ارزانفـروشان عـشق!
زیاد طول نكشید تا تكلیف خیلی از مسائل روشن شود. هنوز لیگ شانزدهم شروع نشده كه بازیكن مازاد پرسپولیس برای این تیم خط و نشان میكشد. حرف از محسن بنگر است؛ مدافعی كه در آغاز لیگ دوازدهم و در 33سالگی، همراه با جلال حسینی از سپاهان راهی تهران شد تا بخشی از پروژه پرسپولیس كهكشانی رویانیان باشد...
۱۱:۳۰ - ۲۳ تير ۱۳۹۵
وانانیوز|
زیاد طول نكشید تا تكلیف خیلی از مسائل روشن شود. هنوز لیگ شانزدهم شروع
نشده كه بازیكن مازاد پرسپولیس برای این تیم خط و نشان میكشد. حرف از محسن
بنگر است؛ مدافعی كه در آغاز لیگ دوازدهم و در 33سالگی، همراه با جلال
حسینی از سپاهان راهی تهران شد تا بخشی از پروژه پرسپولیس كهكشانی رویانیان
باشد. تا پیش از حضور در پرسپولیس، بنگر به عنوان بازیكن قدیمی سپاهان
شناخته میشد كه گاه و بیگاه در مصاحبههایش به سرخابیهای پایتخت كنایه
میزد. او این تیمها را «سوگلی» میدانست و مدام به آنها حمله میكرد؛ تا
جایی كه بعد از آخرین قهرمانی قرمزها در لیگبرتر كه بهار87 به دست آمد،
تندترین مصاحبه ممكن را علیه پرسپولیس انجام داد. از زمان حضور در جمع
سرخپوشان اما رویه بنگر به كلی تغییر كرد. او مدعی شد از كودكی هوادار
پرسپولیس بوده و سعی كرد با كریخوانیهای بیوقفه برای استقلال، بین
هواداران جایگاه مطلوبی پیدا كند. از قضا تیر آقای مدافع به هدف نشست و او
خیلی زود به محبوبیتی فراتر از انتظار دست یافت. بعد از 4سال حضور در
پرسپولیس، قرمزها به دلیل افت فاحش فنی قید ادامه همكاری با بنگر را زدند،
اما ظاهرا هضم این مساله برای آقامحسن 37ساله خیلی دشوار بوده است. مدافع
جدید تراكتورسازی، درست از زمان قطعی شدن جداییاش از پرسپولیس چندینبار
علیه این باشگاه موضع گرفته كه آخرین آنها، مصاحبه مفصل روز سهشنبهاش با
یك روزنامه ورزشی بوده است. بنگر در این گفتوگو، از بیمعرفتی و ترسو بودن
پرسپولیسیها حرف زده، خدماتش را یادآوری كرده و البته روراستی امیر
قلعهنویی را به رخ برانكو كشیده است!
سال گذشته در چنین روزهایی، هنوز یك فصل دیگر از قرارداد بنگر باقی مانده بود و بنابراین برانكو هم برخلاف میل باطنیاش ترجیح داد او را در لیست نگه دارد. در همین حین مذاكرات پرسپولیس با عالیشاه به بنبست رسید. گویا امید شرط گذاشته بود كه تیم حتما باید قوی بسته شود تا او هم قراردادش را تمدید كند. بنگر در مواجهه با این شایعه، به سرعت موقعیت را فراهم دید و در رسانهها به عالیشاه حمله كرد: «هیچكس در حدی نیست كه برای پرسپولیس بزرگ كلاس بگذارد»؛ یكی از همان جملات «لایكخور» كه حسابی فضای فیسبوك و اینستاگرام را به سود مدافع شمالی میكرد. حالا یكسال گذشته و بنگر دیگر عضو پرسپولیس نیست؛ بنابراین در حمایت از طارمی و رضاییان پست میگذارد و انتخاب آزادانه را حق آنها بهشمار میآورد! او البته توضیح نمیدهد كه چرا خودش چنین حقی را برای جلال حسینی قائل نشد و همین چند روز پیش در بازگشت او به پرسپولیس، با كنایه علیهاش نوشت: «بعضیها با پول میروند، با پول هم میآیند؛ بیخیال تعصب!» اصولا در فضای احساسزده فوتبال ایران نیازی به توضیح در قبال این قبیل تناقضات وجود ندارد. اینجا خیلی راحت با چهارتا ادا و اطوار متعصبانه، با چند قلب رنگی یا نهایتا یك بوسه روی لوگوی باشگاه، یكشبه میشود راه صدساله را طی كرد و از كمند انبوه سوالات و ابهامات منطقی گریخت. یادمان باشد بزرگترین سرمایه خیلی از ستارههای این سرزمین، «حافظه ضعیف» افكارعمومی است و البته كه فوتبالیستها هم از این قاعده مستثنی نیستند.
