پیروزی در اصفهان مقابل سپاهان: رنسانس استقلال یا مسکن موقتی؟
پیروزی در اصفهان مقابل سپاهان قرار بود رنسانس استقلال باشد؛ لحظهای که ریکاردو ساپینتو طناب اعدام ورزشیاش را باز کرد و با مشتهای گرهکرده به آغوش نیمکت بازگشت. اما حقیقت تلخ این است که آن برد، بیش از آنکه یک نقشه راه باشد، یک مسکن قوی بود که دردهای عمیق فنی آبیها را برای مدتی پنهان کرد. استقلال این روزها، تیمی است که پشت جنجالهای مدیریتی و غیبت ستارههای خارجی سنگر گرفته تا کسی نپرسد: «در زمین مسابقه چه میگذرد؟»
وضعیت کنونی استقلال
فوتبال بازی احتمالات است، اما آمار اخیر استقلال فراتر از احتمال، بوی بنبست میدهد. شاگردان ساپینتو بعد از پیروزی در جامحذفی مقابل فولاد هرمزگان، در ۴ بازی اخیر لیگ عملا فلج شدهاند. ۴ بازی و تنها یک گل، آن هم گلی که نه از جریان بازی، بلکه از روی یک ضربه کرنر بهدست آمد.
فاجعه زمانی عمیقتر میشود که بدانیم استقلال در نبرد با تیمهایی مثل پیکان و استقلال خوزستان، حتی از خلق یک موقعیت جدی گلزنی هم عاجز بوده است. تیمی که ۱۹ هفته از لیگ را پشت سر گذاشته و مدعی قهرمانی است، نباید برای باز کردن دفاع لایهبهلایه تیمهای پایین جدولی، به معجزه کرنر یا اشتباه فردی حریف دل ببندد. این فقر حرکتی در یکسوم دفاعی حریف، نشاندهنده یک گره کور تاکتیکی است که ساپینتو هنوز کلیدی برای آن پیدا نکرده است.
ریکاردو ساپینتو و چالشهای مدیریتی
درحالیکه استقلال از ۱۹ بازی لیگ تنها ۸ برد کسب کرده (که یکی از آنها هم هدیه انضباطی پرونده ملوان بوده است)، ریکاردو ساپینتو در کنفرانسهای خبری از تمایلش برای تمدید قرارداد و ماندن برای سال دوم صحبت میکند. این یک پارادوکس عجیب است. مربیای که تیمش در بحران فنی دستوپا میزند، چطور به جای پاسخگویی درباره عملکرد فعلی، به فکر آینده است؟
ساپینتو مدام از مشکلات مدیریتی، بازنگشتن اندونگ و تأخیر ستارههایی مثل منیر و آسانی میگوید. بله، مدیریت تاجرنیا و حواشی مدیریتی قطعا به تیم ضربه زده، اما سؤال اینجاست؛ آیا دیر آمدن منیر توجیهی برای نمایش فاجعهبار مقابل پیکان است؟ آیا مشکلات مدیریتی باعث میشود که استقلال در ورزشگاه دستگردی حتی یک شوت به چارچوب نداشته باشد؟
ناتوانی در ارتقاء بازیکنان
یکی از بزرگترین اتهامات فنی به ساپینتو، ناتوانی در حفظ و ارتقای ستارههاست. عارف آقاسی؛ مدافعی که فصل گذشته یکی از بهترینهای لیگ بود، زیرنظر ساپینتو چنان افت کرد که از ترکیب اصلی دور شد و اعتمادبهنفسش را از دست داد. رامین رضاییان؛ ستارهای که ساپینتو نتوانست از پتانسیل هجومیاش استفاده کند و او را به سمتی برد که راهی فولاد شود.
اکنون رامین در اهواز میدرخشد و پاس گل پیروزی در دربیهای کوچک و بزرگ را میدهد، درحالیکه جناح راست استقلال در حسرت یک ارسال سالم میسوزد. اما مهمتر از همه خریدهای جدید؛ جنپو و نازون با سر و صدای زیاد آمدند، اما در سیستم ساپینتو به مهرههایی خنثی تبدیل شدهاند.
چالشهای آتی استقلال
سرنوشت فصل استقلال به بازی با شمسآذر و بازیهای آسیایی گره خورده است. شمسآذر که این روزها روی دور افتاده و پیکان و مس را شکست داده و حریف سرسختی برای آبیها بهحساب میآید. باتوجه به فشردگی بالای جدول، اگر استقلال مقابل شمسآذر هم نتیجه نگیرد، شاید از کورس خارج شود و این بدترین اتفاق برای تیم کهکشانی لیگ امسال خواهد بود.
جدا از این استقلال اگر در سطح دوم آسیا مقابل الحسین اردن نتیجه نگیرد، رسما به یک ناکام مطلق تبدیل میشود. فراموش نکنیم الحسین اردن تیمی است که در مرحله گروهی، سپاهان مقتدر را شکست داده است. آنها تیمی فیزیکی، زهردار و بابرنامه هستند.
نتیجهگیری
درنهایت، استقلال با وجود پتانسیل بالا و منابع انسانی پاسخگو، در مسیری خطرناک قرار دارد. با توجه به وضعیت کنونی و چالشهایی که در پیش دارد، نیاز به بازنگری جدی در استراتژیها و عملکردهای مدیریتی و فنی دارد تا بتواند به سوی موفقیت گام بردارد.
مصدومیت روزبه چشمی در بازی مقابل پیکان، نمکی بود بر زخمهای عمیق استقلال. روزبه تنها یک بازیکن نیست؛ او عصای دست ساپینتو و تنها کسی است که میتوانست در غیاب اندونگ در میانه میدان نظم ایجاد کند. با نبود او، استقلال نهتنها در فاز هجومی، بلکه در فاز دفاعی هم بیدفاعتر از همیشه بهنظر میرسد.
تیم استقلال برای بازبینی ساختار و استراتژی خود نیازمند توجه و اقدام جدی است، تا بتواند بحرانهای کنونی را پشت سر گذاشته و به روزهای خوب خود بازگردد.






