همه تضادها و اشتباهات برانکو

180 درجه تفاوت در عرض چند روز
بدتر از همه اینکه ایوانکوویچ ابتدا چندین و چند روز داد سخن درباره کنار
کشیدن از جام حذفی داد و گفت که با این وضع (برگزاری دور سوم جام حذفی در
زمان تشکیل اردوی تیم ملی در ارمنستان) سرخها اصلا به میدان نمیآیند و
وقتی هم که تصمیمی 180 درجه متفاوت و مبتنی بر شرکت گرفت (یا با تصمیم
دیگران همسو شد) باز هم از حق خود و باشگاهش که درخواست تعویق افتادن
مسابقه با قشقایی شیراز تا زمان بازگشت ملیپوشان بود استفاده نکرد و واقعه
روز جمعه را موجب شد. واقعهای که سزاواری فراوان قشقایی در شکلگیری آن
البته سهمی عمده داشت اما مهمتر از آن سیاستگذاریهای غلط برانکو در قبال
مسائل کلانی بود که سررشته لازم را در آنها ندارد و از چند و چون آنها
بیخبر است و البته کل باشگاه پرسپولیس نیز در این قضیه تغییراتی فراوان
داشت.
بیتوجهی به توصیههای دلسوزانه
سال پیش بسیاری از دلسوزان به برانکو توصیه کردند از به کارگیری
دروازهبان وقت پرسپولیس در دیدارهای لیگ برتر خودداری کند و در نیمفصل
دروازهبان بهتری را در اختیار گیرد اما او گوش نکرد و همان دروازهبان را
به رغم یک بحران غیرورزشی هم که برایش روی داد در ترکیب فیکس تیمش حفظ کرد و
وقتی هم که که یک سنگربان خارجی را استخدام کرد، الکساندر لوبانوف
ازبکستانی را آورد که نمیتوانست یک نیرو و نفر بیعیب درون دروازه سرخها
باشد و موجب اطمینان خاطر شود و نتیجه آن کنشها ادامه ضربه خوردنهای
پرسپولیس بابت استمرار استفاده از آن دروازهبان پراشتباه بود و در نتیجه
همان مساله عنوان قهرمانی لیگ را از قرمزها گرفت. امسال ایوانکوویچ در قبال
مشکل مشترک و مشابه طارمی و رضاییان (رفتن نصف و نیمه به ترکیه و سپس
بازگشت به لیگ ایران) موضعی 180 درجه متفاوت را اتخاذ کرده و یکی را
بلافاصله بخشیده و به ترکیب تیمش از نو تزریق کرده اما دومی را سه ماه است
که سرمیدواند و وی را معلق و بلاتکلیف نگه داشته است. برانکو فصل پیش
سیدجلال حسینی را رسما جواب گفت و به امکان و پیشنهاد بازگشت وی به جمع
قرمزها پاسخ آشکار منفی داد اما امسال همان مدافع را به رغم یک سال پیرتر
شدن به پرسپولیس برگردانده و بلافاصله در ترکیب ثابت قرار داده و حتی صاحب
عنوان کاپیتانی تیم کرده است!
یک نقطه منفی بزرگ و تازه
همه اینها میگوید ایوانکوویچ اگر هم مربی فنی خوب و مهرهچین و استراتژیت
توانایی در میدانهای فوتبال باشد یک تصمیمگیرنده اصولی و مناسب برای
مسائل مدیریتی و در امر تعیین سیاستهای مهم باشگاه و حتی خط مشیهای
غیرکلان نیست و کارهایش پرتضاد است و بدین خاطر این تصمیمها را باید به
افراد دیگری سپرد که نسبت به ایوانکوویچ اطلاعات و اشراف بیشتری بر امور
داشته باشند. شرکت در دیدار روز جمعه شیراز و حذف شدن به دست میزبان یک
نقطه منفی بزرگ تازه در کارنامه برانکو و باشگاهش و یک دلیل و سند صریح و
جدید در زمینه لزوم سلب تصمیمگیریهای مهم از او و سپردن این امور به
آدمهایی بسیار مطلعتر از او و افراد آگاه به امور داخلی فوتبال ایران و
فضاهای ویژه سایر لیگهای ایران است. برانکو به خاطر عدم اطلاع از این
فضاها و ویژگیها و شرایط تیم حریف، پرسپولیس را بدون تدارک و آمادگی کامل
به شیراز برد و تیمش را بازاند و به تهران برگشت و از غافلگیر شدن توسط تیم
رقیب و سختکوش قشقایی شیراز گفت.
از حقایق تا بهانهها
برانکو هنوز هم نمیداند که با کدام حریف و دارای کدامین تواناییها طرف
بوده و تصور کرده بود که به صرف دستهدومی بودن قشقایی شیراز از عهده این
رقیب برمیآید و تیمش را از این طریق به سوی دهلیز ناکامی روانه کرد و به
هیچ روی ذهنیت لازم را برای این مسابقه نزد خود و شاگردانش ایجاد نکرد و از
هر جهت برای هدایت سرخها در این مسابقه خاص، فاقد آمادگی نشان داد و
ناگفته پیدا است که این واقعهای بسیار بد است. بدتر از آن گم کردن این
واقعه در زرورقی از بهانهها و بخصوص عنوان کردن مجدد این مساله و حقیقت
بدیهی است که جام حذفی همیشه معدن و مامن شگفتیها بوده و در همه جای دنیا
تیمهای بزرگ در این جام میبازند و حذف میشوند و در نتیجه حذف سرخها هم
فاجعه نیست. پرسپولیس به خاطر شگفتیهای جام حذفی، حذف نشد و از صحنه کنار
رفت زیرا با تمهیدات ناقص و اطلاعات ناقصتر کادر فنیاش نمیدانست به کجا
رفته است و چه میکند و با کدام حریف با چه میزبان توانایی طرف است و آنها
که اینها را میدانستند، قدرت تصمیمگیری نداشتند و این حق را در کف
اختیارات مردی میدیدند و میبینند که اگر فقط به رای او برای پرسپولیس
مهرهگیری میشد، امروز بیرانوند و حسینی هم قرمزپوش نبودند.