خواهشا دایی مقابل خبرنگاران از من مایه نگذارد / پروین بازیکن خوبی بود حالا هم بازیگر خوبی است!

سر و وضع مرتبی دارد حتی ادبیات گفتاری یا نوشتاری او هم بیانگر این است که تحصیلاتی دارد و اگر اوضاع زندگی بر وفق مرادش بود شاید الان او مدیر یک باشگاه بود.
جدیدترین اظهارات شفقتیان را در ادامه می خوانید:
* از خودتان بگویید و فوتبالی که به آن آلوده شدید؟
- از سال 60 با بوتان شروع کردم و بعد به پاس، دارائی و پرسپولیس رفتم. دو فصل هم سابقه حضورم در پرسپولیس میشود. دلیل جدا شدنم از پرسپولیس هم به خاطر مجتبی محرمی بود وقتی او آمد هم جوانتر بود و هم خوب بازی می کرد احساس کردم بمانم روی نیمکت قرار گرفتن من خوب نخواهد بود. در 4 رده سنی عضو تیمملی ایران بودم برای تیمملی بزرگسالان در مقابل حریفان خارجی زیادی قرار گرفتم. پست اصلی ام دفاع چپ بود اما اگر مربیان از من میخواستند در پست های دیگر هم توانایی بازی داشتم. یک مدت هم برای بانک سپه بازی کردم و در تهران در جام باشگاهی و حذفی قهرمان شدیم. یادش بخیر سال 1366 در نظر سنجی مجله دنیای ورزش به عنوان بهترین مدافع چپ سال انتخاب شدم.
* مدارک مربیگری تان چیست؟
- تمامی مدارک معتبر را اخذ کرده ام. حتی لیسانس دارم در فوتسال و هم مدرک بین المللی دارم و در کلاس درس ویکتور هرناندز برزیلی نشستهام. می خواهم بگویم همه این مدارک را دارم اگر پیشنهاد دریافت نمیکنم مربوط به مدارک نیست.
* از وضع زندگی و خانوادهتان بگویید.
- با مادر پیرم در بریانک زندگی میکنم. خانه ای کلنگی که تیرچه چوبی سقفش هر روز پایینتر می آید. وقتی دوربین برنامه 90 به خانه مادرم آمد خجالت میکشیدم. همسرم به خاطر نداری من به زادگاهش بوشهر برگشته. من مانده ام و پسرم در کنار مادری که مستمری بگیر بیمه است و با چندرغاز روزگار میگذرانیم. وقتی سه ماه کرایه خانه ام عقب افتاد صاحبخانه اثاث را ضبط کرد و به منزل راهمان نداد، آواره شدیم اما با همسرم مشکلی ندارم او هم می داند که گرفتارم و کاری از دستم برنمیآید.
* وضعیت جسمی تان چطور است؟
- دیابت دارم. کلیه ام خوب کار نمیکند. زخم معده گرفته ام از صبح تا شب با یک لیوان شیر و کیک سر میکنم.
(بغض می کند. چشمانش تر می شود. سکوت حاکم می شود. با گوشی خود شماره ای را میگیرد. همسرش پشت خط است. گوشی را به من میدهد و همسرش هم از بوشهر نگران حال او است و می گوید اگر وضع مالی منوچهر خوب شود برمیگردم و تنهایش نمیگذارم حالا که نیستم سرپناهی نداریم.)
