دوشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۱ - January 30 2023
خط داغ
کد خبر: ۴۹۳۴۰۱
ما توضیح می­خواهیم نه توجیه
تاریخ انتشار :۰۹:۳۳ - ۱۰ آذر ۱۴۰۱
آقای تاج توضیحی برای حذف از جام جهانی دارید؟
فوتبال ایران از جام جهانی حذف شد. حذفی بدیهی و از قبل مشخص.
به گزارش وانانیوز، 

فقط مسوولان فدراسیون فوتبال و مربیان این تیم حاضر نبودند آن را قبول کنند یا نمی‌­خواستند بپذیرند که برای آوردگاهی مثل جام جهانی نیاز به تدارکات بهتر و برنامه­‌ریزی مدونی لازم است. این باخت و حذف مساله تازه‌­ای نیست. تجربه زیسته فوتبال ایران نشان می‌­دهد که ما همیشه پس از شکست و ناکامی تازه به یاد می­‌آوریم آنقدر که باید و شاید برای مسابقات بزرگ آماده نبوده­‌ایم. تیم ملی پس از صعود به جام جهانی، زمان مفیدی برای آماده­‌سازی را از دست داد. تعلل در انتخاب سرمربی بزرگترین چالشی بود که فوتبال ایران با آن مواجه شد. اینکه اسکوچیچ بماند یا یک مربی بزرگ بیاید مدت‌ها وقت مفید را از فوتبال گرفت. برنامه­‌ریزانی که فکر می­‌کردند اگر اسکوچیچ روی نیمکت تیم ملی در جام جهانی بنشیند هم وجاهت تیم افت می‌­کند هم خفت و شکست‌­های بزرگ برای تاریخ فوتبال ما به همراه دارد، احتمالا این روزها باید بیشتر از همیشه سکوت پیشه کنند و در تفکرات فوتبالی­‌شان تجدید نظری داشته باشند. کسانی هم که فکر می‌‌کردند نشستن کی‌روش روی نیمکت تیم ملی اقتدار لازم را برای فوتبال به همراه می­‌آورد حتما الان به این نتیجه رسیده‌­اند که باید دست از خیال‌پردازی بردارند و کمی واقع­‌گرایانه به فوتبال روز دنیا نگاه کنند. تیم ملی حذف شد چون آنقدر همگروهی‌­های تیم ملی را راحت و آسان پنداشته بودیم که فکر می­‌کردیم به راحتی و با حداقل چهار امتیاز به جمع شانزده تیم صعود می­‌کنیم. ولی آیا برای این صعود تاریخی تدارک لازم را دیده بودیم؟ یا به جای برنامه‌­ریزی­‌های لازم به دنبال جر و بحث‌­های حاشیه‌­ای بودیم. اولین مشکل بعد از صعود به جام جهانی برگزاری انتخابات فدراسیون فوتبال برای تعیین رییس آن بود که بار دیگر سکان مدیریت کلان این ورزش به دست کسانی سپرده شد که پیش از این و در ماجرای «ویلمتوس گیت» عیار خود را نشان داده بودند. بعد از این انتخاب چه اتفاقی افتاد؟ گیس و گیس‌کشی برای انتخاب سرمربی تیم ملی به راه افتاد. تا روز رونمایی از جام جهانی که آن هم حکایت خود را داشت، دراگان اسکوچیچ نمی­‌دانست که در این بلبشوی فوتبال کجای صحنه ایستاده است. ماندنی است یا رفتنی؟ جالب‌­تر اینجا بود اسکوچیچ خبر نداشت که در آینده خیلی نزدیک چه اتفاقی برای فوتبال ملی رخ می­‌دهد ولی چند تن از بازیکنان تیم ملی حساب همه جا را کرده بودند و چندین و چند قدم از سرمربی تیم ملی جلوتر بودند و از اتفاقات فوتبالی به خوبی خبر داشتند. به هر حال این هم از عجایب فوتبال ماست که بازیکنان از مدیران و مربیان در اتخاذ تصمیمات کلان تاثیرگذارتر هستند.

وعده انتخاباتی «مهدی تاج» برگرداندن کی‌روش بود. همان فردی که سالها در فوتبال ایران هر کاری خواست کرد، هر حرفی خواست زد، نتیجه‌­ای نگرفت و البته کسی هم پیدا نشد که بگوید بالای چشمت ابروست. دقت کنید چقدر جالب. بازگشت کی‌روش با شناختی که فوتبال ایران از شخصیت و رفتار او داشت و می‌­دانست که در کمترین زمان ممکن، احتمال گرفتن نتایج نامناسب وجود دارد دقیقا مثل انتخاب «جواد خیابانی» برای گزارش بازی ایران و آمریکا بود که همه فکر می­‌کردند زمان هنوز در بیست و چهار سال گذشته باقی مانده و فریز شده است. او گزارش خود را اینگونه آغاز کرد که صدای من را 24 سال بعد از مسابقه قبلی!! دوباره با گزارش ایران و آمریکا می­‌شنوید.

