پدرم گفت اگر جرأت داری برو پرسپولیس!

مظلومی گفت: «من در تیم ملی نوجوانان بودم که باشگاه پرسپولیس از من و دو، سه نفر دیگر از بچهها دعوت کرد به این تیم برویم. یادم میآید دستجردی و باغوردانی و یکی دیگر از بچهها هم بودند. میخواستیم با هم برویم آنجا، قرار هم گذاشتیم. میخواستیم هر ۴ تایی به باشگاه پرسپولیس برویم که صبح همان روز خبر دادند پدرت جلوی در هتل است.»
وی افزود: «یادم میآید بدجور برف میآمد، روی زمین هم نشسته بود. هتل اوین بودیم. من هم سریع رفتم پدرم را ببینم. بدو بدو رفتم جلوی در که بپرم بغل پدرم ولی تا من را دید یک سیلی زد زیر گوشم که افتادم زمین. خدا پدرم را بیامرزد، ورزشکار بود و دست سنگینی داشت. افتادم روی برفها. به من گفت ما همه استقلالی هستیم اگر جرأت داری برو پرسپولیس!»
مظلومی در پایان گفت: «من دیدم پشت دیوار، مسئولان باشگاه استقلال یعنی کوزهکنانی و یک فرد دیگر ایستادهاند و دارند به این صحنه میخندند. پدرم گفت باید بروی استقلال. رفتی پرسپولیس دیگر پسر من نیستی.»