مردی که استقلال بدون او «استقلال» نیست

به رغم فشار فراوان
کسالت منصورخان که از دو سال پیش آشکار شد، فعالیتهای او را در استقلال
طبعا محدود کرده است ولی وی حتی در این ایام سخت و تلخ همواره گوشهای از
کار را گرفته است.
عضویت در هیات رییسه باشگاه، هم اکنون سمت و عنوان رسمی اوست و او تا همین
سه ماه پیش به رغم تمامی فشاری که حضور در تمرینات و مسابقات استقلال به
وی وارد میساخت، همچنان حایز سمت دشوار سرپرستی این تیم بود و فقط به حکم
سران باشگاه که سلامتی کامل وی را میطلبیدند، این عنوان را اخیرا به دوست و
همبازی پیشیناش نصرا... عبداللهی یا به قول دوستانش عمونصی واگذار کرد.
تیمی انباشته از ملی پوشان
دیرپایی پورحیدری در استقلال سبب شد وی در تیم درخشان سالهای پایانی دهه
40 و نیمه اول دهه 50 این باشگاه که قهرمان باشگاههای آسیا هم شد، در پست
تخصصیاش (مدافع راست) یک مهره بدون گفتوگو باشد و آن تیم فراموش نشدنی از
نامدارانی مثل فرزامی، قراب، حاجمحمد، حقوردیان، کارگرجم، جانملکی،
گودرز حبیبی و برادران مژدهی و البته علی جباری سود میجست و ناصر حجازی را
هم درون دروازهاش داشت و آنقدر ملیپوش داشت که رایکوف سرمربی یوگسلاو
وقت آبیها در هر مسابقه دستکم دو سه ملیپوش را روی نیمکت مینشاند و
دیری نپایید که عادلخانی و غلامحسین مظلومی را نیز ضمیمه نفرات خود کرد.
مربی زودهنگام
منصورخان بسیار زود به کسوت مربیگری درآمد و دومین قهرمانی استقلال در جام
باشگاههای آسیا که در سال 1990 حاصل آمد، با هدایت وی شکل گرفت و سال بعد
از آن نیز او با آبیها به نایب قهرمانی آسیا رسید. او که در زمان بازیگری
به جز استقلال فقط برای دارایی توپ زد، در سه مقطع زمانی آبیها را
سرمربیگری کرد و عشق او به استقلال به حدی زیاد بود که در سال 2000 در حالی
که در کسوت سرمربیگری تیم ملی هم بسیار موفق بود و این تیم را قهرمان
بازیهای آسیایی 1998 کرده بود، به جمع آبیها که به شدت به تجربه و مهارت
او نیاز داشتند، بازگشت و فدراسیون وقت فوتبال ایران که در آن زمان قانون
منع مربیگری همزمان یک مربی ملی در تیمهای باشگاهی را رعایت میکرد، او را
از تیم ملی کنار گذاشت اما این اتفاق نیز منصورخان را از بازگشت به تیم
محبوبش پشیمان نکرد.
قلب تپنده
منصورخان در حد فاصل مربیگریهایش در استقلال در مقاطعی الاهلی امارات،
فجرسپاسی شیراز و صنعت نفت آبادان را نیز هدایت کرد اما قلب او فقط برای
استقلال تپیده است. در این دو سال هر گاه وی به رغم برخی ناتوانیهای
جسمانیاش در تمرینات استقلال حضور یافته روحیهای تازه به خسرو حیدری و
یارانش داده و همچون یک پدر بر کار کادر فنی هم نظارت نموده و ارائه طریق
کرده است.
پرویز مظلومی که از نزدیکترین افراد به منصورخان است و سالها دستیار او
بود، شاید دو مرتبه سرمربیگریاش در استقلال را مدیون نظر خوش و مساعد
منصورخان بوده باشد و اگر به گذشته دورتر سفر کنیم، تنها دلیلی که باعث شد
پورحیدری در ایام جوانی چندان به تیم ملی دعوت نشود و برای این تیم به
میدان نیاید، وجود رقبای قوی «همعصر» در پست دفاع راست و به ویژه ابراهیم
آشتیانی (در پرسپولیس) بود وگرنه در صلاحیت فنی و اخلاقی پورحیدری تردیدی
وجود نداشت و ندارد.