رازهای ناگفته «کافه سلطان» از نگاه تهیه‌کننده

رازهای ناگفته «کافه سلطان» از نگاه تهیه‌کننده
اظهارات مرتضی رزاق‌کریمی درباره فیلم کافه سلطان، نسل جوان، نقش جنگ ۱۲ روزه و همکاری با بازیگران، روایتی تحلیلی از سینما و جامعه امروز ارائه می‌دهد.
۲۰:۲۷ - ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
وانانیوز|

سینمای اجتماعی ایران همواره بستری برای گفت‌وگو درباره شکاف‌های نسلی، تحولات فرهنگی و چالش‌های اجتماعی بوده است. فیلم سینمایی کافه سلطان نیز در همین مسیر، تلاش کرده تصویری از نسبت میان نسل جوان و ساختار خانواده و جامعه ارائه دهد. مرتضی رزاق‌کریمی، تهیه‌کننده این فیلم، در حاشیه نشست پرسش و پاسخ اثر، با نگاهی تحلیلی به پرسش‌های خبرنگاران پاسخ داد و از دغدغه‌هایی سخن گفت که فراتر از یک فیلم، به واقعیت‌های امروز جامعه ایران گره خورده است. سخنان او نشان می‌دهد کافه سلطان بیش از آنکه یک روایت داستانی صرف باشد، تلاشی برای شنیدن و بازتاب دادن صدای نسلی است که سال‌ها زیسته، صبوری کرده و اکنون مطالبه‌گر شده است.

 

نسل جوان در کافه سلطان؛ کم‌توقع‌تر از آنچه تصور می‌شود

رزاق‌کریمی در واکنش به این برداشت که نسل جوان در فیلم کافه سلطان به‌عنوان نسلی پرتوقع تصویر شده، تأکید کرد چنین نگاهی را قبول ندارد. به باور او، نسل جوانی که در این فیلم نمایندگی می‌شود، در حقیقت کم‌توقع است. او توضیح داد که این نسل، نسلی است که حدود چهل سال در یک فضا زندگی کرده، شرایط مختلف را تحمل کرده، تحصیل کرده، مدیریت آموخته و با وجود همه اینها، دوباره به کنار خانواده بازگشته است. این بازگشت از نگاه او نشانه‌ای از صبوری و حداقل‌خواهی است، نه زیاده‌طلبی.

تهیه‌کننده کافه سلطان با اشاره به اهمیت درک درست از مطالبات جوانان، تصریح کرد که جامعه باید ظرفیت شنیدن صدای این نسل را در خود تقویت کند. از نگاه او، اعتراض جوانی که پس از سال‌ها سکوت زبان به انتقاد می‌گشاید، نه تهدید که فرصتی برای بازنگری و اصلاح است.

 

نقش خانواده و نگاه پدرانه و مادرانه در مواجهه با اعتراض

یکی از محورهای مهم سخنان رزاق‌کریمی، تأکید بر نقش خانواده در مواجهه با نسل جوان بود. او با اشاره به رابطه مادر و پسر در روایت فیلم، این ارتباط را نمادی از ظرفیتی دانست که جامعه امروز به آن نیاز دارد. در این نگاه، حتی پس از بروز اعتراض و واکنش‌های تند، خانواده همچنان پناهگاه جوان باقی می‌ماند و با محبت و حمایت، مسیر نجات او را هموار می‌کند.

رزاق‌کریمی تأکید کرد که جوانان باید همانند فرزندان خودمان دیده شوند. شنیدن انتظارات آنان و تلاش برای کمک به عبورشان از بحران‌ها، وظیفه‌ای است که بدون نگاه پدرانه و مادرانه ممکن نیست. او معتقد است اگر جوانی در ورطه گمراهی قرار گرفته، راه‌حل نه طرد و حذف، بلکه حمایت و هدایت دلسوزانه است.

 

محمدرضا شریفی‌نیا و آزیتا حاجیان؛ از فیلمنامه تا جان‌بخشی به شخصیت‌ها

در بخش دیگری از نشست، رزاق‌کریمی به نقش بازیگران در شکل‌گیری نهایی فیلم پرداخت. در پاسخ به پرسشی درباره میزان دخالت محمدرضا شریفی‌نیا در روند تولید از فیلمنامه تا اجرا، او توضیح داد که شریفی‌نیا در چارچوب کاراکتر خود پیشنهادهایی داشته است. با این حال، به گفته او، نقش آزیتا حاجیان در شخصیت‌پردازی و دیالوگ‌ها پررنگ‌تر بوده است.

تهیه‌کننده کافه سلطان با توصیف جایگاه حاجیان، از او به‌عنوان بازیگر مولف یاد کرد. این تعبیر نشان‌دهنده میزان همفکری و تعامل این بازیگر با نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده در فرآیند شکل‌گیری شخصیت است. از نگاه رزاق‌کریمی، چنین مشارکتی باعث شده شخصیت‌پردازی‌ها از سطح اجرا فراتر رفته و به عمق برسند.

 

بازیگر مولف؛ تجربه‌ای متفاوت در سینمای اجتماعی

اصطلاح بازیگر مولف که رزاق‌کریمی برای آزیتا حاجیان به کار برد، بیانگر تغییری مهم در رویکرد تولید فیلم‌های اجتماعی است. در این شیوه، بازیگر تنها مجری متن نیست، بلکه با درک عمیق از شخصیت و فضای داستان، در تکامل آن نقش دارد. این نگاه، به باور رزاق‌کریمی، به غنای روایت کمک کرده و باعث شده کافه سلطان تصویری باورپذیرتر از روابط انسانی ارائه دهد.

