چرا مهران مدیری در «قهوه پدری» هم شکست خورد؟

مهران مدیری پس از سریال «دراکولا» که فصل دوم مجموعه «هیولا» بود، ساخته جدید خود به نام «قهوه پدری» را با موضوعی مشابه یعنی فساد اقتصادی، جلوی دوربین برد.
۱۱:۴۱ - ۰۸ اسفند ۱۴۰۳
وانانیوز|
با توجه به سابقه خوب مهران مدیری در عرصه سریالسازی، توقعات از «قهوه پدری» کم نبود. اولین همکاری چهرههایی مانند سام درخشانی و ژاله صامتی با مدیری و حضور بازیگران جوان در سریال نیز ترکیب کنجکاویبرانگیزی از بازیگران را شکل داده بود.
برخلاف توقعات، «قهوه پدری» آغاز امیدوارکنندهای نداشت و در ادامه نیز تغییر مسیر محسوسی در سریال اتفاق نیفتاد. دوشنبه هفته جاری قسمت پایانی «قهوه پدری» منتشر و پرونده این مجموعه با ناکامی مهران مدیری و بازیگران خوشسابقه آن بسته شد.
شروع ضعیف، ادامه ناامیدکننده
«قهوه پدری» قصه خانوادهای را روایت میکرد که مشکلات اقتصادی باعث شد با راهنمایی اشتباه یکی از آشنایان خود، سراغ تجارت قهوه بروند اما ورشکستگی خانواده چالشهای بیشتری را برای آنها ایجاد کرد و کار آنان را به دزدی از بانک کشاند. قصه سریال از همان ابتدا کشش لازم را ایجاد نکرد. مخاطبان مشابه چنین قصهای را پیشتر در «هیولا» با کیفیتی به مراتب بالاتر دیده بودند، بنابراین «قهوه پدری» در قدم اول نه تنها غافلگیرکننده نبود، بلکه مخاطبان را ناامید کرد. سریال با ریتم کندی پیش رفت و ماجراهای قصه به صورت پیوسته رخ نمیداد. علاوه بر این پراکندگی در روایت، زمان مفید در بعضی قسمتهای این مجموعه پایین بود، در نتیجه کمبود ظرفیت قصه بیشتر به چشم مخاطب میآمد. شوخیهای کلامی «قهوه پدری» نیز نشانی از تجربههای موفق مدیری و خلاقیت در آثار قبلی او نداشت.
ضعف شخصیتها
شخصیتهای سریال «قهوه پدری» نیز جذاب و همراهیبرانگیز نبودند. به استثنای دو شخصیت «ناهید» و «بیژن»، دیگر کاراکترهای قصه نتوانستند جای خود را در قصه باز کنند و محبوب مخاطبان شوند. شخصیت «جهانگیر» به عنوان کاراکتری منفعل جذابیتی نداشت، کاراکتر «بهار» به عنوان زنی حسود که همسرش را آدم حساب نمیکرد، تکراری بود و حالت چهره بیتا سحرخیز در نقش این شخصیت بسیار اغراقشده بود. «ایرج» با بازی چهره محبوبی مانند حامد آهنگی نیز تبدیل به شخصیتی محبوب در کارنامه بازیگری آهنگی نشد. در این میان زوج «ملیسا» و «مجید» وضعیت بهتری نسبت به شخصیتهای مذکور داشتند.
ناکامی دوجانبه مدیری
مهران مدیری معمولا در ساختههای خود، نقش شخصیتهای خاص و ویژه را ایفا میکرد و مخاطبان کم خاطره خوب از کاراکترهای او ندارند، اما این اتفاق در «قهوه پدری» رخ نداد. مدیری در این سریال نقش شخصیتی به نام «اون» را بازی میکرد که خونسردی و بیتفاوتی در لحظات حساس مشخصه او بود. این کاراکتر همیشه در حال مکیدن آبنبات چوبی بود و این ویژگی نه تنها کمکی به بامزگی شخصیت او نکرده بود، بلکه باعث میشد گاهی دیالوگهای او چندان مفهوم نباشد و مخاطب را کلافه کند. مهران مدیری که به عنوان کارگردان در حد انتظارات ظاهر نشده بود، در مقام بازیگر نیز نتوانست حضور چشمگیر و شیرینی در «قهوه پدری» داشته باشد. مدیری پیش از این سریال با «دراکولا» نیز ناکام بود، بنابراین قدم بعدی او در عرصه کارگردانی سریال، اهمیت ویژهای خواهد داشت.
