پشتپرده مصونیت بازار دخانیات در ایران؛ چرا تحریمها به سیگارهای خارجی نمیرسند؟
در سالهایی که اقتصاد ایران زیر فشار تحریمهای بانکی، محدودیتهای ارزی و دشواری نقلوانتقال مالی قرار دارد، یک پرسش جدی بیش از گذشته افکار عمومی و کارشناسان اقتصادی را درگیر کرده است؛ چرا بسیاری از کالاهای حیاتی و حتی برخی داروهای موردنیاز بیماران با موانع متعدد تامین مواجه میشوند، اما زنجیره تامین و حضور برندهای چندملیتی دخانیاتی در بازار ایران، کمترین نشانهای از اختلال پایدار ندارد؟
پارادوکس عجیب بازار ایران؛ از کمبود دارو تا وفور سیگار خارجی
در سالهای اخیر، مسئولان حوزه سلامت بارها از مشکلات تامین برخی داروهای خاص، تجهیزات پزشکی و حتی مواد اولیه درمانی سخن گفتهاند؛ مشکلاتی که عمدتاً به محدودیتهای نقلوانتقال پول، تحریمهای بانکی و ناترازی ارزی نسبت داده میشود.
با این حال، در سوی دیگر بازار، برندهای شناختهشده دخانیاتی و زنجیره تامین مواد اولیه مرتبط با آنها، از توتون و اسانس گرفته تا فیلتر و کاغذ سیگار، همچنان با ثبات قابلتوجهی در بازار حضور دارند؛ موضوعی که این پرسش را ایجاد میکند که چرا تحریمهایی که به گفته غرب «همهجانبه» توصیف میشوند، در برابر تجارت دخانیات عملاً کماثر به نظر میرسند؟
چطور داروی بیماران خاص پشت سد تحریم و ناترازی ارزی میماند، اما زنجیره تامین مواد اولیه سیگارهای خارجی بدون اختلال جدی ادامه پیدا میکند؟ این پرسشی است که اکنون در میان بخشی از افکار عمومی و کارشناسان اقتصادی مطرح شده و پاسخ شفافی برای آن ارائه نشده است.
برخی کارشناسان اقتصادی معتقدند بازار دخانیات، بهویژه در حوزه برندهای چندملیتی، از جمله معدود حوزههایی است که توانسته مسیرهای مالی و تجاری خود را حتی در سختترین دورههای تحریم حفظ کند.
چرا غولهای دخانیاتی بازار ایران را ترک نکردند؟
برخلاف بسیاری از شرکتهای بینالمللی که پس از تشدید تحریمها یا از بازار ایران خارج شدند یا فعالیت خود را محدود کردند، برخی برندهای فعال در صنعت دخانیات نهتنها حضور خود را حفظ کردند، بلکه سهم بازار بیشتری نیز به دست آوردند.
تحلیلگران حوزه اقتصاد سیاسی معتقدند صنعت دخانیات برای شرکتهای چندملیتی، صرفاً یک تجارت عادی نیست، بلکه بازاری با سود پایدار، مصرف دائمی و گردش مالی تضمینشده محسوب میشود؛ بازاری که حتی بحرانهای سیاسی و تحریم نیز نتوانسته آن را متوقف کند.
برخی ناظران اقتصادی بر این باورند که تداوم حضور پایدار این برندها در بازار ایران، نیازمند وجود مسیرهای مالی و تجاری کمریسکتری نسبت به سایر حوزههای اقتصادی است؛ مسیری که به گفته آنها، موجب شده تجارت دخانیات در مقایسه با بسیاری از صنایع دیگر، آسیبپذیری کمتری در برابر تحریمها داشته باشد.
از نگاه این تحلیلگران، تداوم حضور این برندها دو پیامد مهم دارد؛ نخست، خروج مستمر منابع مالی از چرخه اقتصاد داخلی در قالب سود، حق برند و زنجیره تامین خارجی و دوم، افزایش بار درمانی ناشی از مصرف دخانیات بر سیستم سلامت کشور در بلندمدت.
به همین دلیل، برخی کارشناسان از صنعت دخانیات بهعنوان یکی از سودآورترین بازارهای فعال خارجی در اقتصاد تحریمی ایران یاد میکنند؛ بازاری که به اعتقاد آنان، برخلاف بسیاری از کالاهای استراتژیک، هیچگاه با اختلال جدی و فراگیر مواجه نشده است.
ابهام در اولویتبندی ارزی؛ سیگار خارجی در اولویت است؟
اکنون پرسش اصلی اینجاست؛ در شرایطی که کشور با محدودیت منابع ارزی روبهروست، سازوکار اولویتبندی برای تامین مالی و تخصیص ارز چگونه تعریف میشود؟
آیا زنجیره تامین کالاهای آسیبرسانی مانند دخانیات باید همان سطح از دسترسی و پایداری را داشته باشد که تولید، دارو یا کالاهای استراتژیک دارند؟
همچنین این پرسش مطرح است که نهادهای مسئول در حوزه صنعت، تجارت و سیاستگذاری ارزی چه برنامهای برای مدیریت سهم برندهای خارجی دخانیاتی در بازار ایران دارند؛ بازاری که به اعتقاد برخی کارشناسان، علاوه بر تبعات سلامت، میتواند بخشی از منابع ارزی کشور را نیز درگیر خود کند.
آنچه روشن است، افکار عمومی انتظار دارد در دوره ناترازی ارزی، فشار اقتصادی و محدودیت منابع، اولویتهای تخصیص ارز و مسیرهای تامین مالی با شفافیت بیشتری برای جامعه توضیح داده شود؛ بهویژه در بازاری که گردش مالی آن همچنان فعال، پایدار و دور از اختلالات متداول تحریمی به نظر میرسد.