فیلمی درباره یک شهید که در آمریکا ساخته شد؛ تجربهای متفاوت در فجر ۴۴
فیلم سینمایی «مارون» در چهلوچهارمین جشنواره ملی فیلم فجر، نهتنها بهعنوان یک اثر بیوگرافیک، بلکه بهمثابه تجربهای متفاوت در روایت زندگی یک شهید مورد توجه قرار گرفت. این فیلم که سومین تجربه کارگردانی امیراحمد انصاری پس از «هاری» و «خونمردگی» محسوب میشود، تلاش دارد فاصله خود را با الگوهای مرسوم سینمای زندگینامهای در ایران حفظ کرده و به سراغ ترکیب ژانرها برود؛ مسیری پرریسک که «مارون» را به یکی از آثار قابل تحلیل جشنواره بدل کرده است.
نمایش فیلم در بخش سودای سیمرغ و اکران آن برای اهالی رسانه در پردیس سینما گالری ملت، زمینهساز بحثهای متعددی درباره جسارت روایی، انتخاب سوژه و شیوه بازنمایی یک شخصیت واقعی در بستر سینمای داستانی شد؛ بهویژه آنکه بخش عمده روایت فیلم در خارج از ایران و در فضای دانشگاهی و اجتماعی آمریکا میگذرد.
«مارون» و عبور از کلیشههای بیوگرافی در سینمای ایران
در سالهای اخیر، ژانر بیوگرافی در سینمای ایران اغلب با رویکردی کاملاً رئالیستی و گاه محافظهکارانه دنبال شده است. «مارون» اما از همان نقطه شروع، تصمیم میگیرد این قاعده را بشکند. روایت بخشی از زندگی شهید هدایتالله طیب، آن هم در دوران تحصیل او در آمریکا، انتخابی است که بهخودیخود از کلیشههای رایج فاصله میگیرد.
تمرکز فیلم بر سالهای حضور طیب در دانشکده کشاورزی سنت پترزبورگ فلوریدا و سپس بازگشت او به ایران، این امکان را فراهم کرده تا شخصیت اصلی نه صرفاً بهعنوان یک قهرمان از پیشساختهشده، بلکه بهعنوان انسانی در حال انتخاب و تغییر به تصویر کشیده شود. همین زاویه نگاه، «مارون» را به اثری شخصیتمحور بدل کرده که بیش از شعار، بر موقعیت و کنش دراماتیک تکیه دارد.
ترکیب اکشن و جاسوسی با روایت زندگی یک شهید
یکی از مهمترین تصمیمهای خلاقانه تیم سازنده، وارد کردن مؤلفههای اکشن و جاسوسی به دل یک روایت بیوگرافیک است. این انتخاب، که با همراهی نویسنده و تهیهکننده فیلم، مهدی صاحبی، و مشاور پروژه شکل گرفته، تلاشی است برای ایجاد تعلیق و ریتم در داستانی که میتوانست بهراحتی به دام روایتهای خطی و گزارشی بیفتد.
این رویکرد باعث شده «مارون» از نظر ساختار روایی، بیش از آنکه شبیه آثار کلاسیک زندگینامهای باشد، به سینمای ژانر نزدیک شود؛ سینمایی که در آن کنش، فضا و موقعیت، نقش پررنگتری نسبت به دیالوگهای توضیحی دارند. همین ویژگی، واکنشهای متفاوتی را در میان منتقدان و مخاطبان جشنواره برانگیخته است.
بازسازی آمریکا در شمال ایران؛ چالش بزرگ تولید
یکی از پرچالشترین بخشهای تولید «مارون»، بازسازی فضای آمریکا در داخل کشور بوده است. بخش عمده سکانسهایی که روایت آنها در آمریکا میگذرد، در استانهای گیلان، تالش، چوکا و انزلی فیلمبرداری شدهاند؛ انتخابی که نیازمند طراحی صحنه و لباس دقیق و پرهزینه بوده است.
طراحی فضاهای دانشگاهی، خیابانها و محیطهای داخلی، آن هم با توجه به تفاوتهای فرهنگی و تاریخی دهههای گذشته آمریکا، مسئولیتی سنگین برای تیم طراحی صحنه و لباس ایجاد کرده است. بازسازی لباسهای دهه ۷۰ میلادی، هماهنگی رنگ و بافت صحنهها و مدیریت تعداد بالای هنروران، از جمله عواملی بوده که تولید فیلم را به پروژهای پیچیده تبدیل کرده است.
