مهدویکیا: کریمی مشکلی با تیم ملی ندارد
مهدی مهدویکیا در روسیه حضور دارد. او بعد از ظهر دیروز در رستورانی نشسته بود و چند خبرنگار هم در اطرافش مشغول گفتگو با ستاره پیشین تیم ملی بودند. یک خبرنگار به مهدویکیا گفت: گزارشی از BBC فارسی منتشر شده که در آن شما مشغول بازگویی یک خاطره به حشمت مهاجرانی هستید و میگویید ما در جام جهانی ۲۰۰۶ تصمیم گرفتیم به علی دایی پاس ندهیم. در ادامه یک هوادار این موضوع را برای مهدویکیا بازگو کرد و مهدی در پاسخ گفت: من چنین حرفهایی را نزدهام و الان از شما میشنوم. ما همیشه با افتخار برای تیم ملی بازی کردیم و از زمان ورود به میدان برای موفقیت ایران همه توانمان را میگذاشتیم. همواره یک دیسیپلین در تیم ملی بود و الان هم هست و کیروش محکم روی آن ایستاده است، ولی نقلقول منتشر شده از جانب من صحت ندارد.این هوادار به مهدویکیا گفت: علی کریمی انتقادات زیادی از کیروش انجام داد و با لحن تند از تیم ملی هم انتقاد کرد. مهدی جواب داد: آقای کریمی انتقاداتش درباره شرایط تیم ملی و اطراف بوده، اما همواره حامی تیم ملی و خواهان موفقیت تیم ایران بوده است و دیدید که از پیروزی تیم ملی خوشحال شد، حمایت کرد و چیزهایی که شما میگویید، مسائل جانبی است و ربطی به تیم ملی ندارد چنان که خود من هم از لباس تیم ملی و چیزهای دیگر انتقاد کردم و این انتقادات به خود تیم ملی مرتبط نیست و همه ما قلباً از موفقیت تیم ملی خوشحال میشویم.خبرنگار خبرورزشی به مهدویکیا گفت: رائفیپور با لحن ناخوشایندی از شما انتقاد کرد و مثلاً گفت: شما برو دوغت را بنوش، چه بسا ایشان نمیداند شما با پول این تبلیغات چند ده نوجوان را رایگان در آکادمیتان آموزش میدهید، مهدویکیا گفت: شما هر کاری که انجام دهید، یک مقدار از نظر فرهنگی باید بیشتر کار کنید، چون یکسری در هر شرایطی مخالف هستند و نمیدانم ریشه پرخاشگری کجاست و نمیدانم چنین فرهنگی از چه زمانی جا افتاده است. هرکس به یک کاری اعتقاد دارد و آن را انجام میدهد. خود من اگر کاری را بخواهم انجام بدهم، تا آخرش هستم. اگر من میآیم تبلیغ انجام میدهم، یک هدفی دارم. یک آکادمی فوتبال درست کردهام برای بچههای بیبضاعت، بچههایی که پول ندارند. ما از تمام نقاط ایران، از روستاها، از شهرهای کوچک و نقاط دور افتاده بازیکن داریم و خدمات رایگان به آنها میدهیم، بهترین سرویس را برایشان لحاظ کردهایم. در ماه گذشته ۷۰ بازیکن و مربی را به اروپا بردهام. خودتان آمدهاید روسیه، ۲ هفته است اینجا هستید و میدانید هزینهها چقدر است و همه چیز گران است. اینها مسائلی است که بنده تقبل کردهام، اعتقاد دارم و میخواهم راهی که رفتهام، نوجوانان ایرانی تجربه کنند. در صورتی که برای اینها همه چیز روشن است، ولی برای ما روشن هم نبود.رئیس آکادمی کیا ادامه داد: از سن ۱۱، ۱۲ سالگی بروی آلمان بازی کنی، کم نیست. اگر قبلاً به ما میگفتند از تعجب شاخ درمیآوردیم، ولی حالا اگر استعداد داشته باشید، راحت و شدنی است. من دوست دارم در این مسائل به بچهها کمک کنم. شاید یک کارهای تبلیغاتی هم انجام دادهام، ولی دوست دارم و پولش را میآورم و برای این بچهها هزینه میکنم و خیلی هم برایم لذتبخش است.مهدویکیا گفت: یکسری مشکلات فرهنگی داریم، من چند مثال بزنم تا بیشتر روشن شوید؛ شما در کشوری مثل آلمان خیلی هم معروف باشی، خیلی هم پولداری، وقتی در جایی کنار مردم عادی قرار میگیری، همه تحسینت میکنند و میگویند چقدر خاکی است، ولی من یک چیزی را در این ۴ سالی که آکادمی را شروع کردهام، دیدهام. تا به حال یک موضوعی را نگفته و نباید هم بگویم، ولی حالا لازم است بگویم؛ من بالاخره فوتبالیست بودم، ۱۱ سال در اروپا بازی کردهام، کتمان هم نمیکنم درآمد خیلی خوبی داشتهام. بالاخره خود ما هم زحمت کشیدهایم، فوتبال ملی هم کمک کرد، از نظر مالی مشکلی نداشتم، همیشه باشگاه و تیم ملی برایمان بلیتمان را در کلاس تجاری بیزینس میگرفت، ولی من الان ۴ سال است سر قضیه آکادمی دوست دارم پولم را یک جاهایی خرج کنم که بازدهی بیشتری داشته باشد. در این ۴ سال تمام سفرهایم را با پرواز اکونومی رفته و برگشتهام و نخواستم چند ردیف جلوتر بنشینم، چون با همین صرفهجویی و تفاوت قیمت بلیت میتوانم یک نوجوان را از یک روستا آموزش دهم که آینده داشته باشد. وقتی میخواهم عبور کنم و در قسمت اکونومی بنشینم، میبینم ایرانیها یک نگاه سنگینی به من دارند که آقا این چرا اومده تو اکونومی نشسته و من هیچوقت نخواستم باز کنم، اما الان احساس کردم باید در اینباره توضیح بدهم. این نگاهها من را اذیت میکند و انگار باید به آنها توضیح بدهم چرا اینجا نشستهام!مهدویکیا در پایان گفت: در کشورهای اروپایی نگاههای سنگین را نمیبینید. یک مشکل و مثال دیگر را باید بازگو کنم؛ در ایران اگر شما اتومبیل گران سوار شوی، یکسری حتی فحاشی میکنند. ماشین ارزان سوار شوی، میگویند چقدر گدا و خسیس است، اصلاً نمیدانم این مشکلات فرهنگی را چطور باید حل کرد، مخصوصاً اگر شناخته شده باشید، بیشتر آزار میبینید. مثال دیگری میزنم و میگویم اگر بخواهی به یک رستوران معمولی بروی تا غذا بخوری، یک حرفهایی میزنند، رستوران مجلل بروی، طور دیگری زخم زبان میزنند. ما باید مشکلات دلالبازی را حل کنیم. متحد نبودن مردم را باید حل و فصل کرد. الان یک کمپین درست شده که فلان کالای گران را نخریم. شما مطمئن باشید اینقدر دلال هستند که میروند ۱۰ برابر میخرند و احتکار میکنند تا روز مبادا بفروشند و سود بیشتری ببرند. متأسفانه اینها بخشی از مشکلات فرهنگی ماست.