فرق بین" آسانو" بودن و ارسلان مطهری بودن یعنی جبر جغرافیایی؟

ارسلان اما یکی از ستاره های آن مسابقات لقب گرفت.در سوی مقابل ایران ، زاپنی ها بودند. آنها برابر ایران بازی خوبی انجام ندادند اما تقریبا دقایق رو به پایان مسابقه بود که مربی شان دو تعویض انجام داد. یکی از بازیکنانی که به میدان آورد ، تاکوما آسانو بود. پسر قوی هیکل و قد بلندی که خیلی تکنیکی نبود اما عالی تیمش را در فاز هجومی تقویت می کرد.او در آن بازی برای تیمش درخشید. درست مثل باقی بازی هایی که در آن تورنمنت انجام داد. در پایان مسابقات هم همراه با ارسلان ایران در تیم منتخب بازی ها بودند.
مرتضی محصص بعد از آن مسابقات درباره این دو بازیکن گفت:«کمیته فنی
مسابقات اعتقاد داشتند هردوی این ها سرمایه های آسیا هستند اما از نظر من
آسانو به دلیل شرایطی که در ژاپن دارد ، بزودی راه اروپا را در پیش می گیرد
و از او خیلی بیشتر می شنویم. هنوز 6 ماه از آن بازی ها نگذشته . ارسلان
ما برگشت. روحیه اش نابود شد. در تیمش نفت با منصوریان دعوایش شد و اصلا به
فراموشی سپرده شد. حالا باید خیلی خوش شانس باشد که با علی دایی در نفت
اوج بگیرد ، البته شاید ، واقعا شاید این اتفاق برایش بیفتد اما آسانو چند
ماه در هیروشیما ادامه داد و حالا چشمان مربی بزرگی مثل ارسن ونگر او را
پسندیده . او در مسیر پیشرفت ، با سرعت پیش می رود و ارسلان محکوم به درجا
زدن است. این شاید نوعی جبر جغرافیایی برای استعداد هایی است که همه چیز در
فوتبال مان دارند ، غیر از مربی و راهنما و آدم حرفه ای که به پیش
براندشان.