اقدام خيرخواهانه على دايى
اینبار ماجرا از یک درخت شروع شد؛ درختی که در کتابخانه کودکان خیریه بهنام دهشپور نامش را «درخت آرزوها» گذاشتهاند. کودکان مبتلا به سرطان میآیند و آرزوهایشان را مینویسند و روی درخت آویزان میکنند و مردم نیکوکار هم که بچهها آنها را فرشتههای زمینی مینامند، میآیند و این آرزوها را برآورده میکنند تا کودکان برای سلامتی خود نیز امید داشته باشند...
۱۵:۲۴ - ۱۳ مرداد ۱۳۹۵
وانانیوز|
اینبار ماجرا از یک درخت شروع شد؛ درختی که در کتابخانه کودکان خیریه
بهنام دهشپور نامش را «درخت آرزوها» گذاشتهاند. کودکان مبتلا به سرطان
میآیند و آرزوهایشان را مینویسند و روی درخت آویزان میکنند و مردم
نیکوکار هم که بچهها آنها را فرشتههای زمینی مینامند، میآیند و این
آرزوها را برآورده میکنند تا کودکان برای سلامتی خود نیز امید داشته
باشند. وقتی به آرزوی پوریا رسیدیم فکر میکردیم آرزویی غیرممکن باشد؛ روی
قلب آرزوی پوریا نوشته شده بود «علی دایی»؛ همه فکر میکردند مگر میشود؟!
آقای مربی آن هم با آن همه جذبه که همیشه باید او را فقط در تلویزیون
ببینیم به خاطر آرزوی پوریای 9ساله به یکی از شلوغترین بیمارستانهای
تهران بیاید! اما برخلاف تصورمان همهچیز به سادگی رقم خورد. وقتی مسئولان
کتابخانه کودکان با او تماس گرفتند، با وجود اینکه باید سر تمرین تیم
نفتتهران حاضر میشد، گفت حتما خواهد آمد.
آرزویش از در وارد شد
تا زمانی که او را ندیدیم باور نمیکردیم او به دیدن پوریا بیاید اما پوریا از صبح سر از پا نمیشناخت و از ابتدای صبح نشست و شروع کرد به کشیدن نقاشی که میخواست آن را به علی دایی هدیه دهد. به همین سادگی آرزوی پوریا برآورده شد؛ علی دایی آمد و با پوریا گفت و خندید و قرار گذاشت تا او را هفته آینده با خود بر سر تمرین تیم ببرد. او حتی برای خیلی از کودکان مبتلا به سرطان امضای خودش را روی توپ فوتبال به یادگار گذاشت و با آنها عکس گرفت و خاطره خوبی را برایشان بر جای گذاشت.
وقتی شهریار غبطه خورد
علی دایی آمده بود تا آرزوی كودكی 9ساله را برآورده كند؛ كودكی كه تنها میخواست او را از نزدیك ببیند. شهریار آمد و خودش را برآورده كرد. آقای گل فوتبال جهان نشان داد قلبی مهربان دارد و در جریان خاطرهسازی با كودكان به داوطلبان جوان این موسسه گفت: «مهربانی صفت خداوند است و حالا شماهایی که در این مراکز فعالیت میکنید این صفت خداوندی را در خود دارید و قدر آن را بدانید. خدا به هر کسی این فرصت را نمیدهد و من به حال شما غبطه میخورم.»
مدرسههایی كه دایی ساخت
باور كردنش سخت بود اما این اتفاق افتاد. مثل اتفاقی كه سالها قبل هم افتاده بود و كسی باور نمیكرد. در بهار سال۱۳۸۵ قرار بود طی مراسمی از خیرین مدرسهساز تجلیل به عمل آید و از چند هنرمند و کارگردان نیز برای شرکت در آن مراسم دعوت شده بود. لابهلای این مراسم ناگهان نامی مطرح شد که همه را شوکه کرد؛ «علی دایی». عجیب بود که نام شهریار فوتبال ایران هم در زمره مدرسهسازان باشد چون هیچکس کوچکترین اطلاعی از این حرکت او نداشت اما بعدها مشخص شد كه دایی چند مدرسه در استان اردبیل ساخته و کمکهای شایان توجهی هم به یک مرکز نگهداری از کودکان بیسرپرست كرده است؛ مثل كمكهای زیادش برای آزادی زندانیان مالی و جرایم غیرعمد که در سکوت و به دور از رسانهها بود.

آرزویش از در وارد شد
تا زمانی که او را ندیدیم باور نمیکردیم او به دیدن پوریا بیاید اما پوریا از صبح سر از پا نمیشناخت و از ابتدای صبح نشست و شروع کرد به کشیدن نقاشی که میخواست آن را به علی دایی هدیه دهد. به همین سادگی آرزوی پوریا برآورده شد؛ علی دایی آمد و با پوریا گفت و خندید و قرار گذاشت تا او را هفته آینده با خود بر سر تمرین تیم ببرد. او حتی برای خیلی از کودکان مبتلا به سرطان امضای خودش را روی توپ فوتبال به یادگار گذاشت و با آنها عکس گرفت و خاطره خوبی را برایشان بر جای گذاشت.
وقتی شهریار غبطه خورد
علی دایی آمده بود تا آرزوی كودكی 9ساله را برآورده كند؛ كودكی كه تنها میخواست او را از نزدیك ببیند. شهریار آمد و خودش را برآورده كرد. آقای گل فوتبال جهان نشان داد قلبی مهربان دارد و در جریان خاطرهسازی با كودكان به داوطلبان جوان این موسسه گفت: «مهربانی صفت خداوند است و حالا شماهایی که در این مراکز فعالیت میکنید این صفت خداوندی را در خود دارید و قدر آن را بدانید. خدا به هر کسی این فرصت را نمیدهد و من به حال شما غبطه میخورم.»
مدرسههایی كه دایی ساخت
باور كردنش سخت بود اما این اتفاق افتاد. مثل اتفاقی كه سالها قبل هم افتاده بود و كسی باور نمیكرد. در بهار سال۱۳۸۵ قرار بود طی مراسمی از خیرین مدرسهساز تجلیل به عمل آید و از چند هنرمند و کارگردان نیز برای شرکت در آن مراسم دعوت شده بود. لابهلای این مراسم ناگهان نامی مطرح شد که همه را شوکه کرد؛ «علی دایی». عجیب بود که نام شهریار فوتبال ایران هم در زمره مدرسهسازان باشد چون هیچکس کوچکترین اطلاعی از این حرکت او نداشت اما بعدها مشخص شد كه دایی چند مدرسه در استان اردبیل ساخته و کمکهای شایان توجهی هم به یک مرکز نگهداری از کودکان بیسرپرست كرده است؛ مثل كمكهای زیادش برای آزادی زندانیان مالی و جرایم غیرعمد که در سکوت و به دور از رسانهها بود.
منبع: روزنامه ایران
لینک کپی شد
آهن ملل
ارسال نظر