لیدرها در ورزشگاهها چه میکنند؟

«لیدر» به عنوان منصبی ساختهی دست فوتبال ایران، همواره نقشی مهم در عزل و نصبها و رفت و آمدهای مدیران، مربیان و بازیکنان داشتهاست. پدیده شوم لیدرهای مزدور از اوایل دههی هفتاد و با ورود پول دولتی به فوتبال، پا به ورزشگاههای ایران گذاشت. تا قبل از آن منصب لیدری نیز برای خود کسوت و شأنی درخور داشت و هر کسی قادر نبود با گرفتن بوق و طبلی در دست عنوان لیدر بگیرد. در دهه شصت و در فوتبال باشگاههای تهران حداکثر توهینی که بر روی سکوها سر داده میشد، شامل دادن چند لقب بامزه به بازیکنان و مربیان حریف بود.
تفاوت جو سکوها در دو دههی شصت و هفتاد را میتوان در مواجههی هواداران
استقلال با علیپروین دید؛ پروینی که به عنوان مهمترین رقیب آبیها پنج سال
پیاپی پرسپولیس را قهرمان لیگ تهران کرده و دست استقلال را از جام کوتاه
کردهبود، همواره مورد احترام هواداران رقیب قرار داشت، اما همین پروین به
محض بازگشتش به پرسپولیس در سال ۷۷، صابون شعارهای توهینآمیز به تنش خورد.
یا منصور پورحیدری که در زمان سرمربیگریاش با استقلال در اواخر دههی ۶۰ و
اوایل دههی ۷۰ چند بار پرسپولیس را در دربی برده بود، توهینی از سوی
پرسپولیسیها متوجهش نبود، اما در سال هفتادوهشت وقتی در کسوت سرمربی تیم
ملی به ورزشگاه آزادی رفت تا بازی پرسپولیس را از نزدیک ببیند، شعارهای
زشتی بر علیه خود شنید. کاملا مشخص بود که در طی چندسال جو ورزشگاهها به
مراتب بدتر شده و فحاشیهای دستهجمعی که اغلب از تلویزیون نیز قابل شنیدن
بود، جو غالب تشویقهای تماشاگران را دربرمیگرفت. این جو حاصل حضور
لیدرهای مواجببگیری بود که در فوتبالی که تازه رنگ پولهای آنچنانی دولتی
به خود میدید، برای خوشایند این و آن، سکوها را با شعارهای بیادبانه و
هتاکانه بر علیه افراد مخالف کارفرمایان خود، به قهقرای اخلاقی بردند.
نکته تاملبرانگیز در مورد جو بد ورزشگاهها که میتوان آن را با مدیریت صحیح اصلاح کرد، اینست که در طی همهی این سالها ارادهای برای تغییر شرایط و جو ورزشگاهها وجود نداشته است. مدیران باشگاهها خود به نوعی مقهور جو «لیدر سالاری» ورزشگاهها بودهاند و ترجیح دادهاند به جای برخورد، آن را به اطاعت خود درآورند تا در منازعات مدیریتی، دستبالا را داشته باشند. معدود مدیرانی هم که مثل اکبر غمخوار در پرسپولیس یا واعظآشتیانی در استقلال سعی کردند هوای تازهای به اتمسفر آلودهی سکوها بدمند خود خیلی زود در منازعات مدیریتی حذف شدند تا بدینترتیب جایگاه لیدرها تقویت شود.
اتفاقات تاسفبرانگیزی که در ورزشگاههای ایران رخ میدهد، حاصل سازوکار و مناسبات غیرحرفهای در سطوح مدیریتی فوتبال است. وقتی لیدرهای منصوب و مواجببگیر خود عامل و منبع بیاخلاقی و فحاشی در ورزشگاهها هستند، دیگر هیچ جای دفاعی برای مدیرانی که سعی میکنند، در کنار کارنامهی فنی، سیاههای از اقدامات فرهنگیشان را هم به رخ بکشند باقی نمیماند.
سوال اساسی در این میان اینست: در کشوری که مسابقات فوتبال در آن با تلاوت
قرآن آغاز میشود، چرا مدیران در طی این همه سال نهتنها قدم اساسی برای
رفع بیاخلاقیها در ورزشگاه برنداشتهاند، بلکه خود با استخدام لیدرهایی
که بعضاً فاقد صلاحیت اخلاقی برای هدایت تماشاگران هستند، آتش فحاشیها و
بیاخلاقیها را نیز تندتر میکنند؟ چرا هیچگاه در کشوری که بر در و دیوار
شهرهای آن پر از شعائر مذهبی است و رسانهها دائماً مسائل شرعی و اخلاقی
را به شهروندان گوشزد میکنند، ارادهای برای اصلاح جو ورزشگاهها نبوده
است؟