اصفهان آهن ۱
آهن ملل
مرکز آهن
ایرانسیل
ایرانسیل موبایل
کد خبر: ۵۰۲۴۷۰

خط قرمزهای فوتبال ما به ساپینتو محدود می‌شود؟

خط قرمزهای فوتبال ما به ساپینتو محدود می‌شود؟
اگر قرار باشد خط قرمز در فوتبال‌مان را حرف زدن درباره رفتارهای «ساپینتو» و انتقاد کردن از او محدود کنند که وای به حال‌مان. چه بدبختی که کسی نباید به او حتی بگوید «بالای چشمت ابروست».
۱۶:۴۲ - ۱۶ بهمن ۱۴۰۱
نویسنده: افسون حضرتی
وانانیوز|

اگر قرار باشد خط قرمز در فوتبال‌مان را حرف زدن درباره رفتار‌های «ساپینتو» و انتقاد کردن از او محدود کنند که وای به حال‌‌مان. چه بدبختی که کسی نباید به او حتی بگوید «بالای چشمت ابروست». سرمربی استقلال که رکوردار اخراج طی هجده مسابقه است، مقابل مس کرمان هم اخراج شد تا برگ دیگری به پرونده رفتار‌های هیجانی‌اش اضافه شود. او شخصیتی تند و تیز و هیجانی دارد که الزاما داشتن چنین روحیه‌ای نه نشان‌دهنده عشق و علاقه او به استقلال است نه بیانگر هیجان برای نتایج تیمش. شخصیت او نشان داده که فردی معترض است و نسبت به هر اتفاقی واکنشی فراتر از حد انتظار نشان می‌دهد. او بار‌ها معترض شده، کارت زرد و قرمز گرفته و در نظم مسابقه هم اختلال ایجاد کرده است. آیا اسم رفتار‌ها تعصب است؟ مثلا مربیان تیم‌های انگلیسی، اسپانیایی، آلمانی، ایتالیایی یا در همین لیگ خودمان نسبت به تیم‌هایشان بی‌تفاوت هستند؟ اینکه «حجت کریمی» عضو هیات‌مدیره باشگاه استقلال مصاحبه کرده و گفته که ساپینتو در صحبت‌هایش به ما گفته که تا چه اندازه به نتایج تیم اهمیت می‌دهد و برد و باخت استقلال تا چه اندازه در زندگی روزمره‌اش تاثیرگذار است» خیلی باورپذیر نیست.‌ای کاش عضو هیات‌مدیره باشگاه استقلال بیشتر از سرمربی تیمشان سوال می‌کرد که دقیقا نتایج استقلال چگونه بر زندگی روزمره او تاثیرگذار است. یعنی برد استقلال باعث می‌شود او از نظر زمان‌بندی بهتر به کارهایش برسد، یا باخت استقلال مانع کار و زندگی‌اش می‌شود؟ جالب‌تر اینجاست که کریمی بابت این همه تعصب، عشق و علاقه ساپینتو به تیم استقلال گفته باید به او تبریک بگوییم. به این می‌گویند عذر بدتر از گناه. واقعا خیلی سخت است که بپذیریم سرمربی آبی‌ها با ابزار چنین رفتار‌های هیجانی، تعصبی به این تیم دارد. او به عنوان یک مربی که دستمزد دریافت کرده و با این تیم قرارداد دارد وظیفه خود می‌داند که عملکرد مناسبی داشته باشد. اگر سال دیگر در استقلال نباشد باید به تیم دیگری متعهد باشد. خیلی بدیهی است و نباید آنقدر آن را به عشق و شیدایی نسبت به تیم گره زد.


مشکل کار اینجاست که مدیران باشگاه استقلال به جای حل مساله، صورت مساله را پاک می‌کنند. آن‌ها نمی‌توانند شخصیت یک مربی شکل گرفته را عوض کنند. ولی وقتی اعلام می‌کنند در مقابل عملکرد رفتاری‌اش تمام قد از ساپینتو حمایت می‌کنند خیلی موجه نیست. بیژن طاهری که پا را از این هم فراتر گذاشته و گفته «هر مربی یا هر فرد گمنام روی نیمکت تیم حریف وقتی می‌خواهد خودش را مطرح کند می‌آید به ساپینتو حمله می‌کند تا مطرح شود.» آیا واقعا هر شخصی برای رسیدن به نام و نشان و اسم و رسمی به سرمربی استقلال حمله می‌کند؟ چه دلیلی برای این کار دارد؟ به هر حال باید توجیهی پشت آن وجود داشته باشد. اینکه می‌خواهد مطرح شود که حرف حساب نیست. متاسفانه طرح فرضیه‌های «دایی جان ناپلئونی» که یکی از اصول رایج در فوتبال ماست هیچ زمان اجازه نداده که ما واقعیت را ببینیم. همیشه این توهم و باور با ما بوده یا دست‌های پشت پرده‌ای مشغول به کار هستند که «چوب لای چرخ ما بگذارند»، یا در مقطعی مربیانی در کنفرانس بعد از بازی از «آقایانی» اسم می‌بردند که اجازه نمی‌دهند تیمشان قهرمان شود و در سال‌های اخیر هم عده‌ای جسورانه قهرمانی و موفقیت‌ها را به مدیران در راس وزارت ورزش منتسب کرده بودند.


