به خاطر حمایت من از ایران علیه من مطلب می زنند

یکی از این معدود افراد امیر قلعهنویی است. سرمربی تراکتورسازی همواره طی سالهایی که در فوتبال ملی و باشگاهی فعالیت داشته همیشه در کنارش از بزرگان فوتبال استفاده میکند. قلعهنویی چه در زمان سرمربیگری تیمملی و چه دورانی که در استقلال، سپاهان، مس و تراکتورسازی حضور داشته، از این پیشکسوتان در کنار خود استفاده میکرد و میکند. اما خیلیها بابت شلوغی اطراف نیمکت قلعهنویی او را مواخذه و نقد میکردند که میخواهد با شلوغ کردن اطرافش، کارش را بزرگ جلوه دهد.
قلعهنویی که دل پری از منتقدانش داشت، حرفهایی زد که شاید به مذاق خیلیها خوش نیاید؛ آنها را در ادامه می خوانید:
* اردوی کیش چطور بود و از عملکرد تراکتور راضی هستید؟
- قبل از اینکه پاسخ شما را بدهم، اجازه میخواهم قبل از هر چیز به دو خانواده مرحوم احدی و بهزادی تسلیت عرض کنم و امیدوارم روحشان شاد و خداوند به خانوادههایشان صبر بدهد. ما برنامه اصلیمان اردوی ترکیه بود و قرار بود در آنجا سه بازی دوستانه داشته باشیم و حتی قرارداد آن سه بازی را بسته بودیم اما به هر دلیلی این اردو را کنسل کردند. برای همین به کیش آمدیم و تنها توانستیم یک بازی دوستانه انجام دهیم. مترصد انجام دو بازی دیگر هم بودیم اما متاسفانه تیمی در کیش نبود که با آن بازی کنیم. در مجموع با این شرایط اردوی خوبی در کیش داشتیم و دوستان خیلی به ما محبت کردند و جا دارد از آقای ابراهیمی، پازوکی، موسوی و مونسان که شرایط اردوی خوبی را در هتل داریوش در اختیار ما گذاشتند، تشکر کنم.
* در این اردو ایدهآلها و افکار تاکتیکیتان را پیاده کردید؟
- این اردو برای ما ایدهآل نبود چون دوست داشتیم بازی کنیم اما یک آقایی کجسلیقگی کرد و نگذاشت ما به هدفهای اردوییمان برسیم. با این حال جا دارد از باشگاه و هیاتمدیره تراکتورسازی که در بخش اجرایی کمک کردند، تشکر کنیم.
* با اینکه چند ماهی از فوتبال دور بودید اما به نظر میرسد لیگ را به خوبی زیرنظر داشتید. چرا که در یارگیری یکی از بهترین تیمهای نیمفصل بودید.
- این مهم با همدلی و همکاری به دست آمد. البته برند تراکتورسازی هم آنقدر بزرگ هست که هر بازیکنی دوست داشته باشد در آن بازی کند. خوشحالم که یارگیری خوبی داشتیم و تنها دغدغهمان نداشتن بازیهای دوستانه است ولی با این حال به یکسری مسایل درونتیمی رسیدیم که اگر سه، چهار بازی دوستانه هم میکردیم، شرایط بهتر میشد. هر کسی که اردوی ترکیه ما را بر هم زد، به تراکتور ظلم کرد.
* با یارگیریای که در تعطیلات نیمفصل انجام دادید چقدر به موفقیت تراکتور در لیگ امیدوارید؟
- بازیکنانی را که جذب کردیم، بر اساس افکار تاکتیکیمان بود و خواستیم با جذب آنها ضعفهایمان را پوشش دهیم. انشاءالله که با جذب این بازیکنان نتایج بهتری بگیریم. از روزی که بخشی از بازیکنان جدید به ما ملحق شدهاند، در دو بازی نفت و گسترش چهار امتیاز گرفتیم که نتیجه بدی نیست. در حال حاضر هم از نظر بدنی و فنی نسبت به آن دو بازی خیلی بهتر شدهایم.
* میخواستم درباره شرایط این روزهای فوتبالمان که هر کسی فوت میکند، همه یاد این جمله میافتند: "تا زمانی که پیشکسوتان زنده هستند باید قدرشان را بدانیم" بپرسم و اینکه به نظر شما این فرهنگ تا چه زمانی باید وجود داشته باشد.
