عربستان، نمایش یک قدرت رویایی در فوتبال آسیا

برای ما که این روزها تمام هم و غممان مسابقات لیگ برتر است یا در لابهلای اخبار به دنبال خبری در مورد انتخاب سرمربی تیم ملی میگردیم، انگار فوتبال روز دنیا جذابیت خودش را از دست داده است. جذابیتی که از آن صحبت میکنیم فقط نمایش کیفی مسابقات نیست، ما از بُعدی حرف میزنیم که خیلی حواسمان به آن نیست و در نهایت سری با افسوس تکان میدهیم غافل از اینکه به دنبال چرایی آن باشیم. البته که کار هوادار فوتبال پاسخ به چرایی اینگونه پرسشها نیست. اگر اندکی از فوتبال خودمان فارغ شده و از دردسرهای روزانه آن رها شدیم نگاهی به کشور عربستان بیندازیم که این روزها در دنیای نقل و انتقال بازیکنان غوغا به پا کرده است. بعد از انتقال مهیج «کریس رونالدو» به النصر، نشریه «ون اسپورت» آرژانتین خبر داد، «آنخل دیماریا» ستاره تیم ملی این کشور و عضو باشگاه یوونتوس با باشگاه الاتحاد عربستان به توافق رسیده است و احتمالا دیماریا دو فصل در این تیم توپ خواهد زد. همچنین نشریه «الیوم» عربستان هم در خبری اختصاصی اعلام کرد باشگاه النصر موفق شد با «لوکا مودریچ» به توافق برسد و به زودی انتقال او به النصر به طور رسمی اعلام میشود. «لوکیتا» در النصر دستمزد نجومی ۴۰ میلیون یورو در سال دریافت خواهد کرد. اخبار دنیای فوتبال عربستان به همین جا ختم نمیشود و گمانهزنیهایی انجام شده که به نظر میرسد «لیونل مسی» هم احتمالا به تیم الهلال رقیب دیرینه و سنتی النصر خواهد پیوست. حتی اگر مسی فوتبالش را در اروپا به پایان برساند و راهی این کشور نشود، اینکه فوتبال عربستان اعلام میکند که توان پرداخت دستمزد و فراهم کردن شرایط حرفهای برای بازی و زندگی ستاره آرژانتینی را دارد جای شگفتی است.
یکی دو دهه قبل بازیکنان مطرح دنیا، به سالهای آخر دوران حرفهای خود که میرسیدند، راهی فوتبال آمریکا میشدند. در واقع هم فال بود هم تماشا. نه موفقیتی کسب میکردند نه محلی برای تجربهاندوزی بود. اما این فوتبال آمریکا بود که از حضور ستارههای رو به افول اروپا منتفع شد. لیگ فوتبال این کشور سر و سامانی گرفت و تیم ملی آمریکا هم به تدریج پایگاه مردمی خود را پیدا کرد و هم از نظر فنی رشد قابل توجهی داشت. حاصل مهاجرتهای آن زمان را در تیم ملی آمریکا در جامجهانی قطر ۲۰۲۲ دیدیم و میزبانی دوره بعدی این مسابقات.
اما برای ما که از دنیای فوتبال غافل بودیم و حتی سر برد و باخت تیمهای خارجی یکدیگر را «تکه و پاره» میکردیم، ریخت و پاش عربستان برای به خدمت گرفتن ستارگان نامی عجیب و غریب به نظر میرسد. ولی واقعیت این است که خرید بازیکن بزرگ کار دیروز و امروز عربستان نیست. آنها مدتهاست که ضرورت داشتن یک فوتبال قوی و حرفهای را درک کردهاند. متولیان ورزش و فوتبال عربستان میدانند که در دنیای امروز فوتبال چه ابزار قدرتمند و پولسازی است که نه فقط اسم و رسم با خود دارد بلکه مناسبات اجتماعی و اقتصادی کشورها را دستخوش تحول کرده و زمینه را هم برای تبادلات میان فرهنگی آماده میکند. فقط به جزئیات قرارداد رونالدو با النصر نگاه نکنیم که مثلا تا سال ۲۰۲۵ با یکدیگر همکاری دارند. از این جنبه فوتبال حرفهای را ببینیم که عربستان کشوری که از نظر ساختار فرهنگی با دیگر کشورهای منطقه قابل مقایسه نبود با استفاده از «دیپلماسی ورزشی» سعی دارد که راه صد ساله را یک شبه طی کند. سیاستگذاران و تصمیمگیرندگان فوتبال عربستان به احتمال زیاد