برانكو و شفر، مردان كليدى

چه گفته بوديم؟ چرا گفته بوديم؟ بر اساس كدام ديدهها يادآور شديم كه:... از كوزه ليگ برتر همان تراود كه در اوست!
١- تراكتورسازى خيلى پيشتر و ذوبآهن شب پيش، دوباره و چندباره همين واقعيت را يادآور شدند! ديديم كه «چه را» ديديم و «چه را» گفتيم! تراكتورسازى بازى برتر را باخت و ذوبآهن هم به همين سرنوشت دچار گشت! بر بازى مسلط شد اما از تسلط خود هيچ فايدهاى نبرد! بازى احساسى تيم آقاى قلعهنویى، در روزى كه دروازهبان «مظاهرى» را برتر از همه مىديد، بىفايده ماند! مرتضى تبريزى سر نزد و بلندپروازى نكرد، مسير رسيدن به گل براى تيم ذوبآهن مسدود شد! اين فرمول وقتى عليه مردان ژنرال- در مقابل چشمان گشاد شده از ناباورى او- مؤثر افتاد كه از استنلى كىروش هم در دالان پنالتى حريف قطرى، آبى گرم نشد! و به اين ترتيب، از كوزه ليگ برتر، همان تراويد كه در اوست! نه بيشتر و نه كمتر! در فاصله ٧٠ روز تا جام جهانى، اين خبر خوبى نيست!
٢- در ماجراى صعود پرسپوليس و استقلال، يك عامل ديگر كه بسيار هم مؤثر است تأثيرى دارد زياد! در كارنامه اين دو تيم، نقشى بايد قائل شد براي دو مرد ديگر!
اول- نقش برانكو ايوانكوويچ در تيم پرسپوليس كه از مردان دانا و هم از زياددانهاى حاضر در ليگ برتر است!
دوم- اهميت وجودى وينفرد شفر">شفر كه با جسارت آلمانى، با دانش بوندسليگايى و با اعتماد بهنفس مردان درجه اول فوتبال اروپا، در حيطه عمل خود، كارى مىكند كه از همه ساخته نيست! پرسپوليس و استقلال هم، فوتبالى دارند از جنس فوتبال ايرانى اما جورى بازى مىكنند كه يادآور مىشوند، اهميت استفاده از دانش و تجربه مردان كارنامهدار، مردان باسواد و مردان دانشمدار را!
***
از ليگ برتر، همان تراود كه در اوست! پرسپوليس و استقلال، خود را از ليگ برتر جدا مىكنند! ليگ برتر بايد خودش را از ليگ برتر جدا كند! سخت است اما ضرورى است و شدنى! واجب عينى!
دو نوع ذوبآهن
٣- ذوبآهن هم سزاوار اين جدا شدن و ديگر شدن، هست! به يك شرط، با يك سلسله شروط ساده و پيچيده! ذوبآهن، در ليگ آسيا، انگار روح خود را همراه ندارد! سه باخت از پنج بازى، يعنى اينكه ما با دو نوع ذوبآهن طرفيم! تيمى كه مىبازد و زياد مىبازد! تيمى كه مىبرد و خوب مىبرد! «امير» بايد شانه به شانه شفر و برانكو پرواز كند! در بالا و با گشادهبالى! ديروز به گذشته پيوست! فردا را از امروز بايد ساخت! با عقل و با شجاعت! با برنامه و با عمل به برنامه! داراى پلانAو هم دارنده پلانB!
ذوبآهن، هنوز خلع سلاح و نااميد نيست! نبرد با لوكوموتيو تاشكند، راه پر دستاندازى است، اما... ، هركه طاووس خواهد، جور هندوستان كشد!
ذوبآهن در ليگ آسيا، كم مىدود و كند مىدود! يعنى قلعهنویى، اين دو عيب را نمىبيند! او در حال جا ماندن است! آنهم ناسزاوار!