الان هم استقلال با همین توهم و باور دست و پنجه نرم می‌کند که ساپیتنو یک فرد عادی است که فقط خیلی خوشحال می‌شود، ولی دیگران برای اعتبار گرفتن و مطرح شدن «پا روی دم» او می‌گذارند. چرا این فرضیه تا این اندازه قوی و مُتقِن از سمت باشگاه استقلال مطرح می‌شود؟ دلیلش واضح است. در گام اول آن‌ها هم مثل تمام مدیران فوتبال‌مان خیلی جسارت لازم را ندارند تا با یک مربی خارجی با قدرت برخورد کنند. این نقطه ضعف فوتبال ماست که مقابل مربی خارجی تا آنجا که می‌توانیم سر خم می‌کنیم حتی اگر گردنمان بشکند، دلیل دومی که از اولی بدتر است باور حرف‌هایی است که مدیران و اطرافیان استقلال در مورد سرمربی تیمشان می‌گویند. شاید روزی که ساپیتنو در مراسم معارفه‌اش گفت که رویای این را داشته روزی به استقلال بیاید مدیران قبلی و فعلی استقلال باید متوجه می‌شدند که تا چه اندازه گفته‌های او دور از واقعیت است. بله، همه مربیان در مراسم معارفه خود از تلاش و اتحاد و در نهایت قهرمانی صحبت می‌کنند، ولی انگار فقط در این فوتبال است که هرکس وارد آن می‌شود خود را از ابتدای شکل‌گیری‌اش در این سرزمین بخشی از آن می‌داند. شاید هم شش اخراج در طول هجده بازی واقعا نشان‌دهنده عشق کودکی ساپینتو به استقلال باشد! چون مدیرعامل تیم که فقط دنبال به خدمت گرفتن رونالدو و مسی بود وقتی جواب رد آن‌ها را شنید دوباره اعلام کرد بازیکنانی به استقلال می‌آیند که هواداران «از خوشحالی به هوا خواهند پرید». ولی او نگفت دقیقا منظورش کدام بازیکنان هستند که تا این اندازه باعث شعف و ذوق‌زدگی هواداران می‌شوند و در نهایت در یک پیام اینستاگرامی از مربی تیمش حمایت کرد همین. اگر قبول کنیم «مو لای درز» تعصب و وفاداری سرمربی استقلال نمی‌رود، ولی باید بپذیریم که او بار‌ها بار‌ها فقط به خاطر یک اوت یا یک خطای ساده زمین و زمان را به هم دوخته است. اینکه ما واقعیت‌های فوتبال‌مان را وارونه می‌بینیم و همین وارونگی را به شکلی که دوست داریم تفسیر می‌کنیم یکی از بدبختی‌های بزرگ فوتبال ماست. چقدر بهتر و حرفه‌ای بود اگر مدیران باشگاه استقلال، در جلسه یا جلساتی با سرمربی تیم‌شان درباره رفتار‌های «اگرسیو» او صحبت می‌کردند. اینکه باشگاه استقلال بیانیه می‌دهد ما تمام قد کنار او ایستاده‌ایم و اگر کسی بالاتر از گُل به او بگوید سر و کارش به کمیته انضباطی و کمیته اخلاق می‌افتد بیش از آنکه از دیگران «زهرچشم» بگیرند، با اشتباهات سرمربی‌شان همسو شده‌اند.


آن دودستگی وحشتناکی که میراث دوران سرمربی پرتغالی و جنگ لفظی‌اش با برانکو بود و هواداران و رسانه‌های دو تیم حسابی از خجالت هم در می‌آمدند، مدتی قبل به سمتی رفته بود که از آن فضا فاصله داشت. اما انگار آتشی که همیشه فوتبال ما را سوزانده هیزم‌اش را خودمان تهیه می‌کنیم. آن زمان مدیران فدراسیون فوتبال مطیع جناب کی‌روش بودند و «لام تا کام» حرف ‌نمی‌زدند و او اجازه داشت یکه‌تاز عرصه گستاخی باشد، الان هم مدیران استقلال توان مهار یک مربی هیجانی و بدقلق را ندارند. اینکه ما همیشه از کهن الگو‌های تکراری استفاده می‌کنیم یکی از ضعف‌های عمده در فوتبال است. این رویه در مورد مربی و بازیکن و حتی مدیران بار‌ها تکرار می‌شود و، چون اساس کار خراب است همیشه در همین دور باطل چرخیده‌ایم. سرمربی استقلال بازی بعدی روی نیمکت تیمش نخواهد بود و این اتفاق آخرین بار هم نیست. او باز هم رفتارهایش را تکرار می‌کند و کارت زرد و قرمز می-گیرد و مدیران استقلال هم بدرفتاری او را به عشق و تعصب گره می‌زنند، چون فعلا «گوشتشان زیر دندان» اوست و چاره‌ای ندارند غیر از اینکه با حمایت‌های بی‌دلیل ببینید به کجا می‌رسند. حالا هر قدر هوادار این تیم فریاد بزند که جار و جنجال او می‌تواند مانع نتیجه‌گیری استقلال شود نه کسی می‌شنود و نه اراده‌ای برای شنیدن آن وجود دارد. از این رفتار‌های تکراری فوتبال ما کم ندیده است.

سلام پرواز
سلام پرواز ۲
مرکز آهن
رپرتاژ تریبون۱
تبلیغات
جدیدترین اخبار
دیگران چه می‌خوانند؟
پربحث
پرطرفدارترین