فوتبال در شرق آسیا را به عنوان الگویی آسیایی که قابلیت اجرا در قاره کهن با فوتبالی نوپا را دارد انتخاب کردند. تجربه موفق ژاپن و کرهجنوبی که بیست سال پیش میزبان مشترک جامجهانی بودند و پس از آن موفقیت تیمهای باشگاهی این دو کشور در لیگ قهرمانان آسیا سبب شد که عربستان هم یاد بگیرد که فوتبال بهترین سلاح برای رسیدن به هر خواستهای است. تغییرات فرهنگی، اجتماعی، توسعه سیاسی و اقتصادی فقط از درون روابط دیپلماتیک صِرف به دست نمیآید. این فوتبال است که در عصر حاضر به داد کشورها میرسد. رشد اقتصادیشان را نشان میدهد، توسعه فرهنگی کشورها را عیان میکند، مدیریت مدیران ورزشی و سیاسی ارزیابی میشود و حتی زمینههای صلح را هم مهیا میکند. رونالدو، دیماریا، مودریچ، و حتی با فرض مسی فقط اسمهای بزرگی نیستند که این روزها تیمهای این کشور برای استخدام آنها «سر و دست» میشکنند. این ستارهها بستری را آماده میکنند که در آن فوتبال این کشور راه ترقی را در پیش میگیرد. به واسطه حضور نامداران دنیای فوتبال، سختافزارها در این کشور با علم روز پیش میروند، فرهنگ هواداری عربستان از پخش یک موسیقی محلی با بلندگوی دستی به تشویق و احترام به حریف تبدیل میشود. بازی الهلال با پرسپولیس را که فراموش نکردهایم. بیش از آنکه شبیه ورزشگاههای بیست سال قبل عربستان باشد که صدای آزاردهنده آهنگ فولکلور به گوش میرسید و جمعیتی قابل شمارش در ورزشگاه بیعلاقه به تماشا نشسته بودند، فرهنگی از تماشاگری پوستانداخته را به نمایش گذاشته بود که هر بینندهای را به یاد ورزشگاههای اروپایی میانداخت. استخدام بازیکنان نامی حرکتی ناشیانه در فوتبال عربستان نیست. اتفاقا یک سیاست حساب شده است که هم آینده فوتبال کشورشان را تضمین میکند هم جهان فوتبال متوجه میشود که قطب جدیدی در آسیای غربی در حال شکلگیری است.
اگر شنیدیم که فوتبال عربستان میزبانی جامجهانی را هم میخواهد، نه باید تعجب کنیم و نه گذشته آنها را به یادشان بیاوریم. اینکه آنها چطور این مرحله «گذار» را طی کردهاند، بیش از آنچه که بودهاند اهمیت دارد. ما هم روزگاری در فوتبال آسیا برای خوددمان «برو و بیایی» داشتیم. ولی حکایت ما و دیگران همان داستان «خرگوش و لاکپشت» است. ما هنوز به افتخارات سی سال قبل میبالیم، آنها به سی سال آینده فکر میکنند. ما از برخورد توپمان به تیر دروازه حریف خوشحالیم و به آن افتخار میکنیم، عربستان قهرمان جهان را شکست میدهد و در همان مسیر پیشرفت ادامه میدهد. همین کشورهایی که ما روزگاری به حال و روزشان با تمسخر لبخند میزدیم، امروز دنبال بزرگترین بازیکنان جهان هستند. ما هم اگر دستمان برسد مثلا از «مالی» بازیکن میخریم و عجیب اینکه آنقدر هم بیکیفیت است که بین تیمهای مختلف رد و بدل میشود. خلاصه در بحبوحه اتفاقات ریز و درشت فوتبالمان که بعضی وقتها ارزش خبری هم ندارند، بد نیست نیم نگاهی به دور و برمان داشته باشیم. بد نیست بدانیم که چطور قطر فارغ از مسائل حاشیهای میتواند میزبان جامجهانی باشد و ما «اندر خم یک کوچه» ماندهایم. کمی فکر کنیم که آیا فقط پول است که رونالدو و شریک زندگیاش با آن همه «اِفاده» را به عربستان کشانده یا مهیا بودن تمامی پیششرطهاست که این مجال را به فوتبال عربستان داده تا از تجربه رونالدو استفاده کند. اگر در آینده عربستان میزبان جامجهانی شد، حداقل دیگر پیشنهاد کمک و میزبانی مشترک به آنها را ندهیم. فوتبال ما با آنها کمی تا اندازهای فرق دارد.