شجاع و سیدجلال بردند

نبرد «شجاع» و کیروش استنلى را شجاع برد، در عین حال که استنلى هم بازنده نشد!
۱۷:۰۰ - ۲۰ آذر ۱۳۹۷
وانانیوز|
۱- بازى خوب که مىگویند یعنى همین! فوتبال چند وجهى که انتظار داریم تا در تمام رقابتهاى تیمهاى درجه اول ما به نمایش درآید، یعنى همین!
شک نداریم و شما هم در این یقین با ما همراه باشید که بهترین بازیگران زمین، تماشاگران بودند! نقش جهان فقط پر از هواداران نشده بود که لبریز بود از توقع، از طلب، از تن دادن به فوتبالى در کلاس بالاتر، از نترسیدن و براى بردن بازى کردن!
سپاهان در تابلوى غیرمتعارفى از هجوم «یار دوازدهمش» نیروى متمرکزى داشت و پرسپولیس هم، پیام نخست را از ورزشگاه زردپوش، به خوبى گرفته بود:
... اگر براى نباختن بازى کنى، چنان مىبازى و چنان مغلوب مىشوى که بیا و ببین.
نیروى اصلى سپاهان، نه امیر بود و نه تعویضهاى به موقعش که گل اول مسابقه را برخلاف روند مسابقه باعث شد! اصلىترین بخش قدرت سپاهان، آنجا بود که تحت تأثیر حضور و خواست هوادارانش، تن داد به یک بازى مبتنى بر اراده!
کىروش و خواستاندیشى آشکارش
۲- نبرد «شجاع» و کیروش استنلى را شجاع برد، در عین حال که استنلى هم بازنده نشد! سیدجلال هم مثل شجاع! کسى که در این قسمت مغلوب شد، کارلوس کىروش بود که شجاع را باز هم ندید و سیاوش یزدانى سپاهان را هم! خواستاندیشى، بد دردى است!
جنگ ارسالگرى و بستن کنارههاى زمین را هم یاران کیروش استنلى باختند و الا، مثل دو پاس اول و دو ضربه سر نخست، برق از چشم سیدجلال و بیرانوند مىپرید! گویى امیر «مقهور» تشرى شد که فغانى در همان دقایق نخست زد! نوعى از تسلیم و بىعملى! تکلیف بازى، نه با اشتباه داورى و نه با شوت عزتا... پورقاز که با مهار شدن و از کار افتادن ارسالگران سپاهان، معلوم گشت! سپاهان براى «حالت دوم»، نقشهاى که مؤثر باشد، نداشت! سپاهان، از عزم و اراده تاکتیکى اش که در تعداد خطاهایش آشکار بود، استفاده بهترى نمىکرد! سپاهان موفق به سانتر کردن نمىشد و هنر دیگرى هم نداشت!
پرسپولیس، بهترین بازى ممکن خود را انجام داد! بسیار بهتر از هر دو مسابقه فینال لیگ آسیا برابر کاشیما! پرسپولیس اگر کاشیما را هم به اندازه سپاهان مىشناخت، الان فینالیست که هیچ، قهرمان لیگ آسیا بود! سپاهان به مراتب از «کاشیما» تیمتر و فوتبالبازتر، نشان داد! از اول تا آخر!
پرسپولیس، مرد بازىهاى سخت و لحظههاى دشوار است! سپاهان نیز در این چند ماه، راه چندینساله را به خوبى طى کرده است!
٤٠ هزار نفر با قدرتى بىمثال
۳- هنوز هم در شش و بش پیکارى هستیم که سپاهان و پرسپولیس بدون یک گام عقبنشینى، بهراه انداختهاند! و این هنوز از نتایج سحر است!
سپاهان به خوبى وارد باشگاه تیمهاى ٤٠ هزار نفره شده است! اصفهانىها که قدر وقت و قیمت پول خود را مىشناسند، یک آن، از حضور ٤٠ هزار نفرهشان در نقش جهان پشیمان نشدند و از حمایت تیمى که آماده مىشود تا جشن قهرمانى را به مرکز فلات قاره منتقل کند، دست برنداشتند و دست هم بر نمىدارند!
از هر چیز گذشته، سپاهان بازى کردن براى قهرمانى را بلد است و مىداند که براى اول شدن، همه باید با هم باشند! سپاهان فعل «همه با هم بودن» را خوب صرف مىکند! خوب در حد یک قهرمان! خوب در آن حد که پرسپولیس با کسب نتیجه مساوى، حالت برندهها را دارد! البته حق با برانکو است که «امیر» را آچمز کرد و در «امیرتایم» پیروزى را از چنگش درآورد!