نقش بازیگران بینالمللی در باورپذیری روایت
«مارون» از نظر ترکیب بازیگران، یکی از متنوعترین آثار جشنواره فجر به شمار میرود. حضور همزمان بازیگران ایرانی و غیرایرانی، از جمله هنرمندانی از روسیه و ترکیه، به فیلم کمک کرده تا فضای بینالمللی روایت باورپذیرتر شود.
در میان بازیگران ایرانی، امیرحسین فتحی در نقش اصلی، بار سنگین روایت را بر دوش دارد. ایفای نقشی که بخش عمدهای از آن به زبان انگلیسی است، چالشی مضاعف برای بازیگر ایجاد کرده؛ چالشی که بهواسطه همراهی و تمرین مستمر، به یکی از نقاط قوت فیلم تبدیل شده است. حضور جمشید هاشمپور نیز بهعنوان یکی از چهرههای شاخص سینمای ایران، وزن و اعتبار خاصی به اثر بخشیده است.
زبان انگلیسی بهعنوان عنصر دراماتیک
یکی از ویژگیهای کمتر تجربهشده در سینمای ایران، استفاده گسترده از زبان انگلیسی در روایت است. حدود یک ساعت ابتدایی «مارون» به زبان انگلیسی روایت میشود؛ تصمیمی که نه از سر نمایش، بلکه بهدلیل اقتضای جغرافیای داستان اتخاذ شده است.
این انتخاب، علاوه بر افزایش باورپذیری فضا، به فیلم هویتی متفاوت بخشیده و آن را از بسیاری از آثار جشنواره متمایز کرده است. هماهنگ کردن بازیگران با ملیتهای مختلف و رساندن آنها به یک زبان مشترک، یکی از دشوارترین مراحل تولید بوده که نقش مهمی در کیفیت نهایی فیلم داشته است.
«مارون» در مسیر حرفهای امیراحمد انصاری
نگاهی به کارنامه امیراحمد انصاری نشان میدهد که او از ابتدای فعالیت حرفهای خود، به سینمای اجتماعی و شخصیتمحور علاقهمند بوده است. «هاری» نقطه عطفی در مسیر کاری او محسوب میشود و «خونمردگی» تجربهای بود که زمینه را برای ورود به پروژهای بزرگتر و پیچیدهتر مانند «مارون» فراهم کرد.
در «مارون»، انصاری تلاش کرده تا دغدغههای شخصیتی آثار قبلی خود را در مقیاسی وسیعتر و در قالبی ژانری دنبال کند؛ تلاشی که نشان از تمایل او به عبور از مرزهای امن و تجربهگرایی در سینمای ایران دارد.
واکنشها و حاشیههای جشنواره فجر
نشست خبری «مارون» نیز مانند خود فیلم، خالی از حاشیه نبود. اظهارنظرهای صریح کارگردان درباره جایگاه جشنواره فیلم فجر و تأکید او بر تعلق این رویداد به اهالی سینما، بازتاب گستردهای در فضای رسانهای داشت. این موضعگیریها، فارغ از موافقت یا مخالفتها، نشاندهنده نگاه صنفی و هویتی او به جشنوارهای است که بیش از چهار دهه از عمرش میگذرد.
جمعبندی؛ «مارون» بهعنوان یک تجربه جسورانه
«مارون» را میتوان تلاشی جسورانه برای بازتعریف سینمای بیوگرافیک در ایران دانست؛ فیلمی که با انتخاب بخشی کمتر دیدهشده از زندگی یک شهید، ترکیب ژانرها، استفاده از زبان انگلیسی و بازسازی فضایی خارجی در داخل کشور، مسیر متفاوتی را دنبال میکند. فارغ از داوری نهایی درباره موفقیت کامل این تجربه، «مارون» نشان میدهد که سینمای ایران همچنان ظرفیت عبور از کلیشهها و آزمودن فرمهای تازه را دارد؛ ظرفیتی که در جشنواره فیلم فجر ۴۴ بار دیگر به چشم آمد.






