مسئلهای که ورزشکاران از آن غافل هستند

در برند شخصی ما به عنوان یک محصول باید تصویر ذهنی مطلوبی برای مخاطبان خود (که میتواند مشتریان، هواداران، همکاران، خانواده و ... باشد) ایجاد کنیم. برای رسیدن به چنین تصویر ذهنی باید هویتسازی کرد، برنامه استراتژیکی تدوین کرد که در آن اهداف، چشمانداز، مأموریت و در نتیجه نقشه راه ما کاملاً واضح و روشن باشد، باید هویت مفهومی، بصری و کلامی ما مشخص و اجرایی شود و در یک جمله باید خودمان را بشناسیم و در جهت معرفی آنچه که هستیم، برنامه داشته باشیم.
مطلب فوق مقدمهای بود از «پرسونال برند» یا «برند شخصی» تا بیشتر به اهمیت این فرآیند در حوزه ورزش و ورزشکاران اشاره کنیم؛ همیشه در رسانهها، اخباری از موفقیتهای افراد ورزشی و ورزشکاران به ویژه درآمدهای نجومی آنها و هواداران بسیارشان منتشر میشود. آیا تا به حال به این فکر کردهایم که درآمدهای نجومی و تعداد زیاد هواداران از کجا نشأت میگیرد؟ بیشک فقط تواناییهای فنی و ورزشی دلیل بر محبوبیت ورزشکار نیست؛ البته که شرط لازم برای رسیدن به شهرت است، اما شرط کافی برای محبوبیت نیست.
برای بیان برند شخصی در حوزه ورزش، زندگی دو تن از نامآوران فوتبال دنیا یعنی کریستیانو رونالدو و لیونل مسی را که «مصداق بارز برند شخصی در عصر کنونی ورزش هستند»، مثال میزنیم؛ آنها برای زندگی خود برنامه دارند، مشاورانی در بخشهای مختلف به ویژه روانشناسی، مد، رسانه و... در کنار خود دارند، از عطر خاص و ویژه خود بهره میبرند (برندینگ حسی)، برای هر مراسمی لباس ویژه آن مجلس را بر تن میکنند، برای تعامل با هواداران خود برنامه دارند و از هرگونه رفتار ناشایست مقابل آنها خودداری میکنند، حضور در شبکههای اجتماعی را به عنوان یک ضرورت و فرصت درک کردهاند، آنها هر عکس، فیلم یا متنی را به اشتراک نمیگذارند، بلکه براساس برند شخصی و هویتشان اقدام به انتشار محتوا میکنند. خانوادهمحوری یکی از مواردی است که آنها در برند شخصی خود بدان تأکید میکنند و بر همین اساس در مجالس مهم و غیررسمی (حتی ورزشی) با همسر و فرزندان خود حاضر میشوند، تصاویری که در شبکههای اجتماعیشان به اشتراک گذاشته میشود دقیقاً گویای این مطلب است.
آنها با هر رسانهای مصاحبه نمیکنند، با هر کسی نشست و برخاست نمیکنند و به خاطر پول و شهرت بیشتر هر جایی را برای حضور انتخاب نمیکنند و سفیر تبلیغاتی هر شرکت و برندی نمیشوند، بلکه حوزه شرکتها و ویژگی برندهایی که میتوانند با آنها همکاری کنند، با توجه به برند شخصیشان توسط مشاوران و کارشناسان امر مشخص شده است. خلاصه اینکه آنها در اصل خودشان را برند میدانند و در واقعیت هم به همین صورت است.
چندی پیش خبری مبنی بر محبوبیت رونالدو از طریق یکی از شبکههای معتبر بازاریابی ورزشی منتشر شد و طبق آن خبر، وی یکی از مشهورترین فوتبالیستهای جهان است و بیش از 80 درصد مردم دنیا او را میشناسند. از طرفی رونالدو فوتبالیست محبوب برندهاست، یعنی برند شخصی وی آنقدر بالاست که شرکتهای معتبر زیادی به عناوین مختلف خواهان حضورش در کمپین های تبلیغاتی محصولات خود هستند، چراکه به طور مثال، اگر رونالدو در یکی از پستهایش در صفحه اجتماعی به تبلیغ برند موردنظر اقدام کند، میلیونها بیننده صفحه اجنماعی آن را مشاهده میکنند و به تبع آن، خبر حمایت رونالدو از آن برند در سامانه اطلاعرسانی و خبری جهان منتشر میشود. از همه مهمتر وقتی برندی را کسی همچون رونالدو تبلیغ میکند، خیلی از مردم جهان چشم بسته اقدام به خرید آن میکنند.
رونالدو حضور پر رنگی در دنیای مد و لباس دارد و در این زمینه چند سال قبل برندی با نام تجاری خود ایجاد کرده که طی چند سال اخیر از این راه سود هنگفتی به دست آورده است. به موارد ذکر شده حضور در فعالیتهای خیر خواهانه را هم که عاملی برای تثبیت برند شخصی مطلوب در دنیای ورزشی است، اضافه کنید.
حال قدری تأمل کنیم که امروزه جایگاه برند شخصی در بین ورزشکاران ما کجا قرار دارد؟ ورزشکارانی که در ابتدای دوران جوانی بدون آگاهی و آموزش و بدون شناخت مهارتهای ارتباطی و غیرفنی ورزشی پا به عرصه پر التهاب و پر فراز و نشیب حرفهای ورزش میگذارند و همه چیز را در شهرت میبینند؛ در حالی که شهرت اگر به درستی توسط فرد مدیریت نشود، شاید به محبوبیت برسد، اما ماندگار نخواهد بود. تدوین یک برنامه استراتژیک مطلوب مطمئناً گام مهمی برای تقویت برند شخصی است که باعث میشود فرد در ذهن مخاطبان خود سالهای سال حتی بعد از پایان دوران ورزشی خود به نیکی بنشیند و همچنان تأثیرگذار باشد.