دارند که میتوان آنها را انتخاب و استفاده کرد.
یک نکته هم باید اصلاح شود: عبارت منتشرشده از نکونام این نیست که «هر یک از ۱۸ تیم، ۱۸ وینگر دارد»؛ او گفته در لیگ ۱۸ تیم وجود دارد و دستکم تعداد قابل توجهی وینگر خوب در آنها هستند که میتوانند مورد استفاده قرار بگیرند.
نکونام تکذیب کرد، اما آیا واقعاً منظورش قلعهنویی نبود؟
در پایان نشست، خبرنگاران از نکونام پرسیدند آیا مخاطب این صحبتها امیر قلعهنویی بوده است و او حاضر نشد چنین برداشتی را تأیید کند.
با این حال از نظر محتوایی، ارتباط بسیار روشن است.
تنها چند روز قبل، قلعهنویی به شکل مشخص از غیبت محبی صحبت کرده بود و نکونام نیز دقیقاً نام همان بازیکن را در بحث «نبود یک وینگر» مطرح کرد. رسانههای ورزشی امروز نیز تقریباً به اتفاق این قسمت را به عنوان کنایه به سرمربی تیم ملی بازتاب دادهاند.
بنابراین دقیقترین بیان این است: نکونام رسماً نگفت مخاطبش قلعهنویی است، اما قرائن جمله و ذکر نام محبی باعث شده این برداشت بسیار مستقیم باشد.
اصل اختلاف چیست؛ غیبت ستاره یا مسئولیت انتخاب؟
پشت این کنایه یک اختلاف فنی مهم وجود دارد.
از نگاه قلعهنویی، محبی و قدوس دو بازیکن تأثیرگذار هستند و نبود بازیکنان خلاق طبیعتاً کیفیت تیم را پایین میآورد. این استدلال از نظر فوتبالی قابل فهم است؛ تقریباً هر تیم ملی با غیبت چند مهره اصلی افت میکند.
اما نگاه نکونام به موضوع متفاوت است.
او میگوید وقتی یک تیم باشگاهی مانند تراکتور به دلیل مصدومیت ترابی یا هاشمنژاد بازیکن خلاقش را ندارد، مجبور است با نفرات موجود راهحل پیدا کند. از همین زاویه، تیم ملی که امکان انتخاب بهترین بازیکنان کل لیگ و لژیونرها را دارد، باید ظرفیت بیشتری برای جایگزینی یک وینگر داشته باشد.
این همان جایی است که کنایه او جدی میشود: تیم ملی محدود به یک اسکواد باشگاهی نیست؛ سرمربی میتواند از کل فوتبال ایران بازیکن انتخاب کند.
آیا لیگ ایران واقعاً وینگر کافی برای تیم ملی دارد؟
از نظر تعداد، بله؛ لیگ ایران گزینههای متعددی در پستهای کناری دارد. اما مسئله تیم ملی فقط «وجود یک وینگر» نیست.
محمد محبی بازیکنی با خصوصیات مشخص است؛ قدرت حمل توپ، دویدن بدون توپ، ورود به محوطه جریمه و توانایی بازی در عرض و نیمفضا. سامان قدوس نیز اساساً نقش متفاوتی دارد و بیشتر در اتصال خط میانی به حمله، دریافت بین خطوط و پاس آخر مؤثر است.
بنابراین جایگزین کردن این بازیکنان صرفاً با دعوت یک وینگر دیگر حل نمیشود.
با این حال نقد نکونام از منظر عمق فهرست و آمادهسازی گزینه دوم همچنان قابل بحث است. اگر سیستم یک تیم ملی به اندازهای به یک یا دو نفر وابسته باشد که نبود آنها کیفیت ساخت موقعیت را بهشدت پایین بیاورد، باید پرسید آیا برنامه جایگزین کافی وجود داشته است یا خیر.
پنج گل خورده؛ مشکل تیم ملی فقط وینگر نبود
اعداد دو مسابقه اخیر هم نشان میدهد تمام مسئله را نمیتوان در نبود بازیکنان هجومی خلاصه کرد.
ایران مقابل ازبکستان سه گل و برابر روسیه دو گل دریافت کرد. قلعهنویی نیز بعد از مسابقه روسیه اذعان کرد دو گل روی اشتباهات بازیکنان به ثمر رسیده و برخی نفرات نتوانستهاند خواستههای کادر فنی را اجرا کنند.
پس حتی اگر محبی و قدوس در خلق موقعیت میتوانستند به تیم کمک کنند، حضور آنها الزاماً مشکلات دفاعی و اشتباهات فردی را برطرف نمیکرد.
این نکته باعث میشود تحلیل دو شکست اخیر فراتر از یک یا دو غایب باشد: ساختار دفاعی، کیفیت انتقال توپ، آمادگی بدنی برخی بازیکنان و انتخاب نفرات همگی باید همزمان بررسی شوند.
یک رقابت قدیمی دوباره وارد فضای رسانهای شد؟
نکونام و قلعهنویی هر دو از مربیان مطرح نسل فعلی فوتبال ایران هستند و در سالهای گذشته نیز مواضع متفاوتی درباره مسائل فنی و مدیریتی داشتهاند.
با این حال تبدیل جمله امروز به «جنگ رسمی» میان دو مربی اغراقآمیز است.
نکونام حتی پس از آنکه خبرنگاران موضوع را مستقیم مطرح کردند، نخواست اسم قلعهنویی را به عنوان مخاطب حرفهایش تأیید کند. در مقابل، تا زمان تنظیم این گزارش نیز پاسخ مستقیمی از سوی سرمربی تیم ملی به صحبتهای نکونام منتشر نشده است.
بنابراین فعلاً با یک کنایه فنی و رسانهای مواجهیم، نه یک اختلاف رسمی و علنی.
کنایه نکونام یک سؤال جدی برای تیم ملی باقی گذاشت
فارغ از اینکه جواد نکونام بعدها بگوید منظورش قلعهنویی بوده یا نه، سؤال مطرحشده در حرفهایش باقی میماند.
تیم ملی ایران دو بازی تدارکاتی را باخته، پنج گل دریافت کرده و سرمربی بعد از مسابقه از نبود دو بازیکن تأثیرگذار نیز صحبت کرده است. قلعهنویی حق دارد اهمیت محبی و قدوس را یادآوری کند، اما منتقدان نیز حق دارند بپرسند چرا تیم ملی با دسترسی به گستردهترین مجموعه بازیکنان ایرانی، برای غیبت چنین نفراتی راهحل مؤثرتری نداشته است.
از همین زاویه، طعنه نکونام بیشتر از یک جمله جنجالی ارزش دارد.
پیام او این است که سرمربی باشگاهی مجبور است با داشتههای محدود خود راهحل بسازد؛ اما تیم ملی باید بتواند از کل ظرفیت فوتبال ایران گزینه جایگزین پیدا کند.
حالا پاسخ واقعی نه در نشستهای خبری، بلکه در اردوهای بعدی مشخص خواهد شد؛ جایی که قلعهنویی باید نشان دهد دو شکست مقابل ازبکستان و روسیه واقعاً به شناسایی ضعفها منجر شده و تیم ملی بدون وابستگی بیش از حد به یکی دو مهره، برای چالشهای بعدی آمادهتر شده است.