خودکرده را تدبیر نیست
وقتی میخواهی مراقب رفتار و گفتار و جایگاه «الگو» باشند، از حریم شخصی مایه میآیند و وقت نیاز و کارگیر؛ میشوند قهرمان ملی و الگوی نسل جوان که نباید ترک بردارند... وا عجبا از این «شتر گاو پلنگ»ی که ساختیم!
۰۹:۱۳ - ۰۵ خرداد ۱۳۹۵
وانانیوز|
وانانیوز-يك) وسط غوغاي نويدكيا و سپاهان و در توفان و سونامي مصاحبهها و
تكذيبيهها و راست و دروغها، حتي يك نفر نيست كه بپرسد: «آقا چرا بايد
مديران ارشد يك مجموعه با اعتبار سپاهان بروند دم خانه يك بازيكن؟ چرا
نرفتند دم خانه رحمان يا شهاب يا خلعت؟ اصلاً مگر وظيفه مدير، مديريت نيست؟
پس چرا از بازيكن مشورت ميخواستيد؟»
اگر محرم رفته بود در جلسه هيأتمديره يا اتاق كادر فني را باز كرده، گفته بود فلان كنيد يا فلان، الان همه حق داشتند بگويند پايش را از گليمش درازتر كرده، ولي وقتي تو سالها براي يك مجموعه عرق ريختهاي و بزرگان ميآيند ميگويند كمك كن، شما باشي نميكني؟!
دو) فوتباليستها به خاطر عشق و علاقه قيد درس و مدرسه را ميزدند و ميرفتند دنبال توپ. شب خوابيديم و فردايش فوتبال شد حرفهاي و پاي ارقام ميلياردي وسط آمد. طرف در اين فاصله هيچ كاري نكرده بود، نه به علم و اخلاقش اضافه شد، نه فن و فرهنگش. فقط يكشبه ميلياردر شد، خب توقع داريد از اين آدم كه همانطور يكشبه اخلاق و علم و ادب و فرهنگ و همه چيز را با آمپول به خودش تزريق كند؟!
اصولاً چه كاشتيد كه حالا توقع دروي محصول پربار و پربركت داريد؟ به جز پول و منتكشي و چاكرم، مخصلم به فوتباليست و مربي چه داديد كه حالا توقع علم روز و فوتبال مدرن و تخصص داريد؟
سه) از هر چيز و هركس بايد توقعي معادل ظرفيت و توانش داشت. درون ظرف يك ليتري، ده ليتر آب جا نميشود و با پيكان 49 نميشود پورشه را گرفت. اگر چنين كني، غلط است.
روزهايي كه فوتباليستها را تا حد سرباز وطن بالا برديم، بايد فكر اين روزها را ميكرديم. فوتباليستي كه تنها هنرش دنبال توپ دويدن است و يك روز قبل از هر بازي تمام وقتش در آرايشگاه ميگذرد، ميشود بيلبورد خالكوبي و سمبل خوشگذراني، براي يك نتيجه گرفتن و ماندن سر كارمان او را ميكنيم سرباز ملي و اينكه هر خلافي كرده، بايد ببخشند چون جنابشان بلد است گل بزند!
نتيجه اين ميشود كه آن آقا در گرماي خرمشهر نميتواند بدود! همان خرمشهري كه در همين هوا، سه دهه پيش، با خون جوانان آزاد شد و كسي عكس آنها را جايي چاپ نكرد، پول ميلياردي هم به آنها ندادند و مشهور و مدعي هم نشدند.
آخر) حكايت شترمرغ شده كه چون بار نميبرد، مرغ است و چون تخم نميگذارد شتر...
وقت خروج از كشور نه مشكل مالياتي مهم است و نه خدمت سربازي، آنجا طرف سرباز است و ميلياردي بابت يك بازي پول ميگيرد و از مزاياي شهرت و ثروت، بيشترين بهره را دارد اما وقتي واقعاً نياز داري كه بايد بجنگد، هوا گرم است و شرجي!
وقتي ميخواهي مراقب رفتار و گفتار و جايگاه «الگو» باشند، از حريم شخصي مايه ميآيند و وقت نياز و كارگير؛ ميشوند قهرمان ملي و الگوي نسل جوان كه نبايد ترك بردارند... وا عجبا از اين «شتر گاو پلنگ»ي كه ساختيم!

اگر محرم رفته بود در جلسه هيأتمديره يا اتاق كادر فني را باز كرده، گفته بود فلان كنيد يا فلان، الان همه حق داشتند بگويند پايش را از گليمش درازتر كرده، ولي وقتي تو سالها براي يك مجموعه عرق ريختهاي و بزرگان ميآيند ميگويند كمك كن، شما باشي نميكني؟!
دو) فوتباليستها به خاطر عشق و علاقه قيد درس و مدرسه را ميزدند و ميرفتند دنبال توپ. شب خوابيديم و فردايش فوتبال شد حرفهاي و پاي ارقام ميلياردي وسط آمد. طرف در اين فاصله هيچ كاري نكرده بود، نه به علم و اخلاقش اضافه شد، نه فن و فرهنگش. فقط يكشبه ميلياردر شد، خب توقع داريد از اين آدم كه همانطور يكشبه اخلاق و علم و ادب و فرهنگ و همه چيز را با آمپول به خودش تزريق كند؟!
اصولاً چه كاشتيد كه حالا توقع دروي محصول پربار و پربركت داريد؟ به جز پول و منتكشي و چاكرم، مخصلم به فوتباليست و مربي چه داديد كه حالا توقع علم روز و فوتبال مدرن و تخصص داريد؟
سه) از هر چيز و هركس بايد توقعي معادل ظرفيت و توانش داشت. درون ظرف يك ليتري، ده ليتر آب جا نميشود و با پيكان 49 نميشود پورشه را گرفت. اگر چنين كني، غلط است.
روزهايي كه فوتباليستها را تا حد سرباز وطن بالا برديم، بايد فكر اين روزها را ميكرديم. فوتباليستي كه تنها هنرش دنبال توپ دويدن است و يك روز قبل از هر بازي تمام وقتش در آرايشگاه ميگذرد، ميشود بيلبورد خالكوبي و سمبل خوشگذراني، براي يك نتيجه گرفتن و ماندن سر كارمان او را ميكنيم سرباز ملي و اينكه هر خلافي كرده، بايد ببخشند چون جنابشان بلد است گل بزند!
نتيجه اين ميشود كه آن آقا در گرماي خرمشهر نميتواند بدود! همان خرمشهري كه در همين هوا، سه دهه پيش، با خون جوانان آزاد شد و كسي عكس آنها را جايي چاپ نكرد، پول ميلياردي هم به آنها ندادند و مشهور و مدعي هم نشدند.
آخر) حكايت شترمرغ شده كه چون بار نميبرد، مرغ است و چون تخم نميگذارد شتر...
وقت خروج از كشور نه مشكل مالياتي مهم است و نه خدمت سربازي، آنجا طرف سرباز است و ميلياردي بابت يك بازي پول ميگيرد و از مزاياي شهرت و ثروت، بيشترين بهره را دارد اما وقتي واقعاً نياز داري كه بايد بجنگد، هوا گرم است و شرجي!
وقتي ميخواهي مراقب رفتار و گفتار و جايگاه «الگو» باشند، از حريم شخصي مايه ميآيند و وقت نياز و كارگير؛ ميشوند قهرمان ملي و الگوي نسل جوان كه نبايد ترك بردارند... وا عجبا از اين «شتر گاو پلنگ»ي كه ساختيم!
منبع: خبر ورزشی
لینک کپی شد
آهن ملل
ارسال نظر