 ما هم به انگلستان می­‌باختیم و هم به آمریکا. خیلی واضح بود ولی اینکه چرا مدیران فدراسیون فوتبال هیچ وقت این «اظهر من الشمس»­ها را نمی­‌بینند جای بحث و بررسی دارد. ولی خب بحث و بررسی‌­ها فقط در بیان شفاهی هواداران فوتبال باقی می­‌ماند و هیچ وقت مسوولی پاسخگوی این مشکلات نیست. اگر الان به دنبال این باشیم که یکی از اعضای فدراسیون فوتبال یا کادر تیم ملی بیاید و دلایل شکست را توضیح دهد واقعا در اشتباه هستیم. کسی این کار را نمی‌­کند و اگر هم برای آرام کردن افکار عمومی چنین اتفاقی رخ دهد غیر از زمین و زمان و مسائل حاشیه‌­ای کس دیگری مقصر نیست. بمیریم و بمانیم فوتبال ما آماتور است. فوتبال ما نه با کی‌روش، نه با لژیونر بودن بازیکنان تیم در کشورهای عربی و اروپایی، نه با حماسه‌­سرایی‌­ها و مسخره کردن حریفان توسط جواد خیابانی و پیمان یوسفی و احمدی و دوستانشان، نه با پخش سرودهای ژانر وطنی نمی‌­تواند به موفقیتی برسد که انتظار آن را داریم. مشکل اینجاست که ما باز هم به خودمان دروغ می­‌گوییم و دردناک‌­تر اینکه خودمان این دروغ‌­ها را زودتر از هر کس دیگری باور می­‌کنیم. اینکه چرا تیم ملی از جام جهانی حذف شد برای جامعه فوتبال­دوست کاملا بدیهی و مشخص است. ما نه برنامه‌­ای در زمین داشتیم و نه بازیکنانی صد در صد آماده. بنابراین اینکه باز هم برای صدمین بار دنبال چرایی باخت­‌ها باشیم کار عبثی است. ولی شاید زمان آن فرا رسیده باشد که دست از افکار کهنه و قدیمی برداریم، شاید وقت آن باشد که دنبال مربیان بهتری باشیم که قبل از خرد و خمیر کردن شخصیت­مان به فکر سازندگی باشند. این بار شانس داشتیم که کی‌روش زمان کمی در ایران بود وگرنه همان داستان‌­های نفرت ­پراکنی باز هم شکل می­‌گرفت. شاید وقت آن رسیده که دست نیاز را بعد از این همه تورنمنت های مختلف که هیچ دستاوری برایمان نداشته به سمتش دراز نکنیم. باور کنید از او بهتر و خوش اخلاق­تر و مدیرتر هم می­توانیم پیدا کنیم. قحط الرجال که نیست. و در نهایت اینکه بپرسیم چرا تدارکات لازم و بازی‌های دوستانه مناسب نداشتیم داستان تکراری است که حتی حرف زدن و نوشتن درباره آن وقت تلف کردن است. ما در این سیستم فوتبال نمی‌­توانیم انتظاری بیش از این داشته باشیم. برگزاری یکی دو بازی دوستانه با کشورهای سطح پایین آسیا یا نهایتا یکی دو تیم آفریقایی که بتوانیم شکست­‌شان دهیم برای ارضا غرور کاذب‌مان کافی است. این­گونه است که ما در میادین ورزشی می­‌بازیم، ورزشکاران‌مان با اشک­‌هایی که می‌­ریزند سوژه دوربین­‌های عکاسی می­‌شوند ولی مجریان برنامه‌­های ورزشی معتقدند که باز هم چیزی از ارزش‌­های ما کم نشده است. خنده‌­دار است. خیلی هم خنده­‌دار است. چرا؟ چون فکر می­‌کردیم هشتم آذر است و بیست و پنج سال قبل در چنین روزی معنای همدلی را فهمیدیم و توانستیم از فوتبال لذت ببریم، چون مقابل آمریکا بازی داریم و جواد خیابانی بیست و چهار سال قبل آن مسابقه را گزارش کرد و برنده شدیم، می­‌توانیم از این پیشامدهای تاریخی استفاده کنیم و برنده شویم. نه دوستان فوتبال، آن چیزی که شما تصور می‌­کنید نیست. چه هوادار اسکوچیچ باشید چه سینه چاک کی‌روش. خودتان را هم برای پاسخگویی به ما مقید نکنید. می­‌دانیم همان جملات جام ملتهای آسیا را در آستین دارید. فقط خوشبختانه نمی‌­توانید ناکامی و شکست را به گردن داور بیندازید. البته باز هر طور که کی‌روش صلاح می­داند، اگر او معتقد است که داور هم در شکست سنگین برابر انگلیس مقصر بوده با گوش جان بپذیرید. به هر حال به نظر می­رسد او رییس شماست نه شما رییس و مسوول. بیچاره ما که نمی­‌دانیم کجای این ماجرا قرار داریم.

جدیدترین اخبار
دیگران چه می‌خوانند؟