آرفی: الان سه دل شدهام ایران، آلمان، آلبانی
از وقتی از ابومسلم رفته بودی چند سال میشود که به ایران نیامده بودی؟
من دو سال پیش مشهد بودم. یک خانواده و دوستانی بسیار خوب در مشهد دارم.
یکی از برادرانم در این خانواده به خاطر سکته قلبی فوت شده بود. این بار هم
که به خاطر فوت هادی آمدم. امیدوارم دفعه سومی که به ایران میآیم برای
اتفاق خوبی باشد.
وقتی از فوتبال ایران رفتی در آلمان چه کار میکردی؟
در آلمان زیاد بازی نکردم. رفتم به یک تیم از لیگ دسته ۳. یکی از دوستان
صمیمیام آنجا مربی بود. به او گفتم میآیم و در دقایقی از بازیها کمکت
میکنم. کلا یک سال و نیم در آلمان بازی کردم و بعد فوتبال را کنار گذاشتم.
یعنی کلا فوتبال را گذاشتی کنار؟
بله، دیگر نمیخواهم به شکل حرفهای بازی کنم. من دوست داشتم فقط در ایران
بازی کنم نه جای دیگر. در ایران هم که هر جا بازی کردم کارم به شکایت
کشید. (با خنده)
تو با کلی سروصدا آمدی پرسپولیس اما در این تیم موفق نشدی؛ چرا؟
نمیدانم چه بگویم. من در پرسپولیس در اوج بودم اما به من بازی نمیدادند. اینطور هم نیست که گل نزده باشم، گل هم زدم.
اتفاقا چندتا گل مهم زدی. یکی به سایپا بعد از ۵ باخت پیاپی در ورزشگاه تختی.
بله، خیلی مهم بود. آن موقع کسی گل نمیزد.
یک گل هم زدی به استیلآذین که خیلی سروصدا کرد. همان سوشا که با تو درگیر شد الان آمده پرسپولیس.
(با خنده) آره فهمیدم. در این ۱۲-۱۰ روزی که ایران هستم حتما یک روز میروم سر تمرین پرسپولیس.
چرا در پرسپولیس بازیات نمیدادند؟
از من میپرسی چرا؟ من نمیدانم چرا بازی نمیکردم. کار من فوتبال بود و
کارم را خوب انجام میدادم. خوب تمرین میکردم و زندگیام حرفهای بود.
رفتار مربی با من خوب بود و هیچ مشکلی نداشتم.
سرمربی با تو مشکل داشت یا مساله دیگری در میان بود؟
نمیدانم. من با کسی مشکل نداشتم. وقتی رفتم تراکتور هم ۵ تا بازی اول
فیکس بودم. سپاهان را هم بردیم که من تکگل تیم را زدم اما یکهو از تیم
آمدم بیرون. اینکه چرا بازیام ندادند دیگر دست من نیست.
آنجا چرا به مشکل خوردی؟
اصلا نمیدانم. نباید از من بپرسید. من اگر میدانستم مشکل چیست که شرایط را عوض میکردم.
با این حساب بهترین دوره حضورت در ایران همان فصلی بود که در پیام بودی.
نه، پرسپولیس بود. درست است که من در پیام زیاد گل زدم اما در پرسپولیس
خیلی حال میکردم و خیلی دوست داشتم. پرسپولیس واقعا تیم خوبی بود. من با
پرسپولیس دو بار قهرمان جام حذفی شدم.
بازی با بنیادکار در لیگ قهرمانان هم میتوانستی ستاره بازی باشی اما شانس نداشتی.
در آن بازی یک گل زدم اما ضربه دقیقه ۹۴ نرفت توی گل. اگر آن توپ گل میشد
بازی ۲-۲ می شد اما بدشانسی آوردیم و ۲-۳ باختیم. واقعا بهترین تیم را
داشتیم. خیلی زود گذشت.
تو با شکوری، شیری و خلیلی رابطه خیلی خوبی داری.
ما در واتس آپ یک گروه داریم که هر روز با هم در تماس هستیم و برای هم عکس
میفرستیم. با محسن، ابی و مهدی شیری در فیس تایم هفتهای یک بار صحبت
میکنیم.
خیلی عجیب است. فارسی صحبت کردنت حتی از زمانی که در ایران بودی خیلی بهتر شده.
من بعد از آن چند سالی که در ایران بودم دیگر ایرانی شدهام. باور کن در
آلمان، اتریش یا فرانسه که هستم اولین کاری که میکنم این است که دنبال
رستوران ایرانی میگردم. در آلمان هم تمام رستورانهای ایرانی در هامبورگ،
فرانکفورت و شهرهای دیگر من را میشناسند. وقتی ایران هم آمدم اولین کاری
که کردم این بود که بروم با محسن خلیلی آبگوشت بخورم چون در اروپا آبگوشت
زیاد نیست.
پس با ایرانیها حسابی اخت شدهای؟
بله، با دوستانم که همیشه در تماسم. یک خانواده هم در مشهد دارم که از قدیم
با آنها رفت و آمد دارم. خانواده آقای حسین حسینپور دیگر دوست من حساب
نمیشوند بلکه خانوادهام هستند. آقای حسینپور به من میگوید پسرم و من هم
به ایشان میگویم بابا. واقعا در مشهد یک خانواده دارم که آنها هم سالی
۷-۶ بار میآیند آلمان پیش من.
