یک عمر حضور ما در استقلال کشک بود!
مردی که با بازوبند کاپیتانی در میانه میدان آبیها میخرامید،حالا دلتنگتر از همیشه در سنگلاخی پر از تابلوی توقف ممنوع حرکت میکند و به زیباییهای لبالب از بدریختی این فوتبال پرماجرا پوزخند میزند. دیروز انبوه سوژهها، زیر آفتاب ولرم آبان بر سر محمود فکری ریخته بود که ناگهان گوشی را برداشت...
۱۵:۲۳ - ۱۹ آبان ۱۳۹۵
وانانیوز|
مردی که با بازوبند کاپیتانی در میانه میدان آبیها میخرامید،حالا
دلتنگتر از همیشه در سنگلاخی پر از تابلوی توقف ممنوع حرکت میکند و به
زیباییهای لبالب از بدریختی این فوتبال پرماجرا پوزخند میزند. دیروز
انبوه سوژهها، زیر آفتاب ولرم آبان بر سر محمود فکری ریخته بود که ناگهان
گوشی را برداشت.
از یکطرف مرگ منصورخان و از طرف دیگر معادلات حلنشده نساجی. روزهای سختی را تجربه میکنید؟
اوضاع روحی خوبی ندارم. این فوتبال آنقدر قشنگ است که باید زار زار برایش گریست.فقط منتظریم یکی تمام کند تا خودمان را به رخ بکشیم. من پشت تابوت منصورخان خیلی حرفها با او زدم. بالاخره به گردن ما حق داشت.
چه حرفهایی مثلا؟
اگر چاپ کنید که میروم توی لیست سیاه آقایان. باور کنید دهان باز کنم مستقیم میروم در لیست سیاه حضرات.
اما محمود فکری کاپیتان استقلال بوده و سالها پای این تیم ایستاده است.
این حرفها کشک است. در این فوتبال بیوزنها و از راه رسیدهها خدایی میکنند و آنها که وزنی دارند خون دل میخورند. کاپیتان استقلال تا وقتی خوب بود که کفشهایش را نیاویخته بود و به خاطر پیراهن سرش را جلوی توپ میگذاشت.
علیرضا اکبرپور مصاحبه کرده و گفته پشت تمام سلفیها با منصورخان هزار و یک توطئه است!
نظرش را گفته. بالاخره پیشکسوت استقلال است.
پس نظر شما چی؟
من به اندازه کافی درب و داغان هستم. گفتم که این فوتبال چون زیادی قشنگ است، مشنگ شده. بیخیال آقا.
مثل اینکه در نساجی هم اوضاع مساعد نیست.
سرمایهگذار رها کرده و رفته و مالک جدید هم یافت نمیشود. بازیکنی که پنجزار نگرفته چطور میتواند با خیال راحت بجنگد. من دارم از جیب و اعتبار خودم خرج میکنم.
تا کی دقیقا؟
نمیدانم. بیچاره مردم قائمشهر که همه امید و آرزویشان این تیم است. به نظر شما با دل خون آنها باید چهکار کرد؟ اگر میدانستم اینطوری تیم را رها میکنند به قائمشهر نمیرفتم. اصلا کاش پایم قلم میشد. گفتم که حال مساعدی ندارم. بگذارید به وقتش.
نساجی بدون پول پیش میرود
نساجی که شاید بتوان آن را یکی از مهمترین تیمهای حاضر در لیگ دسته اول کشور دانست، بدترین فصل خود را از نظر سازمان تیمی سپری میکند. مالک این تیم به هیچ وجه حاضر نیست مخارج آن را بدهد و در استان مازندران و شهر قائمشهر نیز هیچ مسئولی حاضر به پذیرفتن مسئولیت این تیم با قدمت و پر هوادار نیست. بحران مالی در نساجی از خط قرمز هم عبور کرده و حتی بازیکنان این تیم 10 روز از انجام تمرین پرهیز کردند. در این میان پیدا شدن یک خریدار جدید، این نوید را میداد که دوران خوشی نساجها هم از راه خواهد رسید. بازیکنان تیم نساجی هم تنها با وعدههایی که خریداران داده بودند حاضر به حضور در دیدار حذفی این تیم شدند. انگار قرار نیست طلسم تیره روزیهای تیم نساجی شکسته شود. چون با وجود گذشتن هفت، هشت روز از مذاکره خریدار جدید باشگاه با مالک این تیم، هیچ خبری از خریداران نیست تا همچنان سایه سنگین بحران مالی روی سر این تیم سنگینی کند.جالبترین نکته در خصوص نساجی این است که با وجود همه مشکلات مالی و مالکیتی که دارد، این تیم با هدایت محمود فکری در لیگ دسته اول بسیار خوب نتیجه گرفته و حتی چهره یک تیم مدعی صعود به لیگ برتر را نیز به خود گرفته است.

