فیلمی که جاده را زنده کرد؛ «اسکورت» فراتر از انتظارها
سینمای ایران در سالهای اخیر بیش از هر زمان دیگری با بحران تکرار، محافظهکاری و فاصله گرفتن از مخاطب عام مواجه بوده است. در چنین فضایی، ظهور فیلمی که جسارت ورود به ژانر، توجه به روایت و احترام به تماشاگر را همزمان در دستور کار قرار دهد، اتفاقی قابل تأمل است. «اسکورت» از همین جنس آثار است؛ فیلمی که اگرچه ردپای DNA سینمای ابراهیم حاتمیکیا را در علاقه به اکشن، تعلیق و موقعیتهای بحرانی با خود دارد، اما بیش از آنکه به تقلید بسنده کند، دست به بازخوانی جوانانهای از این مؤلفهها زده است. نتیجه، اثری است که هم ریشه در سنت دارد و هم بهدنبال ساختن مسیر خود است.
سینمای جادهای و بازتعریف یک ژانر مهجور
ژانر جادهای در سینمای ایران همواره حضوری کمرنگ و پراکنده داشته است. «اسکورت» اما نشان میدهد که کارگردانش قواعد این ژانر را بهخوبی میشناسد و مهمتر از آن، میداند چگونه آنها را با مختصات بومی، اجتماعی و جغرافیایی ایران پیوند بزند. جاده در این فیلم صرفاً مسیری برای حرکت شخصیتها نیست، بلکه بستری برای شکلگیری تعارض، تنش و تحول است. روایت بهگونهای طراحی شده که هر کیلومتر از مسیر، لایهای تازه به داستان اضافه میکند و مخاطب را وادار میسازد همراه شخصیتها، خطر و تردید را تجربه کند.
جنوب ایران بهمثابه یک شخصیت
یکی از مهمترین امتیازات «اسکورت»، انتخاب لوکیشن است. روایت در جادههای جنوب کشور، بهویژه بوشهر، شکل میگیرد؛ جادههایی که نه تزئین قاباند و نه پسزمینهای خنثی. گرمای هوا، نور خشن آفتاب، جادههای ساحلی، لهجههای محلی و فضای زنده اما بیرحم جنوب، همگی در خدمت روایت قرار گرفتهاند. فیلم بهدرستی درک کرده که جغرافیا میتواند به شخصیت بدل شود و بر رفتار، تصمیمها و حتی سرنوشت آدمها اثر بگذارد. «اسکورت» از معدود فیلمهای سالهای اخیر است که مکان را جدی میگیرد و اجازه میدهد فضا، بخشی از روایت باشد.
فیلمنامه؛ ستون پنهان اما تعیینکننده
در روزگاری که بسیاری از فیلمها با فیلمنامههای شتابزده و پر از حفره تولید میشوند، «اسکورت» از متنی برخوردار است که بهوضوح روی آن کار شده است. فیلمنامه نهتنها ساختار کلاسیک و قابل دفاعی دارد، بلکه ریتم روایت را نیز با دقت تنظیم میکند. فاصله میان اتفاقها بهگونهای است که نه تماشاگر را خسته میکند و نه به آشفتگی میانجامد. چه در سکانسهای جادهای پرهیجان و چه در لحظات مکث و گفتوگو، روایت روی ریل خود حرکت میکند و از مسیر منحرف نمیشود.
دیالوگها کارکردمندند و کمتر جملهای را میتوان حذف کرد بیآنکه به ساختار ضربه بزند. این ویژگی، که این روزها در سینمای ایران کمیاب شده، باعث میشود فیلم در عین سادگی، منسجم و قابلاعتماد به نظر برسد. فیلمنامه «اسکورت» میداند چه میخواهد بگوید و چگونه باید آن را بیان کند.
