ردپای شفر در تیم ملی

اگر دست وینفرید شفر بود، او دوست داشت سیدحسین حسینی دروازهبان فیکس ایران در جام جهانی بیست و یکم باشد، سیدمجید حسینی مرکز خط دفاعی را ساماندهی کند، روزبه چشمی در همین خط و یا هافبک میانی میدانداری کند و پژمان منتظری هم سهمی برای خود در جدیدترین نسخه بزرگترین تورنمنت فوتبال جهان بردارد. او حتی برای امید نورافکن هم سهمی را در این ارتباط قایل بود و البته وریا غفوری را پیستون راست بیگفتوگوی تیم ملی میداند. با این حال تلفات و حذف و تعدیلهایی آشکار در رویاهای او صورت پذیرفت.
غفوری که شاید بهترین بال راست لیگ هجدهم بوده باشد و نورافکن که هم در هافبک وسط بازی کرد و هم در دفاع چپ اصلا به روسیه گسیل نشدند و حسین حسینی هم توسط امیر عابدزادهای حذف شد که سرمربی پرتغالی تیم ملی ما وجوه بینالمللی بازی وی را به اندازه سنگربان جوان ماریتیموی پرتغال نمیدید. با این حال سایر اضلاع آرزوها و به واقع خواستههای حرفهای و سهمگذاری سرمربی آلمانی استقلال برای جام بیست و یکم عملا تحقق یافتهاند. در بازی نخست ایران در این رقابتها که به پیروزی خوشاقبالانه یک بر صفر مقابل مراکش منجر شد، روزبه چشمی 90 دقیقه فیکس بازی کرد، امید ابراهیمی 80 دقیقه مثل موتور درحال حرکت بود و مجید حسینی هم در 10 دقیقه آخر به جای ابراهیمی انجام وظیفه کرد و اگر از منتظری استفاده نشد به خاطر جواب دادن نسبی چشمی و پورعلیگنجی در قلب خط دفاعی ایران و کمکی بود که سایرین به این دو ارزانی میداشتند.
ایراداتی آشکار وارد است اما...
اینها را میتوان از یک منظر ردپای مستقیم سرمربی 68 ساله آبیهای تهرانی در ترکیب تیم ملی و در دل جام جهانی 2018 دانست. هنوز به برخی اظهارات و اعتقادات شفر ایرادات اساسی وارد است. به عنوان مثال برخلاف گفتههای او مجید حسینی بهترین مدافع وسط ایران نیست و حسین حسینی هم برخلاف باورهای شفر سنگربان نخست فوتبال ایران به حساب نمیآید و در خود تیم استقلال سیدمهدی رحمتی از حسین حسینی دروازهبان کاملتر و بهتری است اما با اصرار شفر در بال و پر دادن و روحیه بخشیدن به این مهرههای جوان، هم اینک استقلال و تیم ملی مهرههایی دارند که میتوانند شماری از نیازهای موجود را تامین کنند و تیم ملی را روی ریل موفقیت قرار دهند و طبعا استقلال را هم از برخی گذرگاههای سخت عبور بدهند. اگر به بعضی اظهارات شفر میتوان خردههای اساسی گرفت و آنها را جانبداری احساسی سرمربی در قبال برخی شاگردان محبوبش تلقی کرد، همین مساله در مورد کیروش و افراد مورد وثوقاش مصداق بیشتر و سندیت فزونتری دارد. این اظهارنظر از کیروش که روزبه چشمی مدرنترین مدافع وسط 10 سال اخیر فوتبال ایران است، مانند این است که مثلا بگویند سعید آقایی در دفاع چپ بهترین بازیکنی است که در 10 سال اخیر در کشورمان ظهور کرده و یا مثلا میلاد فخرالدینی برترین بال راستی است که ایران در این مدت به خود دیده است. بر بازی هر یک از این نفرات محسناتی مترتب است اما بهترین خواندن آنها ظلم به برخی بازیکنان دیگر «همپست» آنها است که اگر بهتر از آنان نبوده باشند، کمتر و پایینتر هم جلوه نکردهاند.
شکوفایی تیمهای خموده
میتوان در سایر این تصور و طرز تلقی که شفر و کیروش با اظهارنظرهایی از این دست قصد تبلور روحی و شکوفایی فنی شاگردان خویش را داشتهاند، از ورود دقیقتر به موضوع و به تبع آن باز شدن بحثهای تازه و غیرضروری در این زمینه پرهیز کرد زیرا سیستمها و طرز نگرش این دو مربی هوشمند خارجی باعث شده هم استقلال از خمودگی شدید لیگ شانزدهم و اوایل لیگ هفدهم رهایی یابد و به یک تیم مقتدر تبدیل شود و به یکچهارم نهایی لیگ قهرمانان آسیا برسد و هم تیم ملی به مدارجی نایل شود که میدانیم و میدانید و اینک مدعی صعود از یکی از سختترین گروههای جام جهانی بیست و یکم است. مربیان خوب خارجی میتوانند رد پاهایی را به جای بگذارند که طیف تاثیرگذاری آن حتی از تیمهای تحت فرماندهی آنها فراتر برود و به اردوهای ملی بسط یابد و امثال «حسینی»های جوان را به تیم ملی تحویل بدهند. مشابه این روند در اردوی پرسپولیس نیز تبلور نظایر وحید امیری، محمد انصاری، کمال کامیابینیا، صادق محرمی و علی علیپور را موجب شده و هر چند از این جمع خاص فقط امیری به روسیه رفته اما بعید نیست سایر مسافران جام ملتهای آسیا 2019 در دی و بهمن ماه امسال در خاک امارات باشند و اگر چنین شود، میراث برانکو ایوانکوویچ هم در اردوی یوزها به حد چشمگیری خواهد رسید.
لژیونرهای تازه ما
شأن و اهمیت و ارزش فراوان مربیان ایرانی بر هیچکس پوشیده نیست اما این شخصیت برخاسته از هویت یابی قوی نفرات عمدتا جوان سرخابی است که محرمی را به لیگ کرواسی و نورافکن را به لیگ بلژیک فرستاده و تیم ملی را صاحب مهرههایی کرده که البته برخلاف ادعاهای کیروش اگر از لژیونرها سر نباشند، از آنها کمتر و کوچکتر و ناموفقتر هم نیستند. این ردپایی است که ارزش پیگیری و صرف تلاش و بذل توجه را داشته و دیگر محصول آن گسیل چندی پیش مهدی طارمی به لیگ قطر بوده است.