از یکطرف مرگ منصورخان و از طرف دیگر معادلات حلنشده نساجی. روزهای سختی را تجربه میکنید؟
اوضاع روحی خوبی ندارم. این فوتبال آنقدر قشنگ است که باید زار زار برایش گریست.فقط منتظریم یکی تمام کند تا خودمان را به رخ بکشیم. من پشت تابوت منصورخان خیلی حرفها با او زدم. بالاخره به گردن ما حق داشت.
چه حرفهایی مثلا؟
اگر چاپ کنید که میروم توی لیست سیاه آقایان. باور کنید دهان باز کنم مستقیم میروم در لیست سیاه حضرات.
اما محمود فکری کاپیتان استقلال بوده و سالها پای این تیم ایستاده است.
این حرفها کشک است. در این فوتبال بیوزنها و از راه رسیدهها خدایی میکنند و آنها که وزنی دارند خون دل میخورند. کاپیتان استقلال تا وقتی خوب بود که کفشهایش را نیاویخته بود و به خاطر پیراهن سرش را جلوی توپ میگذاشت.
علیرضا اکبرپور مصاحبه کرده و گفته پشت تمام سلفیها با منصورخان هزار و یک توطئه است!
نظرش را گفته. بالاخره پیشکسوت استقلال است.
پس نظر شما چی؟
من به اندازه کافی درب و داغان هستم. گفتم که این فوتبال چون زیادی قشنگ است، مشنگ شده. بیخیال آقا.
مثل اینکه در نساجی هم اوضاع مساعد نیست.
سرمایهگذار رها کرده و رفته و مالک جدید هم یافت نمیشود. بازیکنی که پنجزار نگرفته چطور میتواند با خیال راحت بجنگد. من دارم از جیب و اعتبار خودم خرج میکنم.
تا کی دقیقا؟
نمیدانم. بیچاره مردم قائمشهر که همه امید و آرزویشان این تیم است. به نظر شما با دل خون آنها باید چهکار کرد؟ اگر میدانستم اینطوری تیم را رها میکنند به قائمشهر نمیرفتم. اصلا کاش پایم قلم میشد. گفتم که حال مساعدی ندارم. بگذارید به وقتش.
نساجی بدون پول پیش میرود
نساجی که شاید بتوان آن را یکی از مهمترین تیمهای حاضر در لیگ دسته اول کشور دانست، بدترین فصل خود را از نظر سازمان تیمی سپری میکند. مالک این تیم به هیچ وجه حاضر نیست مخارج آن را بدهد و در استان مازندران و شهر قائمشهر نیز هیچ مسئولی حاضر به پذیرفتن مسئولیت این تیم با قدمت و پر هوادار نیست. بحران مالی در نساجی از خط قرمز هم عبور کرده و حتی بازیکنان این تیم 10 روز از انجام تمرین پرهیز کردند. در این میان پیدا شدن یک خریدار جدید، این نوید را میداد که دوران خوشی نساجها هم از راه خواهد رسید. بازیکنان تیم نساجی هم تنها با وعدههایی که خریداران داده بودند حاضر به حضور در دیدار حذفی این تیم شدند. انگار قرار نیست طلسم تیره روزیهای تیم نساجی شکسته شود. چون با وجود گذشتن هفت، هشت روز از مذاکره خریدار جدید باشگاه با مالک این تیم، هیچ خبری از خریداران نیست تا همچنان سایه سنگین بحران مالی روی سر این تیم سنگینی کند.جالبترین نکته در خصوص نساجی این است که با وجود همه مشکلات مالی و مالکیتی که دارد، این تیم با هدایت محمود فکری در لیگ دسته اول بسیار خوب نتیجه گرفته و حتی چهره یک تیم مدعی صعود به لیگ برتر را نیز به خود گرفته است.
منبع: روزنامه ایران
لینک کپی شد
آهن ملل
ارسال نظر