امیر جدیدی و تولد یک قهرمان جادهای
بیتردید یکی از نقاط قوت اصلی فیلم، بازی امیر جدیدی در نقش «اصلان» است. اصلان شخصیتی کلهخراب، سرکش و در عین حال دوستداشتنی است؛ ترکیبی که یادآور تیپهای آشنای پیشین جدیدی است، اما در دام تکرار نمیافتد. اصلان سلطان جاده است؛ شخصیتی که بدون حضور او، جاده معنای خود را از دست میدهد. جدیدی با بازی پرانرژی اما کنترلشدهاش، تعادلی ظریف میان خشونت، شوخطبعی و مراممندی ایجاد میکند و موفق میشود تماشاگر را با خود همراه سازد.
نقشهای مکمل و تعادل روایی
در کنار نقش اصلی، بازیگران مکمل نیز سهم مهمی در حفظ تعادل روایت دارند. افشین هاشمی با اجرای دقیق و باورپذیرش، بهعنوان وزنه تعادل فیلم عمل میکند و مانع از افراط شخصیت اصلی میشود. هدی زینالعابدین نیز فرصتی یافته تا از کلیشه زن مظلوم و منفعل فاصله بگیرد و حضوری فعالتر و مؤثرتر در داستان داشته باشد. این ترکیب بازیگری باعث میشود روابط میان شخصیتها واقعی و ملموس جلوه کند و فیلم از تکصدایی نجات یابد.
نگاه اجتماعی بدون شعار
«اسکورت» در کنار اکشن و تعلیق، نگاهی اجتماعی نیز با خود دارد؛ نگاهی که بیآنکه به دام شعارزدگی بیفتد، به مسائل ملموسی چون معیشت، شغل شوتیها و تضاد میان قانون و بقا میپردازد. فیلم نه شوتیها را قهرمان مطلق معرفی میکند و نه نیروی انتظامی را در جایگاه ضدقهرمان مینشاند. هر دو سوی ماجرا در موقعیتی انسانی و قابل درک ترسیم میشوند؛ رویکردی که باعث میشود روایت خاکستری و باورپذیر باقی بماند. این بیقضاوتی، از مهمترین امتیازات «اسکورت» است و آن را از بسیاری آثار مشابه متمایز میکند.
کیفیت فنی و استانداردهای حرفهای
از منظر فنی، «اسکورت» فیلمی قابل دفاع و استاندارد است. فیلمبرداری پویا و متناسب با فضای جادهای، نقش مهمی در انتقال هیجان دارد. استفاده از ابزارهای متنوع تصویربرداری، از کوادکوپتر تا دوربینهای متحرک، بدون آنکه به آشفتگی بصری منجر شود، به غنای بصری اثر افزوده است. تدوین حرفهای و حسابشده، ریتم تند فیلم را حفظ میکند و اجازه افت نمیدهد؛ مسئلهای که در فیلمهای اکشن، اهمیتی دوچندان دارد.
البته میتوان به اغراق در برخی جلوههای ویژه یا پایانبندی دودآلود فیلم خرده گرفت، اما این ضعفها آنقدر پررنگ نیستند که کلیت اثر را تحتالشعاع قرار دهند. «اسکورت» میداند در چه سطحی تولید شده و ادعایی فراتر از توان خود ندارد.
«اسکورت» و نفس تازه برای سینما
در نهایت، «اسکورت» فیلمی است که یادآوری میکند سینما هنوز میتواند نجاتبخش باشد؛ هم برای تماشاگر خسته از تکرار و هم برای جشنوارهای که در سالهای اخیر نفسنفس میزند. این فیلم نه شاهکار است و نه بینقص، اما بهقدر کافی خوب، پرانرژی و صادق است تا بتوان به آینده کارگردانش امیدوار بود. «اسکورت» بهانهای است برای ایستادن در جادهای که اغلب فیلمهایش فقط میخواهند از آن عبور کنند؛ بهانهای برای تماشای سینما، نه صرفاً تحمل آن.






