آقاجان، سلام ما را به مادرت حضرت فاطمه برسان
آقاجان، سلام؛
سلام ما را به مادرت حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها برسان.
چه دشوار است نوشتن از لحظهای که ایران باید با مردی وداع کند که سالهای طولانی، صدای آرامش در طوفان، تکیهگاه مردم در روزهای سخت و پرچمدار استقلال این سرزمین بود. خیابانهای ایران در روزهای تشییع، فقط مسیر عبور یک تابوت نبودند؛ رودخانهای از ایمان، اندوه، غیرت و وفاداری بودند که از تهران و قم تا نجف، کربلا و مشهد امتداد یافتند.
مردم آمدند تا برای آخرین بار با رهبر خود سخن بگویند؛ برخی با چشمانی اشکآلود، برخی با پرچم سهرنگ جمهوری اسلامی ایران و برخی با مشتهایی گرهکرده که پیام روشنی برای دشمنان داشت: شهادت رهبر انقلاب، ملت ایران را از میدان خارج نخواهد کرد.
پیکر رهبر شهید پس از برگزاری آیینهای گسترده وداع و تشییع در ایران و عراق، سرانجام به مشهد مقدس رسید و در جوار حرم مطهر امام رضا علیهالسلام آرام گرفت؛ جایی که میلیونها زائر و سوگوار، آخرین بدرقه را برای فرزند خراسان رقم زدند.
وداع یک ملت با نگهبان استقلال ایران
برای درک معنای این تشییع، نباید تنها به تصاویر جمعیت و خیابانهای مملو از سوگواران نگاه کرد. این حضور گسترده، یک اعلام موضع ملی بود؛ اعلام اینکه ملت ایران میان فقدان یک رهبر و فروپاشی یک آرمان تفاوت قائل است.
دشمنان ایران شاید گمان کرده بودند با هدف قراردادن رهبر انقلاب، ستون خیمه مقاومت فروخواهد ریخت و جامعه ایرانی در برابر فشارهای خارجی دچار سردرگمی خواهد شد؛ اما آنچه در مراسم وداع دیده شد، درست در نقطه مقابل این محاسبه بود. مردمی که پیکر رهبر خود را بر شانه داشتند، همزمان پرچم ایران را بالاتر بردند و نشان دادند که این کشور به یک فرد محدود نیست؛ ایران، ملتی ریشهدار با حافظهای تاریخی و ارادهای پایانناپذیر است.
شهادت رهبر انقلاب اگرچه زخمی عمیق بر قلب ملت نشاند، اما بار دیگر حقیقتی را آشکار کرد که دشمنان ایران در فهم آن ناتواناند: رهبران ایران با شهادت حذف نمیشوند؛ آنان به بخشی از حافظه، هویت و اراده تاریخی ملت تبدیل میشوند.
از خاکسپاری یک رهبر تا برخاستن یک ملت
لحظه تدفین، لحظهای سنگین و جانسوز بود. خاک آرامآرام پیکر مردی را در آغوش گرفت که بخش بزرگی از تاریخ معاصر ایران با نام او گره خورده است. بااینحال، سکوت آن لحظه به معنای پایان نبود. در پس اشکهای مردم، عزم ادامهدادن دیده میشد.
رهبر شهید در تمام سالهای مسئولیت خود، ایران را کشوری وابسته، فرمانپذیر و تسلیمشده نمیخواست. او از ایرانی سخن میگفت که باید بر توان داخلی خود تکیه کند، در برابر زورگویی قدرتهای جهانی بایستد و آیندهاش را با دستان فرزندان خود بسازد.
اکنون پس از شهادت او، بزرگترین مسئولیت بر دوش ملت و مسئولان کشور قرار گرفته است: حفظ وحدت ملی، تقویت قدرت دفاعی، مراقبت از معیشت مردم، مقابله با نفوذ و ادامه مسیر پیشرفت علمی، اقتصادی و سیاسی ایران.
وفاداری به رهبر شهید تنها در گریستن برای او خلاصه نمیشود. وفاداری حقیقی آن است که ایران در برابر دشمنان ضعیف نشود، اختلافات داخلی بر منافع ملی سایه نیفکند و هیچ مسئولی اجازه ندهد خون شهیدان این سرزمین وسیلهای برای رقابتهای کوچک سیاسی شود.
تشییعی که پیام قدرت داشت
رسانههای جهان نیز ناگزیر شدند گستردگی مراسم و حضور عظیم مردم در آیینهای وداع را بازتاب دهند. گزارشهای منتشرشده از اجتماعات گسترده در تهران، عراق و مشهد نشان داد مراسم تشییع رهبر شهید، رویدادی فراتر از یک آیین رسمی و حکومتی بود و به صحنهای بزرگ برای نمایش بسیج مردمی و هویت سیاسی و مذهبی ایران تبدیل شد.
این جمعیت، پاسخ ملت ایران به کسانی بود که تصور میکردند حملات نظامی و ترور رهبران میتواند اراده کشور را در هم بشکند. ایران در یکی از تلخترین روزهای تاریخ خود، تصویری از انسجام، اقتدار و تداوم به نمایش گذاشت.
دشمن ممکن است بتواند جسم یک فرمانده یا رهبر را هدف قرار دهد، اما نمیتواند ملتی را که راه خود را شناخته است، به زانو درآورد. تشییع رهبر شهید نشان داد جمهوری اسلامی ایران، با وجود تحمل مصیبتی بزرگ، همچنان پابرجا، مقتدر و آماده دفاع از حاکمیت، امنیت و عزت ملی خود است.
آقاجان، ایران را تنها نگذاشتی
آقاجان، امروز مشهد میزبان پیکر توست، اما همه ایران خانه تو باقی خواهد ماند. نامت در کوچههایی که مردم برای بدرقهات ایستادند، در پرچمهایی که بر فراز دستان سوگواران به اهتزاز درآمد و در دل نسلی که ایستادگی را از تو آموخت، زنده خواهد ماند.
سلام ما را به امام خمینی برسان؛
سلام ما را به حاج قاسم و همه شهدای راه ایران برسان؛
و بیش از همه، سلام این ملت داغدیده را به مادرت حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها برسان.
به ایشان بگو فرزندش را ملتی بدرقه کرد که اشک ریخت، اما زانو نزد؛ سوگوار شد، اما پرچمش را بر زمین نگذاشت؛ رهبرش را به خاک سپرد، اما راه او را با قدرت ادامه خواهد داد.
پیکرت در جوار امام مهربانیها آرام گرفت، اما ایران همچنان ایستاده است. دشمنان بدانند این خاک، پس از هر شهادت، مردانی تازه برای دفاع از عزت و استقلال خود به میدان میآورد.
وداع با تو دشوار است، آقاجان؛
اما ایران، همانگونه که آرزو داشتی، سربلند خواهد ماند.
۱۹ تیر ۱۴۰۵