حالا خیلی از هواداران پرسپولیس در فضای مجازی شروع به انتقاد از بنگر كردهاند و بابت حمایتهایی كه طی چند سال اخیر از او داشتهاند، تاسف میخورند. شاید اما بهتر باشد این گروه از دوستان، اول یقه خودشان را بگیرند كه چطور اینقدر راحت از آدمهای معمولی اسطوره میسازند و كارشان به افسانهسرایی میرسد؟ تا كی قرار است فوتبالیستهای ایرانی با چهارتا كری و خالكوبی به مجسمههای غیرت تبدیل شوند و از هر سوال و جوابی معاف بمانند؟ چطور قیمت لقب در ایران اینقدر پایین است و قهرمانشدن از مسیری چنین كوتاه و ساده میسر میشود؟ شاید بدترین كاری كه با «عشق» میتوان كرد، ارزان فروختن آن باشد و صد افسوس كه برای خیلی از ما، فانوس به چشم بر هم زدنی تبدیل به خورشید میشود!

سال گذشته در چنین روزهایی، هنوز یك فصل دیگر از قرارداد بنگر باقی مانده بود و بنابراین برانكو هم برخلاف میل باطنیاش ترجیح داد او را در لیست نگه دارد. در همین حین مذاكرات پرسپولیس با عالیشاه به بنبست رسید. گویا امید شرط گذاشته بود كه تیم حتما باید قوی بسته شود تا او هم قراردادش را تمدید كند. بنگر در مواجهه با این شایعه، به سرعت موقعیت را فراهم دید و در رسانهها به عالیشاه حمله كرد: «هیچكس در حدی نیست كه برای پرسپولیس بزرگ كلاس بگذارد»؛ یكی از همان جملات «لایكخور» كه حسابی فضای فیسبوك و اینستاگرام را به سود مدافع شمالی میكرد. حالا یكسال گذشته و بنگر دیگر عضو پرسپولیس نیست؛ بنابراین در حمایت از طارمی و رضاییان پست میگذارد و انتخاب آزادانه را حق آنها بهشمار میآورد! او البته توضیح نمیدهد كه چرا خودش چنین حقی را برای جلال حسینی قائل نشد و همین چند روز پیش در بازگشت او به پرسپولیس، با كنایه علیهاش نوشت: «بعضیها با پول میروند، با پول هم میآیند؛ بیخیال تعصب!» اصولا در فضای احساسزده فوتبال ایران نیازی به توضیح در قبال این قبیل تناقضات وجود ندارد. اینجا خیلی راحت با چهارتا ادا و اطوار متعصبانه، با چند قلب رنگی یا نهایتا یك بوسه روی لوگوی باشگاه، یكشبه میشود راه صدساله را طی كرد و از كمند انبوه سوالات و ابهامات منطقی گریخت. یادمان باشد بزرگترین سرمایه خیلی از ستارههای این سرزمین، «حافظه ضعیف» افكارعمومی است و البته كه فوتبالیستها هم از این قاعده مستثنی نیستند.
حالا خیلی از هواداران پرسپولیس در فضای مجازی شروع به انتقاد از بنگر كردهاند و بابت حمایتهایی كه طی چند سال اخیر از او داشتهاند، تاسف میخورند. شاید اما بهتر باشد این گروه از دوستان، اول یقه خودشان را بگیرند كه چطور اینقدر راحت از آدمهای معمولی اسطوره میسازند و كارشان به افسانهسرایی میرسد؟ تا كی قرار است فوتبالیستهای ایرانی با چهارتا كری و خالكوبی به مجسمههای غیرت تبدیل شوند و از هر سوال و جوابی معاف بمانند؟ چطور قیمت لقب در ایران اینقدر پایین است و قهرمانشدن از مسیری چنین كوتاه و ساده میسر میشود؟ شاید بدترین كاری كه با «عشق» میتوان كرد، ارزان فروختن آن باشد و صد افسوس كه برای خیلی از ما، فانوس به چشم بر هم زدنی تبدیل به خورشید میشود!
منبع: روزنامه ایران
لینک کپی شد
آهن ملل
ارسال نظر