يکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۹ - May 31 2020
رسپینا
کد خبر: ۳۴۴۶۲۰

کنایه پرویز پرستویی به آن‌ها که همیشه غر می‌زنند

تاریخ انتشار :۱۷:۱۵ - ۰۱ خرداد ۱۳۹۹
کنایه پرویز پرستویی به آن‌ها که همیشه غر می‌زنند
پرویز پرستویی گفت: شاید دوره را برخی آدم ها تمام کرده باشند، اما دوره حاج کاظم ها هیچ وقت تمام نمی شود. ما یک جاهایی شاید یادمان برود و فراموش کار شویم ولی دوره این آدم ها به نظر من تمام شدنی نیست.
به گزارش وانانیوز، 

پرویز پرستویی دارنده چهار سیمرغ بلورین گفت: از ۱۱ فروردین در معیت کمیل قاسمی، پهلوان رسول خادم، حسن رحیمی، سجاد گنج زاده که پهلوان هستند شروع کرده ایم به استان های سیستان بلوچستان، قزوین، گلستان ، مازندران ، گیلان، زنجان  و آبادان و اهواز رفته ایم و کمک های مردمی را رسانده ایم. مردمی که با عشق به ما کمک کردند نمی گویند این پول را به کجا بردید. یکسری از ما بهترون می گویند یعنی چی که ۱۰ کیلو برنج دستتان گرفته اید و می روید؟ اگر راست می گویید چراغ خاموش بروید کسی نفهمد. عده دیگری می گویند برای خودنمایی می روند. اگر اینطور باشد یکبار بس است. ما به دو دلیل این کار را می کنیم و اعلام می کنیم که ترکش های زیادی هم به سمت ما می آید و می گویند اینها دارند خودنمایی می کنند. این راهش نیست. چرا کاسه گدایی دستتان گرفته اید.

من هم می توانم در خانه ام بنشینم و از خودم مراقبت کنم

پرستویی اذعان کرد: ما به دو دلیل این کار را می کنیم. اول اینکه آدم هایی که همیشه غر زیر لحاف می زنند بفهمند که این چیزی که از مردم گرفته شده به دست خودشان می رسد و دوم اینکه آنها را هم به کمک ترغیب کنیم. من شاید الان هزار انتقاد داشته باشم اما می گویم اینها هم وطن ما هستند. زیر یک چتر زندگی می کنیم. دو هفته پیش در زاهدان رفتیم،بعضی  شناسنامه و کارت ملی ندارند و یارانه هم نمی گیرند. دمپایی لنگه به لنگه می پوشند و برخی دمپایی هم ندارند. دیروز به خانه عزیزی در اهواز رفتیم. پای بچه چوپانی که به خاطر تعطیلی مدارس بچه را همراه خود برده است، روی مین رفته است و قطع شده است. امروز پستی گذاشتم. خیلی دوستان لطف کردند گفتند کمک می کنند تا فکری برای آینده این بچه شود. این اتفاق هم از تبعات کرونا است. من وظیفه دارم بروم این را پیدا کنم و از هم وطنانم بخواهم به او کمک کنند. ما وظیفه داریم همدلی و همراهی کنیم. ننشینیم شکوه کنیم. من خیلی برایم راحت است که در این وانفسا بنشینم در خانه ام، زندگی ام را بکنم و از خودم مراقبت کنم. چه دلیلی دارد بروم اینهمه بار را بکشم؟ من با دلم دارم این کار را می کنم. من جاهایی رفته ام که اگر کیسه ارزاق را پرت کنی گیر هر کسی بیفتد مستحق است. در این شرایط وظیفه داریم این کار را انجام بدهیم.