* آیا از مربیان سرشناس پیشنهاد همکاری دریافت کردهاید؟
- دایی، قلعهنویی، کمالوند، فیروز کریمی و خیلی ها رفتم آنها فقط می گفتند چشم حتما ولی خبری نمی شد. چون من وصل نبودم پشتیبانی نداشتم. شما از بزرگ و کوچک در این فوتبال نام ببرید با همه درددل کردم اما چه سود کدامشان آمد به من کمک کند. منظورم از کمک پیشنهاد همکاری است که نانی به خانه ببرم. خیالتان راحت تا وقتی دوربین هست همه فرشته میشوند وقتی دوربین خاموش می شود باید فرار کنی تا عزرائیل یقه ات را نگیرد. همه آماده هستند یک نفر به بیمارستان برود سریع قطار میشوند و قول مساعد می دهند هر کاری از دستشان بر بیاید انجام می دهند ولی در عمل هیچکاری هم انجام نمیدهند. مگر وقتی جنازه شدی یک دور رایگان با جنازه ات دور چمن امجدیه بزنند که تصویرشان برود روی جلد روزنامهها و آن را نگاه کنند و به ریش جماعت بخندند.
* چرا سراغ علی پروین نرفتهاید؟!
- هیچوقت نمیروم او بازیکن خوبی بود حالا هم بازیگر خوبی است. یک نفر بیاید ادعا کند که این آقا دست او را گرفته است. پیشکسوتان هم دلخوشی از او ندارند. آقا دوره ظاهرسازی است. بله قربان گفتن و رد کردن.
* علی دایی چه؟! خیلی از او در این رابطه تعریف و تمجید میکنند.
- کار خیر که رسانه ای شود باید در خیر آن خبر شک کرد. دوباره به علی دایی نامه نوشتم داخل نامه نوشتم حاضرم کفش واکس بزنم. کار منزل شما را انجام بدهم، اما خبری نشد. حتی یک بار حضوری رفتم سر تمرین این آقا فقط گفت حالت خوب است؟ همین، چه انتظاری می توان داشت.
* یعنی از علی دایی هم دلگیر هستید؟
- دلگیر خیر او حق دارد به کسی کمک کند یا نه، اما خواهشا مقابل خبرنگاران از من مایه نگذارد و بگوید بروید به منوچهر کمک کنید ولی وقتی خودم را ببیند توجهی نکند.
* شنیده ام چند ماهی هم در بهشتزهرا چادر زدید؟
- بله چهار ماهی شد. حتی برنامه 90 هم می خواست نشان بدهد که ضیا عربشاهی جلوگیری کرد. ضیا گفت: "در هر حالتی آبروی منوچهر باید حفظ شود".
* از هم بازی های زمان شما بیشتر چه کسی حالت را میپرسد؟
- برخی از بچهها از جمله ضیا خیلی آرامم می کند. داروهای گران قیمتی مصرف می کنم و توانایی تهیه آنها را ندارم. چند وقتی می شود با این وضعیت معیشتی دچار افسردگی شدید شده ام.
* مقابل مجلس هم که رفته بودید؟
- بله رفتم اجازه گرفتم تا با بنر بایستم. اجازه دادند نماینده ها هم می آمدند و می رفتند و یک نگاهی میانداختند. آنجا هم به غیر من افراد دیگری هم بودند خیلی نمی شود اینطور به دنبال حق خود بود.
* چه کار می شود کرد تا دوباره شما به زندگی عادی برگردید؟
- مشکل من با 20 میلیون تومان حل میشود. این مبلغ را هم نمی خواهم به من بدهند شماره حساب بانک مسکن را می دهم واریز کنند تا بروم دست همسرم را بگیرم و بیاورم. سرپناه نداریم. با این پول در پرندک یک سرپناه را می توانیم برای خودمان داشته باشیم از طرفی یک شغلی هم داشته باشم تا خرجی روزانه را در بیاورم فرقی نمی کند زنجیر نگهبانی دستم باشد یا روغن ماشین عوض کنم. پشت فرمان بنشینم یا جواب تلفن را بدهم من قبلا همه این راهها را رفتهام.
* برای این اسامی یک کلمه بگویید:
- کیروش: جنتلمن
- مایلیکهن: (پاسخ نداد)
- دایی: افتخار
- پروین: فوتبالیست
- ضیاء عربشاهی: رفیق خوب