درخواست50 میلیونی ستاره فوتبال ایران برای حضور در دیدار خیریه!
پنجشنبه هفته گذشته یك بازی سمبلیك در ورزشگاه آزادی برگزار شد كه حاشیههای آزاردهنده فراوانی به همراه داشت. قرار بود در این مسابقه ستارگان پیشین فوتبال ایران به مصاف منتخب بازنشستههای لالیگا بروند. با این وجود چنان اتفاقات هولناكی پیرامون این بازی رخ داد كه اعصاب همه را به هم ریخت...
۱۳:۱۴ - ۰۸ شهريور ۱۳۹۵
وانانیوز|
پنجشنبه هفته گذشته یك بازی سمبلیك در ورزشگاه آزادی برگزار شد كه
حاشیههای آزاردهنده فراوانی به همراه داشت. قرار بود در این مسابقه
ستارگان پیشین فوتبال ایران به مصاف منتخب بازنشستههای لالیگا بروند. با
این وجود چنان اتفاقات هولناكی پیرامون این بازی رخ داد كه اعصاب همه را به
هم ریخت. جواد نكونام كه قرار بود نقش اول این بازی باشد، همه را قال
گذاشت و خبری از او نشد. بعدتر تازه جواد را متهم كردند به اینكه به بقیه
مدعوین هم زنگ زده و گفته در این بازی شركت نكنند! به طور همزمان، تعداد
زیادی از ستارههای محبوب مملكت هم به خاطر خرده اختلافهای شخصی حاضر
نشدند در این بازی شركت كنند. یك نفر هم رسما گفت: «چون فلانی كنار كشید،
من آمدم!» در رختكن تیم ستارهها هم كلی اتفاقات عجیب و غریب و تكاندهنده
رخ داده؛ چنان كه علی پروین گفته اگر فقط بخشی از این ماجراها را بازگو
كند، حال مردم از فوتبال به هم خواهد خورد. وضع چنان بوده كه خداداد عزیزی
رسما به یكی از رسانهها گفته: «دیگر غلط بكنم در چنین مسابقاتی حاضر شوم.»
با این همه اما شاهكار اصلی را اسطورهای رقم زد كه مدعی شد برای حضور در
این مسابقه 100میلیون تومان دستمزد میگیرد. وقتی به آقای ستاره گفتهاند
از علی پروین حیا كن، گفته: «به خاطر گل روی سلطان شما 50میلیون بدهید!»
توجه داشته باشید كه بازی مورد نظر قرار بوده با اهداف خیریه برگزار شود!
صبح شنبه عكس و خبری ناراحتكننده در مورد یك نوجوان مریض در رسانهها منتشر شد. «حنانه»، دستهگل معصومی است كه پنجه در پنجه یك بیماری سخت انداخته. او را با پرچم پرسپولیس در گوشه تختش دیدیم و از قولش خواندیم كه آرزو دارد بازیكنان این تیم را از نزدیك ببیند. به ظهر نكشیده، سروكله پرسپولیسیها پیدا میشود. محسن مسلمان و فرشاد احمدزاده اولین عكسها را در كنار حنانه به ثبت میرسانند. همین دو نفر همراه با طارمی و علی علیپور، هفته اول لیگ به خاطر همدردی با یك پسربچه سرطانی به نام «یاسین» موهای سرشان را تراشیده بودند. زور آنها البته به سرطان نرسید و یاسین نازنین همین چند روز پیش به سمت مادرش پر كشید اما دم این بچهها گرم؛ آنها لبخند را روی صورت یخزدهای نقاشی كردند كه در آخرین روزهای عمرش، هیچ ثروت و قدرتی در دنیا نمیتوانست لحظهای از درد و غم جدایش كند.