جنگ ۱۲ روزه و حضور نمادین موشک‌ها در روایت فیلم

یکی از پرسش‌های مطرح‌شده در نشست، به صحنه‌ای از فیلم مربوط می‌شد که در آن اصابت موشک‌های ایرانی دیده می‌شود. رزاق‌کریمی در توضیح این بخش تأکید کرد که کافه سلطان یک فیلم جنگی نیست و مستقیماً به جنگ نمی‌پردازد، اما داستان آن در بستر جنگ ۱۲ روزه شکل گرفته است.

او توضیح داد که توان دفاعی و موشکی کشور، واقعیتی است که در آن مقطع سرنوشت جنگ را تغییر داد و نادیده گرفتن آن ممکن نبود. به همین دلیل، تصمیم گرفته شد نشانه‌ای حداقلی از جنگ در فیلم دیده شود. این نشانه، هرچند تأثیر مستقیمی بر روند قصه ندارد، اما یادآور فضایی است که داستان در آن تنفس می‌کند.

نشانه‌های جنگ در سینما؛ از واقعیت تا روایت

رزاق‌کریمی با اشاره به این نکته که خود جنگ به‌طور عام در قصه مطرح است، افزود که حضور موشک‌ها صرفاً نمادی از روزهای جنگ بوده است. این رویکرد نشان می‌دهد سازندگان فیلم تلاش کرده‌اند میان واقعیت تاریخی و روایت داستانی تعادل برقرار کنند؛ تعادلی که اجازه می‌دهد مخاطب، فضای زمانی و اجتماعی اثر را بهتر درک کند، بدون آنکه فیلم به سمت شعار یا اغراق برود.

 

تولد فیلمنامه پس از جنگ؛ از طرح تا انتخاب نهایی

در ادامه نشست، رزاق‌کریمی درباره زمان شکل‌گیری فیلمنامه توضیح داد. او گفت که فیلمنامه کافه سلطان پس از پایان جنگ ۱۲ روزه نوشته شده و ایده اولیه آن را عطیه آرندی ارائه داده است. این طرح که حدود هفت یا هشت صفحه بوده، به گفته او جذابیت لازم را برای تبدیل شدن به یک فیلم سینمایی داشته است.

رزاق‌کریمی تأکید کرد که انتخاب این قصه تنها به همین طرح محدود نبوده و آرندی ایده‌ها و داستان‌های دیگری نیز نوشته بود، اما این روایت خاص بیش از همه نظر او را جلب کرده است. این انتخاب نشان‌دهنده توجه تهیه‌کننده به قصه‌هایی است که ریشه در تجربه‌های معاصر دارند.

 

چرا عطیه آرندی؛ اعتماد به استعداد و تجربه

رزاق‌کریمی درباره دلیل همکاری با عطیه آرندی توضیح داد که او پیش از ورود جدی به مستندسازی، سابقه ساخت فیلم داستانی کوتاه داشته است. تهیه‌کننده کافه سلطان یادآور شد که سال‌ها پیش فیلم‌های کوتاه آرندی را دیده و از همان زمان به استعداد او پی برده است.

او همچنین به نقش زنده‌یاد زاون قوکاسیان اشاره کرد که به‌عنوان استاد آرندی، او را به‌عنوان فیلمسازی بااستعداد معرفی کرده بود. به گفته رزاق‌کریمی، موفقیت‌های بین‌المللی آرندی در عرصه مستند و دریافت جوایز متعدد، اطمینان او را برای این همکاری دوچندان کرده است.

 

کافه سلطان؛ سینما به‌مثابه گفت‌وگوی اجتماعی

مجموعه اظهارات رزاق‌کریمی نشان می‌دهد که کافه سلطان فراتر از یک پروژه سینمایی، تلاشی برای گفت‌وگو با جامعه است. این فیلم می‌کوشد تصویری از نسل جوان، خانواده و تأثیر رخدادهای بزرگ اجتماعی مانند جنگ بر زندگی روزمره ارائه دهد. نگاه تهیه‌کننده به این عناصر، نگاهی است که بر شنیدن، همدلی و درک متقابل تأکید دارد.

جمع‌بندی

سخنان مرتضی رزاق‌کریمی در نشست پرسش و پاسخ فیلم کافه سلطان، تصویری روشن از دغدغه‌های فکری پشت این اثر ارائه می‌دهد. او با تأکید بر کم‌توقع بودن نسل جوان، ضرورت شنیدن صدای آنان و حفظ نگاه پدرانه و مادرانه، سینما را ابزاری برای بازتاب و ترمیم شکاف‌های اجتماعی می‌داند. از سوی دیگر، توضیحات او درباره نقش بازیگران، شکل‌گیری فیلمنامه پس از جنگ ۱۲ روزه و حضور نمادین نشانه‌های جنگ، نشان می‌دهد کافه سلطان محصول توجه به واقعیت‌های زمانه است. در نهایت، این فیلم و اظهارات تهیه‌کننده‌اش، یادآور این نکته‌اند که سینمای اجتماعی زمانی مؤثر است که با صداقت، به گفت‌وگوی جامعه با خودش تبدیل شود.

 

ارسال نظر
captcha