پرسپولیس، انگار که در نقش جهان، بازى را برده است! نیمفصل اول، به دلخواه پرسپولیس تمام مىشود!
شک نداریم و شما هم در این یقین با ما همراه باشید که بهترین بازیگران زمین، تماشاگران بودند! نقش جهان فقط پر از هواداران نشده بود که لبریز بود از توقع، از طلب، از تن دادن به فوتبالى در کلاس بالاتر، از نترسیدن و براى بردن بازى کردن!
سپاهان در تابلوى غیرمتعارفى از هجوم «یار دوازدهمش» نیروى متمرکزى داشت و پرسپولیس هم، پیام نخست را از ورزشگاه زردپوش، به خوبى گرفته بود:
... اگر براى نباختن بازى کنى، چنان مىبازى و چنان مغلوب مىشوى که بیا و ببین.
نیروى اصلى سپاهان، نه امیر بود و نه تعویضهاى به موقعش که گل اول مسابقه را برخلاف روند مسابقه باعث شد! اصلىترین بخش قدرت سپاهان، آنجا بود که تحت تأثیر حضور و خواست هوادارانش، تن داد به یک بازى مبتنى بر اراده!
کىروش و خواستاندیشى آشکارش
۲- نبرد «شجاع» و کیروش استنلى را شجاع برد، در عین حال که استنلى هم بازنده نشد! سیدجلال هم مثل شجاع! کسى که در این قسمت مغلوب شد، کارلوس کىروش بود که شجاع را باز هم ندید و سیاوش یزدانى سپاهان را هم! خواستاندیشى، بد دردى است!
جنگ ارسالگرى و بستن کنارههاى زمین را هم یاران کیروش استنلى باختند و الا، مثل دو پاس اول و دو ضربه سر نخست، برق از چشم سیدجلال و بیرانوند مىپرید! گویى امیر «مقهور» تشرى شد که فغانى در همان دقایق نخست زد! نوعى از تسلیم و بىعملى! تکلیف بازى، نه با اشتباه داورى و نه با شوت عزتا... پورقاز که با مهار شدن و از کار افتادن ارسالگران سپاهان، معلوم گشت! سپاهان براى «حالت دوم»، نقشهاى که مؤثر باشد، نداشت! سپاهان، از عزم و اراده تاکتیکى اش که در تعداد خطاهایش آشکار بود، استفاده بهترى نمىکرد! سپاهان موفق به سانتر کردن نمىشد و هنر دیگرى هم نداشت!
پرسپولیس، بهترین بازى ممکن خود را انجام داد! بسیار بهتر از هر دو مسابقه فینال لیگ آسیا برابر کاشیما! پرسپولیس اگر کاشیما را هم به اندازه سپاهان مىشناخت، الان فینالیست که هیچ، قهرمان لیگ آسیا بود! سپاهان به مراتب از «کاشیما» تیمتر و فوتبالبازتر، نشان داد! از اول تا آخر!
پرسپولیس، مرد بازىهاى سخت و لحظههاى دشوار است! سپاهان نیز در این چند ماه، راه چندینساله را به خوبى طى کرده است!
٤٠ هزار نفر با قدرتى بىمثال
۳- هنوز هم در شش و بش پیکارى هستیم که سپاهان و پرسپولیس بدون یک گام عقبنشینى، بهراه انداختهاند! و این هنوز از نتایج سحر است!
سپاهان به خوبى وارد باشگاه تیمهاى ٤٠ هزار نفره شده است! اصفهانىها که قدر وقت و قیمت پول خود را مىشناسند، یک آن، از حضور ٤٠ هزار نفرهشان در نقش جهان پشیمان نشدند و از حمایت تیمى که آماده مىشود تا جشن قهرمانى را به مرکز فلات قاره منتقل کند، دست برنداشتند و دست هم بر نمىدارند!
از هر چیز گذشته، سپاهان بازى کردن براى قهرمانى را بلد است و مىداند که براى اول شدن، همه باید با هم باشند! سپاهان فعل «همه با هم بودن» را خوب صرف مىکند! خوب در حد یک قهرمان! خوب در آن حد که پرسپولیس با کسب نتیجه مساوى، حالت برندهها را دارد! البته حق با برانکو است که «امیر» را آچمز کرد و در «امیرتایم» پیروزى را از چنگش درآورد!
پرسپولیس، انگار که در نقش جهان، بازى را برده است! نیمفصل اول، به دلخواه پرسپولیس تمام مىشود!
منبع: خبر ورزشی
لینک کپی شد
آهن ملل
ارسال نظر