شادی گلم در دربی فی البداهه بود
جوان ترین گلزن دربی گفت: «بعد از گلزنی جو عجیبی حکمفرما بود. پیراهن پرسپولیس را بوسیدم. چون اولین کاری بود که آمد توی ذهنم.»
۱۲:۱۰ - ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۴
وانانیوز| و انانیوز-ناگهان علی علیپور، بازیکنی که اصلا قرار نبود در دربی فیکس باشد، آمد و گل زد. او جای گابریل را گرفت، بازیکنی که مصدوم بود و برانکو در موردش ریسک نکرد...
اظهارات علیپور را در ادامه می خوانید:
* فکر میکردی گل بزنی؟
- دوستانم میگفتند گل میزنم اما خودم زیاد به این قضیه فکر نمیکردم.
* فهمیدی جوانترین گلزن تاریخ پرسپولیس در دربی شدی؟
- خودم هم نمیدانستم که رکورد مهدویکیا را شکستم. وقتی متوجه این ماجرا شدم جا خوردم.
* حالا حسابی محبوب شدهای؟
- عزت و ذلت دست خداست. خدا را شکر میکنم که این اتفاق افتاد و من در دربی گل زدم.
*... و گلی که زدی؟
- من توی نقطه کور محوطه ۱۸ قدم استقلال جا گرفته بودم. هادی سانتر کرد و من هم روی تیر دوم گل زدم.
* تمرین کرده بودی؟
- بله، در تمرینات زیاد روی این حرکت کار کردیم.
* حالا فشار روی تو بیشتر شده؟
- خودم هم میدانم. ولی خب، تازه کارم شروع شده.
* بعد از گل هم نمیدانستی چه کار میکنی؟
- فیالبداهه بود... آخر جو عجیبی آنجا حکمفرما بود. پیراهن پرسپولیس را بوسیدم. چون اولین کاری بود که آمد توی ذهنم.
* ... و رختکن؟
- همه به من تبریک میگفتند. از برانکو تا بنگر. جمعه شب خوابم نمیبرد.
* وقتی تعویض شدی برزای آمد و تو را هل داد؟
- من و بهنام رفیقیم. اشکالی ندارد. فشار روی آنها زیاد بود.
* گلت را دوباره دیدی؟
- بله، دو سه بار. اما کل بازی را نه.
* اگر گابریل مصدوم نمیشد شاید به بازی نمیآمدی؟
- من فقط خوشحالم که برانکو به من اطمینان کرد و من هم به خوبی جواب اعتمادش را دادم.
* فکر میکردی ورزشگاه پر نشود؟
- به نظرم نباید دربی را میانداختند هفته آخر. بازی در جدول تأثیری نداشت و به همین خاطر تماشاچی کمتر آمده بود.
اظهارات علیپور را در ادامه می خوانید:
* فکر میکردی گل بزنی؟
- دوستانم میگفتند گل میزنم اما خودم زیاد به این قضیه فکر نمیکردم.
* فهمیدی جوانترین گلزن تاریخ پرسپولیس در دربی شدی؟
- خودم هم نمیدانستم که رکورد مهدویکیا را شکستم. وقتی متوجه این ماجرا شدم جا خوردم.
* حالا حسابی محبوب شدهای؟
- عزت و ذلت دست خداست. خدا را شکر میکنم که این اتفاق افتاد و من در دربی گل زدم.
*... و گلی که زدی؟
- من توی نقطه کور محوطه ۱۸ قدم استقلال جا گرفته بودم. هادی سانتر کرد و من هم روی تیر دوم گل زدم.
* تمرین کرده بودی؟
- بله، در تمرینات زیاد روی این حرکت کار کردیم.
* حالا فشار روی تو بیشتر شده؟
- خودم هم میدانم. ولی خب، تازه کارم شروع شده.
* بعد از گل هم نمیدانستی چه کار میکنی؟
- فیالبداهه بود... آخر جو عجیبی آنجا حکمفرما بود. پیراهن پرسپولیس را بوسیدم. چون اولین کاری بود که آمد توی ذهنم.
* ... و رختکن؟
- همه به من تبریک میگفتند. از برانکو تا بنگر. جمعه شب خوابم نمیبرد.
* وقتی تعویض شدی برزای آمد و تو را هل داد؟
- من و بهنام رفیقیم. اشکالی ندارد. فشار روی آنها زیاد بود.
* گلت را دوباره دیدی؟
- بله، دو سه بار. اما کل بازی را نه.
* اگر گابریل مصدوم نمیشد شاید به بازی نمیآمدی؟
- من فقط خوشحالم که برانکو به من اطمینان کرد و من هم به خوبی جواب اعتمادش را دادم.
* فکر میکردی ورزشگاه پر نشود؟
- به نظرم نباید دربی را میانداختند هفته آخر. بازی در جدول تأثیری نداشت و به همین خاطر تماشاچی کمتر آمده بود.
پرونده ویژه
لینک کپی شد
ارسال نظر