- من این بحث شما را قبول دارم و متاسفانه در ایران پهلوان زنده را عشق است؛ اگر کسی هم در این میان کارهایی بکند همه به او حمله میکنند. همین پارسال که ما در استقلال بودیم، آقایان ملکاحمدی، رضا رجبی، نعلچگر، فنونیزاده، ایمان عالمی، کریم بوستانی، میرشاد ماجدی، شاهرخ بیانی، ستار همدانی، زرینچه و فکری را در کنار خودمان داشتیم. یا وقتی رفتم ملوان غفور جهانی که البته ملوان مال خود اوست را به عنوان همکار، کنار خودم داشتم و حالا هم مناجاتی را با خودم به تراکتور آوردم. در طول این سالها هر جا که رفتم چه سپاهان، استقلال یا حتی مس کرمان از این پیشکسوتان استفاده کردم اما همیشه به ما حمله کردند. همین پارسال از درون باشگاه میگفتند دور و برتان شلوغ است. من هم جواب دادم این افرادی که کنار من حضور دارند همه کاپیتانها و بزرگان استقلال هستند و به گردن استقلال و فوتبال این مملکت حق دارند. یکی هم که سعی میکند بزرگان فوتبال را کنار هم جمع کند، به او حمله میکنند؛ حملهای میکنند که نگو و نپرس. هر جا که رفتم این کار را کردم اما خیلیها علیه ما مطلب زدند. آدمهایی که همه آنها میشناسند. حالا که یکی فوت کرده، شروع میکنند به اشک تمساح ریختن اما وقتی ما دست این بزرگان را میگیریم، علیهمان مطلب میزنند. بالاخره خودمان هم متوجه نشدیم که باید دست پیشکسوتان را گرفت یا نه! تکلیفشان با خودشان هم معلوم نیست.
* شاید دلیل اعتراض باشگاه استقلال بالا رفتن هزینهها بود.
- من در هر تیمی که بودم همیشه برای پیشکسوتان ارزشگذاری کردم و اتفاقا هم با حضور این عزیزان موفق بودهام. روزی که با افشارزاده صحبت کردم گفت بودجه کادر فنی مشخص است و من هم بر اساس همان بودجه، آن آدمها را آوردم که همهشان از بزرگان فوتبال بودند. گفتن ندارد اما با خدابیامرز احدی هم دو باری صحبت کردیم اما قسمت نشد به تراکتور بیاید.
* اتفاقا یکی از بحثهایی که در این باره مطرح میشود این است که شما حالا که احدی فوت کرده این حرف را میزنید.
- اصلا اینطور نیست. شما که مرا میشناسید و میدانید دنبال اینجور حرفها نیستم. از طریق ناصر صرافان بحثی با مرحوم احدی داشتیم که قرار بود انجام شود. حالا هم که از بین ما رفته خدا بیامرزدش ولی دو باری با هم صحبت کردیم.
* با مرحوم بهزادی رابطهتان چطور بود؟
- اتفاقا با همایونخان بهزادی خیلی برخورد داشتیم. واقعا به آقای سرطلایی فوتبال ایران بد کردند. شاید یکی از محبوبترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران مرحوم همایون بهزادی بود. شما بهتر است از آقای ظلی بپرسید زمانی که سرمربی تیمملی بودم هر وقت که برای جلسه به فدراسیون میرفتم اول یک سر به اتفاق پیشکسوتان میزدم و پس از کسب اجازه از آقایان ظلی، جاسمیان و بهزادی به جلسه میرفتم. یک چایی میخوردیم و با هم کمی صحبت میکردیم و آن وقت به جلسه میرفتم. زمانی که سرمربی تیمملی بودم آقای پورحیدری، چراغپور، مناجاتی و ابراهیمی با ما در تیمملی بودند که همزمان از تخصص و تجربهشان استفاده میکردیم. همان زمان آن برنامه معروف از ما خرده میگرفت که چرا این همه آدم در کادر فنی تیمملی حضور دارد. اتفاقا همان زمان اردوی بایرن مونیخ در دوبی برپا شده بود و من هم برای سر زدن به علی کریمی به آنجا رفتم، در کنار تیم بایرنمونیخ 65 نفر حضور داشتند ولی ما که بزرگان فوتبال که حق به گردن این فوتبال دارند را میآوریم، میکروفن به دستها و قلم به مزدها علیه ما موضع میگیرند.
* به نظر میرسد هر کاری که شما انجام میدهید یکسری آماده نقد آن رفتار یا تصمیمتان هستند.
- همانقدر که شما از این رفتار ماندهاید من هم ماندهام. اما زیاد مهم نیست چرا که ما تکلیفمان را انجام میدهیم. همیشه کار را برای خدا انجام میدهم و مهم هم این است که کار برای خدا و رضایت او باشد. حالا آنها هم هر کاری میخواهند بکنند. نمونه بارز این کارها این است که اسامی کادر و مشاوران فصل گذشته استقلال را ببینید و از علی نظری که شاهد زنده است بپرسید که بر چه اساسی ما این بزرگان استقلال را کنارمان آوردیم. اما همانهایی که همه آنها را میشناسند، چقدر مطلب زدند. حتی رفتیم هیاتمدیره و جواب دادیم که چرا دور و بر تیم شلوغ است. کاری انجام بدهیم میزنند، ندهیم هم که طوری دیگری رفتار میکنند که البته برای من مهم نیست چون روی این تفکرم ارزشگذاری کردهام. به قول علیآقا پروین همینکه یک بزرگ فوت میکند، خیلیها یک دور در شیرودی میزنند و میروند...