دخترت چطور است؟ راستی اسمش چی بود؟
دویی، حالش خوب است. الان هم خیلی ناراحت شده که من آمدم ایران چون خیلی
دوست داشت بیاید. دویی بزرگ شده و دختر خیلی خوشگلی شده است. واقعا به خاطر
داشتن چنین دختری شانس آوردهام.
به غیر از دوستان غیرفوتبالیات بیشتر از همه دوست داشتی چه کسی را در ایران ببینی؟
خب معلوم است، دوستانم را اما به غیر از اینها در ایران، من از دو نفر
خیلی خوشم میآید و اخلاقشان را دوست دارم. من آقای محمود خان را خیلی
دوست دارم. آقا کریم را هم دوست دارم و با او در تماسم. هر سه چهار ماه با
او در تماس هستم. واقعا دیروز (دوشنبه) وقتی محمود خان را دیدم اشک به چشمم
آمد. یاد روزهایی افتادم که با هم بودیم. من محمود خان را خیلی دوست دارم.
وقتی به سایپا گل زدم رفتم سمت نیمکت طرف ایشان، یادت میآید؟ من دقیقه ۷۰
رفتم توی زمین و قبل از آن به محمود خان گفتم گل میزنم. محمود خان گفت تو
برو فقط خوب بازی کن، گفتم نه، گل میزنم. وقتی هم که گل زدم رفتم پیش
محمود خان.
دیگر با چه کسانی در ایران در ارتباط هستی؟
با مهدی هاشمی نسب. هر چند وقت یک بار صحبت میکنیم.
خداداد چطور؟
خداداد خیلی درگیر است و وقت ندارد، وقتی رفتم مشهد پیش خداداد رفتم اما
او خیلی وقت ندارد. من علی دایی را هم خیلی دوست دارم اما با او هم زیاد
ارتباط ندارم.
ظاهرا یک شرکت بیمه داری و کار مدلینگ هم میکنی. درآمدش از فوتبال بهتر است؟
بد نیست.
کدام شهر آلمان زندگی میکنی؟
مانهایم در شرق آلمان. یک تیم قدیمی هم دارد به اسم والدهوف مانهایم.
سال قبل آلمان در جام جهانی قهرمان شد، حتما خیلی خوشحال شدی؟
بله، خیلی خوب بود. راستی حتما میدانی که من آلمانی نیستم و برای آلبانی و کوزو هستم.
بله و جالب است که آلبانی صعود کرده به جام ملتهای اروپا.
بله، می روند پاریس. برای اولین بار است که صعود میکنند. یک مربی ایتالیایی دارند که اسمش یادم نیست.
حالا در یورو طرفدار آلمان هستی یا آلبانی؟
الان من سه دل شدهام؛ آلمان، آلبانی و ایران. من در جام جهانی هم میرفتم رستورانهای ایرانی و بازیهای ایران را تماشا میکردم.
الان شرایط بدنیات چطور است؟
تمرین میکنم. اگر بخواهم فوتبال بازی کنم دو سه ماهه بدنم را آماده
میکنم اما همیشه تمرین میکنم تا چاق نشوم. در آلمان حال ندارم فوتبال
بازی کنم. آلمان اصلا عوض شده و آنجا فقط به جوانهای ۲۰-۱۹ ساله نگاه
میکنند.
نمیخواستم درباره شکایتت از پرسپولیس و تراکتورسازی سوال کنم. اگر خودت دوست داری بگو.
مهم نیست. من برای این به ایران نیامدهام. انشاءا... که مشکل حل میشود.
ظاهرا تو از پرسپولیس به کمیته انضباطی فوتبال ایران شکایت کرده بودی و به همین خاطر فیفا جوابت را نداده.
بله، فیفا گفت کمیته انضباطی باید کارت را انجام دهد و من هم نامه کمیته
انضباطی ایران را دارم. بعدش هم باشگاه باید به فکر بازیکنش باشد. من از
دخترم دور بودم و بازی کردم. خیلی زشت است که پول بازیکنان را نمیدهند.
راستی از هادی خاطره خوبی در ذهنت مانده؟
بله خاطره خوب داشتم. هادی بازیکن خوب و آدم خوبی بود و هیچوقت حرف بد
نمیزد. وقتی هادی را شناختم همهاش با هم بودیم اما در تنیس فوتبال
میگفتم تو برو تیم مقابل چون قدش کوتاه بود و نمیتوانست توپ را از روی
تور رد کند؛ هادی هم میخندید. امروز هادی نیست و دیگر نمیتوانم بگویم برو
تیم مقابل.
شنیدم با مهدی شیری رفته بودی کنسرت رضا یزدانی و موزیک راک خیلی دوست داری. خوش گذشت؟
بله، خیلی خوب بود. امشب هم میرویم تئاتر. از وقتی آمدهام با دوستان
خوبم هستم چون دلم برایشان تنگ شده بود. من در آلمان تنها هستم اما اینها
مدام با هم هستند.