سریالی که از صداوسیما پخش میشه، جذابه

یه سریا میگن ما فقط سریال خارجی میبینیم و فقط «فرندز» اند «گیم آف ترونز»؛ بعد پیگیر که میشی، میبینی خارجیترین سریالی که دیدن حریم سلطان بوده اونم به خاطر کراش داشتن رو خرم سلطان!
حالا بگذریم، کراش داشتن یه مقوله جداست، من خودم کارتون شرک رو ۱۵ بار در یک روز دیدم چون به فیونا علاقه داشتم ولی واقعا مگه سریالهای ما چشه؟
شما ببینین یه سری کلیشه هر سال داره تکرار میشه. مثلا خانوادهای که باباشون خیلی آدم بدیه، حتما فستفود میخورن و رو میز ناهارخوری غذاشون رو سرو میکنن. اما خانوادهای که پدرشون خوبه قشنگ سفره پهن میکنن با سیرترشی و پیاز، قرمهسبزی میزنن.
بابای خانواده بد، خلافش کشیدن سیگاره و هفتهای دو سه بار زيرآبي میره اما پدر خانواده خوب نهایت اعتیاد و خلافش عشق ورزیدن زیاد به خانوادهشه.
خانواده بد یه خانواده اشرافیه که حولهتنی دارن با عینک آفتابی و موبایل، اما خانواده خوب نهایت شوآفشون با یه تلويزیون ۱۳ اینچه.
بچههای خانواده بد خیلی خنگن و تو دانشگاه آزاد سفلانتپه درس میخونن، اما بچههای خانواده خوب همهشون دانشگاه شریفی هستن و نخبه و حتی اگه با استیون هاوکینگ منچ بازی کنن میبرنش، ولی چون پول کرایه تاکسی دانشگاه رو ندارن که بدن، ترک تحصیل میکنن.
خلاصه هر چی آرزوی خوبه مال خانواده بده، هر چی بدبختیه برای خانواده خوبه.
حالا واقعا چشه این سریالا؟ چرا زحماتشون رو نمیبینین که برای سرگرم کردن ما چقدر تلاش میکنن؟
آفرین! کنترل تلويزیون رو بردارین، دو تا بزنین تو سرش، حالا تی وی رو روشن کنین و صداش رو قطع کنین و با توجه به چیزایی که گفتم، خودتون تمام دیالوگها و داستان سریال رو با چشم و گوش بسته برای دیگران اسپویل کنین. حتی میتونین تو خونه مسابقه بذارین که هر کس بیشترین پیشبینی درست رو داشت، به قید قرعه جوایز نفیسی بهش اهدا بشه.