* حمایت شما از تیمملی امید باعث شد منتقدان مربی ایرانی از شما انتقاد کنند که چرا از تیمی که مدیرش مایلیکهن است، حمایت کردید.
- شنیدهام یکسری مطالب در این باره نوشته شده و میدانم آن مزدور قلم به مزد به خاطر حمایت من از تیمملی کشورم علیه من مطلب میزند. من از ایران دفاع کردم و میخواهم بپرسم آن زمان که کیروش به لبنان باخت که در تاریخ فوتبال ما بیسابقه بود، اولین کسی که از کیروش حمایت کرد چه کسی بود؟ من بودم؛ چطور آنموقع ایرادی نداشت اما حالا ایراد دارد. من از ایران حمایت کردم و آن افرادی که میکروفن به دست و قلم به مزد هستند، به دنبال منافع خودشان هستند و برای آنها ایران و ایرانی مهم نیست. چون فقط میخواهند به منافع خودشان برسند. آنها به هیچ چیز اعتقاد ندارند و هر کاری میکنند تا منافعشان حفظ شود. این آدمها هویت ندارند چرا که دست به هر کاری میزنند تا منافعشان را حفظ کنند. حمایت از تیمملی بعد از باخت به لبنان خوب بود اما الان از تیمملی امید حمایت کردن بد است. ما مال این آب و خاک هستیم و باید از تیمملی امید حمایت کنیم هر چند خیلیها خوشحال هستند که تیمملی امید نتیجه نگرفت. وقتی قلم و میکروفن دارند و همه چیز در اختیارشان هست، هر کاری میکنند. دادگاه به نفع من حکم داد اما هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده؛ البته که به وقتش در این باره هم صحبت میکنم.
* تیمملی در وقت اضافه با سه گل شکست خورد؟
- به خدا خیلی از باخت تیم امید ناراحت شدم. انگار خودم شکست خوردم. یاد جام ملتهایی افتادم که به کره در ضربات پنالتی باختیم. واقعا در طول 90 دقیقه حقمان برد بود اما فوتبال ورزش بیرحمی است.
* و همه علیه خاکپور و مایلیکهن موضع میگیرند؟
- یک عده نانشان را از زدن مربی ایرانی درمیآورند...
* از این فضا خارج شویم؛ میخواهم نظر شما را به عنوان کسی که با مردم در ارتباط هست، درباره توافق هستهای یا همان برجام بپرسم.
- (مکثی میکند) بحث من این است مملکتی داریم که دارای منابع خوبی است. مملکت چهارفصل که نباید دغدغهای به نام اقتصاد داشته باشد؛ چه قبل برجام و چه بعد برجام. حضرت علی (ع) میفرمایند: "فقر که از در آمد ایمان از پنجره میرود." باید در این مملکت برنامهریزی و مدیر خدمتگزار داشته باشیم که مردمش دغدغهای نداشته باشند. البته از تیم مذاکرهکننده هم باید نهایت تشکر را کرد که در تعاملات بین المللی وجهه خوبی از ایران نشان دادند. دولت اعتدال توانست نشان دهد که دنیا دیگر دهکده جهانی شده و باید تعاملات بین المللی داشته باشیم و با سایر کشورها با احترام متقابل رفتار کنیم. تاریخ چندین هزار ساله ایران با این همه منابع و ثروت در نفت و گاز که فکر میکنم جزو اولینها در دنیا است، نباید مردمانش زیر خط فقر باشند، آنطور که میگویند زیر 2 میلیون درآمد، زیر خط فقر است. امیدوارم این ارتباطات بین المللی باعث شود که شرایط زندگی مردم بهبود یابد چرا که مردم ایران بسیار نجیب هستند و شأنشان بیشتر از اینهاست.
* فکر میکنید همانطور که رییس جمهور گفته بود سانترفیوژ باید بچرخد، چرخ زندگی مردم هم باید بچرخد، حالا با این توافق چرخ زندگی مردم میچرخد؟- به نظر من در مملکت ما شخصمحوری در مدیریت خوب نیست بلکه باید برنامهمحور باشیم و آدمها پروژهها را جلو ببرند و براساس یک چشمانداز افراد را انتخاب کنند. اگر اینطور باشد، نهایتا در یک پروژه بلندمدت 50 تا آدم عوض میشود نه اینکه با تغییر دولت 18 هزار مدیر جابهجا شوند. هر زمان برنامهمحوری و سیستممحوری بر نظام این مملکت حاکم شد آن وقت چرخ زندگی مردم هم میچرخد.