پیام صادقیان و رویای بازگشتش به پرسپولیس

مشکل خیلی از آدمها این است که قدر موقعیت فعلیشان را نمیدانند و درست زمانی که همه چیز را از دست میدهند به صرافت بازگشت سر نقطه اول میافتند. موضوع فقط محدود به قشر خاصی هم نیست و چنین جماعتی را همه ما میتوانیم در اطراف خودمان ببینیم. پیام صادقیان هم یکی از همانهاست. روزگاری که استاد بازیکن پرسپولیس بود، عالم و آدم به زبان آمدند و نصیحتش کردند که قدر خودش را بداند و آینده حرفهای و شخصیاش را تباه نکند. پیشکسوتان باشگاه یک به یک سراغش رفتند و با او جلسه خصوصی گذاشتند. پیام هم در واکنش به هر کدام از این اتفاقات وعده داد که معایبش را اصلاح کرده و متحول شده، اما باز هم روز از نو، روزی از نو. یک روز سر تمرین خمیازه میکشید، یک روز دست درخشان را پس میزد، یک روز کریم باقری را عصبانی میکرد و یک روز هم دقیقه اول داربی دعوا راه میانداخت و تا مرز اخراج پیش میرفت. شاید آن روزها صادقیان باور نمیکرد خطر «نزول» چقدر جدی است و چطور آدمی که یک شبه به اوج رسیده، یک شبه هم میتواند محو شود. قطعا بازیکنی با پتانسیل او امروز میتوانست عصای دست برانکو باشد و سرمربی پرسپولیس را از بازیکنانی مثل ترابی یا وحید امیری بینیاز کند، اما افسوس که صادقیان نه قدر خودش را دانست و نه توانست به باشگاهی که او را به اوج رساند ادای دین کند.
اتفاقا بهترین مثال برای توضیح کاری که پیام در پرسپولیس کرد، همین فیلمی است که او از خودش منتشر کرده؛ آیا صادقیان میداند آن گل کاشته به نفت، تنها گلی بود که پرسپولیسیها در لیگ چهاردهم در زمان حضور او در زمین به ثمر رساندهاند؟ به روایت روشنتر بعد از آن گل، دیگر هیچوقت پیش نیامد که صادقیان در زمین باشد و پرسپولیس به گل برسد. او با این کارنامه چطور میتواند میل به بازگشت داشته باشد؟ آیا بهتر نیست پیام، چند تصویر از همان خمیازههای قشنگش سر تمرین پرسپولیس را بارگذاری کند؟ این حتما قاب گویاتری است برای معرفی رابطه صادقیان با تیمی که میتوانست سکوی پرتابش به جاودانگی باشد.