پرویز پرستویی در ادامه توضیح داد: زمانی که «لیلی با من است» را بازی کردیم در سال ۷۳ یا ۷۴ می گفتند تیکه بزرگه شما گوشتان است. با بچه های جبهه شوخی می کنید. بعد کار کردیم و دیدیم نه اینطور نیست. بچه جبهه ای های ناب هم گفتند همینطور هم بوده است. ما هم از گلوله گاهی می ترسیم. ما هم آدمیزاد هستیم. بعد «آژانس شیشه ای» را بازی کردم که من با خیلی از آدم هایی مواجه شدم که  اتفاقا می توانند بگویند این آدم ها باعث شدند ما هجرت کنیم. به ما چه مربوط است. رفیقت می خواهد بمیرد خوب بمیرد. می خواستید نروید ۸ سال بجنگید. حالا ما باید تاوان چه را پس بدهیم. آقای حاتمی کیا اهل اتود و تمرین است. در اتودهایی که می زدیم بچه هایی که گروگان خطاب می شدند که من همیشه می گویم شاهد، می گفتند نگذارید این قصه اش را تعریف کند. آنها شروع می کردند بداهه بگویند اما من اینقدر غالب می شدم که خود به خود سست می شدند. حاتمی کیا می گفت مگر من با شما نیستم. نگذارید قصه اش را بگوید. اصلا فحشش بدهید. نگذارید. می گفتند یکجوری می گوید که ما هم می خواهیم کمکش کنیم. نه اینکه من خوب بازی می کردم. این حقانیت حاج کاظم بود. ریشه او بود. روح او و خود او حاضر بود.

بازیگر «بادیگارد» توضیح داد: من وقتی راجع به حاج قاسم صحبت کردم و پست گذاشتم خیلی ها خوششان آمد. همان کسانی که خوششان آمد از من خرده گرفتند و شروع کردند به فحاشی کردن که این نباید اصلا «آژانس شیشه ای» بازی می کرد. رفته است با سالومه در آنطرف دنیا چت کرده است. گفتم مومن خدا یک کمی درک کنید که بالا و پایین آن چت چه بوده است. چرا با یک غوره سردیمان می شود و با یک مویز گرمیمان؟ 

پرستویی در پاسخ به اینکه دوست داری مردم تو را با کدام نقش به یاد بیاورند، گفت: این را خودشان واگذار می کنم. لذت توام با رنجی در کارهایمان می بریم. ولی وقتی ساخته می شود مالک کارها مردم هستند. آنها باید بگویند با چه کاری لذت می برند. ولی به هر حال در آستانه سوم خرداد وروز آزاد سازی خرمشهر هستیم. روزی که خیلی ایثارگری و حماسه ها داشت. خرمشهر کسانی که نرفته اند باید بروند وببینند. وجب به وجب خون ریخته شد تا پس گرفته شود. از دل این دفاع مقدس کسانی مثل حاج کاظم ها جاری شدند که اینها تکرار نمی شوند. الگوی جامعه هستند. من از اینها خیلی درس گرفته ام. برای هیچ کاری حساب و کار مالی نکرده ام. هیچ تهیه کننده ای از من نشنیده است که فلان قدر می گیرم تا کار کنم. هیچ وقت در هیچ قراردادی من شروع کننده نبودم. همه فیلم هایم را دوست دارم ولی چندتافیلم هستند که تاریخ هستند.

او افزود: شاید دوره را برخی آدم ها تمام کرده باشند، اما دوره حاج کاظم ها هیچ وقت تمام نمی شود. ما یک جاهایی شاید یادمان برود و فراموش کار شویم و دوره این آدم ها تمام شد. ولی دوره این آدم ها به نظر من حالاحالاها تمام نمی شود. ما کم کاری کرده ایم. گاهی پلاکاردهای سینماها را باید سرت بندازی پایین وقتی نگاه می کنی. ۸ سال را گذراندیم و اتفاقاتی افتاده است و موضوعاتی واقعی رخ داده است. می گویند سرباز رایان فیلم خوبی است و من هم قبول دارم. ولی ما فراوان سوژه های بهتر از این فیلم داریم. الان یک جورهایی یک چیزهایی دست به دست هم می دهد که اینها را فراموش می کنیم.

 

روی خط سایت
رسپینا - پهنای باند اختصاصی
تبلیغات
آخرین اخبار
ازدست ندهید
دیگران چه می‌خوانند؟
پرطرفدارترین
بانک عکس
محک