یكی از عادات یومیه جامعه ایرانی، ستایش مستمر از نسلهای پیشین و تخطئه و ملامت نسلهای امروز و فرداست. ذهن گذشتهگرای خیلی از ما، كاری به جز تطهیر قدیمیها و تخریب و تحقیر آدمهای معاصر ندارد. همیشه فكر میكنیم همه چیز قدیمیها خوب بوده و مدام تلاش میكنیم وقار و نجابت و عظمت آنها را بر سر امروزیها بكوبیم. غافل از اینكه هیچكس صد درصد فرشته یا شیطان نیست. هر نسلی، هر زمانهای و هر آدمی رگههای تاریك و روشن خودش را دارد و همهجا خوب و بد پیدا میشود. در این سالها هر وقت از فوتبالیستهای قدیمی حرف زدهایم، آب و از لب و لوچهمان سرازیر شده اما گاهی بد نیست به یاد بیاوریم برخی از همانها از صبح تا شب به هم بیاحترامی میكنند و برای حضور در بازی «خیریه» هم پول میخواهند اما بعضی از همین بچه سوسولها، همین ستارههای نسل قر و فر و لایك و اینستاگرام، آرزوی بچههای بیمار شهر را دو ساعته برآورده میكنند. هیچچیز مطلق نیست، همانطور كه هیچكدام از ما، قاضی نیستیم. كاش این مرض مرگبار داوری كردن را كنار بگذاریم.

صبح شنبه عكس و خبری ناراحتكننده در مورد یك نوجوان مریض در رسانهها منتشر شد. «حنانه»، دستهگل معصومی است كه پنجه در پنجه یك بیماری سخت انداخته. او را با پرچم پرسپولیس در گوشه تختش دیدیم و از قولش خواندیم كه آرزو دارد بازیكنان این تیم را از نزدیك ببیند. به ظهر نكشیده، سروكله پرسپولیسیها پیدا میشود. محسن مسلمان و فرشاد احمدزاده اولین عكسها را در كنار حنانه به ثبت میرسانند. همین دو نفر همراه با طارمی و علی علیپور، هفته اول لیگ به خاطر همدردی با یك پسربچه سرطانی به نام «یاسین» موهای سرشان را تراشیده بودند. زور آنها البته به سرطان نرسید و یاسین نازنین همین چند روز پیش به سمت مادرش پر كشید اما دم این بچهها گرم؛ آنها لبخند را روی صورت یخزدهای نقاشی كردند كه در آخرین روزهای عمرش، هیچ ثروت و قدرتی در دنیا نمیتوانست لحظهای از درد و غم جدایش كند.
یكی از عادات یومیه جامعه ایرانی، ستایش مستمر از نسلهای پیشین و تخطئه و ملامت نسلهای امروز و فرداست. ذهن گذشتهگرای خیلی از ما، كاری به جز تطهیر قدیمیها و تخریب و تحقیر آدمهای معاصر ندارد. همیشه فكر میكنیم همه چیز قدیمیها خوب بوده و مدام تلاش میكنیم وقار و نجابت و عظمت آنها را بر سر امروزیها بكوبیم. غافل از اینكه هیچكس صد درصد فرشته یا شیطان نیست. هر نسلی، هر زمانهای و هر آدمی رگههای تاریك و روشن خودش را دارد و همهجا خوب و بد پیدا میشود. در این سالها هر وقت از فوتبالیستهای قدیمی حرف زدهایم، آب و از لب و لوچهمان سرازیر شده اما گاهی بد نیست به یاد بیاوریم برخی از همانها از صبح تا شب به هم بیاحترامی میكنند و برای حضور در بازی «خیریه» هم پول میخواهند اما بعضی از همین بچه سوسولها، همین ستارههای نسل قر و فر و لایك و اینستاگرام، آرزوی بچههای بیمار شهر را دو ساعته برآورده میكنند. هیچچیز مطلق نیست، همانطور كه هیچكدام از ما، قاضی نیستیم. كاش این مرض مرگبار داوری كردن را كنار بگذاریم.
منبع: روزنامه ایران
لینک کپی شد
آهن ملل
ارسال نظر