مهاجم پرسپولیسی که فوتبالش زود نابود شد

روزهایی که برای پرسپولیس نقش ناجی را پیدا کرده بود. همان روزها پایان زندگیاش بود. چه ورزشی چه غیرورزشی. ظرفیت ستاره شدن را نداشت. با اولین قرارداد مدل موهایش عوض شد. گل دوم را که زد، موی سرش چرب شد. با پشتکهای بعد از گلش، خاطره اولادیها را زنده کرد. خیلی زود دوستان صمیمیاش را در تیم عوض کرد. به سمت ماشینبازی رفت تا توپ بازی. علاقهاش به خیابانها بیشتر از زمین چمن شده بود.
دورهمی را به استراحت ترجیح میداد. از هر نوع تفریحی استقبال میکرد. فوتبال را کنار گذاشت و حشر دیده شدن، او را به سمت سینما سوق داد. به نابودی نزدیک شده بود. خیلی نزدیکتر از چیزی که فکرش را میکرد. انقدر نزدیک شده بود که همه میدیدند الی خودش. حالا خودش هم دید. فهمید که فوتبال تمام شد. با نادر دستنشان، همشهری و استاد سابقش هم به توافق نرسید و یک لیگ دیگر را باید در پای تلویزیون بگذراند. پایان.