پایان خوش در حد و اندازه سریال
با توجه به روندی که «قهوه پدری» از ابتدا طی کرده بود، آن چه در قسمتهای پایانی و قسمت آخر سریال دیدیم، چندان دور از انتظار نبود. خانواده «ادیب» که از ابتدا تصمیمشان برای سرقت از بانک، زیر سوال بود و توجیه منطقی نداشت، پس از رو دست خوردن از «میخچالچی» بالاخره در صادرات قهوه موفق شدند و در مجموع با یک پایان خوش با چاشنی ازدواج مواجه بودیم! انتقاد سریال از فساد مالی بانک نیز از کنایهای سطحی فراتر نرفت. همان طور که اشاره کردیم، پایانبندی «قهوه پدری» در حد و اندازه چارچوب کلی سریال بود و با اتفاق ویژه یا غافلگیری همراه نبود.
شروع ضعیف، ادامه ناامیدکننده
«قهوه پدری» قصه خانوادهای را روایت میکرد که مشکلات اقتصادی باعث شد با راهنمایی اشتباه یکی از آشنایان خود، سراغ تجارت قهوه بروند اما ورشکستگی خانواده چالشهای بیشتری را برای آنها ایجاد کرد و کار آنان را به دزدی از بانک کشاند. قصه سریال از همان ابتدا کشش لازم را ایجاد نکرد. مخاطبان مشابه چنین قصهای را پیشتر در «هیولا» با کیفیتی به مراتب بالاتر دیده بودند، بنابراین «قهوه پدری» در قدم اول نه تنها غافلگیرکننده نبود، بلکه مخاطبان را ناامید کرد. سریال با ریتم کندی پیش رفت و ماجراهای قصه به صورت پیوسته رخ نمیداد. علاوه بر این پراکندگی در روایت، زمان مفید در بعضی قسمتهای این مجموعه پایین بود، در نتیجه کمبود ظرفیت قصه بیشتر به چشم مخاطب میآمد. شوخیهای کلامی «قهوه پدری» نیز نشانی از تجربههای موفق مدیری و خلاقیت در آثار قبلی او نداشت.
ضعف شخصیتها
شخصیتهای سریال «قهوه پدری» نیز جذاب و همراهیبرانگیز نبودند. به استثنای دو شخصیت «ناهید» و «بیژن»، دیگر کاراکترهای قصه نتوانستند جای خود را در قصه باز کنند و محبوب مخاطبان شوند. شخصیت «جهانگیر» به عنوان کاراکتری منفعل جذابیتی نداشت، کاراکتر «بهار» به عنوان زنی حسود که همسرش را آدم حساب نمیکرد، تکراری بود و حالت چهره بیتا سحرخیز در نقش این شخصیت بسیار اغراقشده بود. «ایرج» با بازی چهره محبوبی مانند حامد آهنگی نیز تبدیل به شخصیتی محبوب در کارنامه بازیگری آهنگی نشد. در این میان زوج «ملیسا» و «مجید» وضعیت بهتری نسبت به شخصیتهای مذکور داشتند.
ناکامی دوجانبه مدیری
مهران مدیری معمولا در ساختههای خود، نقش شخصیتهای خاص و ویژه را ایفا میکرد و مخاطبان کم خاطره خوب از کاراکترهای او ندارند، اما این اتفاق در «قهوه پدری» رخ نداد. مدیری در این سریال نقش شخصیتی به نام «اون» را بازی میکرد که خونسردی و بیتفاوتی در لحظات حساس مشخصه او بود. این کاراکتر همیشه در حال مکیدن آبنبات چوبی بود و این ویژگی نه تنها کمکی به بامزگی شخصیت او نکرده بود، بلکه باعث میشد گاهی دیالوگهای او چندان مفهوم نباشد و مخاطب را کلافه کند. مهران مدیری که به عنوان کارگردان در حد انتظارات ظاهر نشده بود، در مقام بازیگر نیز نتوانست حضور چشمگیر و شیرینی در «قهوه پدری» داشته باشد. مدیری پیش از این سریال با «دراکولا» نیز ناکام بود، بنابراین قدم بعدی او در عرصه کارگردانی سریال، اهمیت ویژهای خواهد داشت.
پایان خوش در حد و اندازه سریال
با توجه به روندی که «قهوه پدری» از ابتدا طی کرده بود، آن چه در قسمتهای پایانی و قسمت آخر سریال دیدیم، چندان دور از انتظار نبود. خانواده «ادیب» که از ابتدا تصمیمشان برای سرقت از بانک، زیر سوال بود و توجیه منطقی نداشت، پس از رو دست خوردن از «میخچالچی» بالاخره در صادرات قهوه موفق شدند و در مجموع با یک پایان خوش با چاشنی ازدواج مواجه بودیم! انتقاد سریال از فساد مالی بانک نیز از کنایهای سطحی فراتر نرفت. همان طور که اشاره کردیم، پایانبندی «قهوه پدری» در حد و اندازه چارچوب کلی سریال بود و با اتفاق ویژه یا غافلگیری همراه نبود.
منبع: خبرآنلاین
لینک کپی شد
آهن ملل
ارسال نظر