چگونه نشست خبری «نیمشب» به میدان مناقشه سینماگران بدل شد
جشنواره فیلم فجر همواره صحنه نمایش تازهترین تولیدات سینمای ایران بوده اما در سالهای اخیر، بیش از آنکه فیلمها در کانون توجه قرار گیرند، حاشیهها میداندار شدهاند. نشست خبری فیلم «نیمشب» به کارگردانی محمدحسین مهدویان در سومین روز چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، نمونهای روشن از این وضعیت است. آنچه در این نشست رخ داد، نه فقط یک تنش مقطعی میان کارگردان و خبرنگاران، بلکه جرقهای برای بروز شکافهای عمیقتر در بدنه سینمای ایران بود؛ شکافهایی که به مسئله جایگاه ستارهها، مسئولیت اجتماعی هنرمند، مفهوم عزاداری و نسبت سینما با قدرت سیاسی گره خورده است.
نشست خبری «نیمشب»؛ آغاز یک بحران رسانهای
در جریان این نشست خبری که در پردیس سینما گالری ملت برگزار شد، محمدحسین مهدویان در پاسخ به پرسشی درباره عدم استفاده از ستارههای سینما در فیلم جدیدش، تعبیری به کار برد که به سرعت به تیتر رسانهها تبدیل شد. او ستارههای سینما را ترسو خواند و مدعی شد که اگر از آنان استفاده میکرد، ناچار بود برای حضورشان در کنار فیلم التماس کند. این جمله، در فضایی که بخشی از سینماگران نسبت به حضور در جشنواره موضع انتقادی دارند، بهمنزله نادیده گرفتن انتخاب آگاهانه بسیاری از بازیگران و هنرمندان تعبیر شد.
تنش زمانی تشدید شد که مهدویان پرسش دیگری درباره احتمال ساخت فیلمی پیرامون اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را مزخرف خواند. این واکنش باعث ترک نشست از سوی تعدادی از خبرنگاران شد و فضای رسانهای جشنواره را بهشدت ملتهب کرد. در چنین شرایطی، فیلم «نیمشب» که با موضوع جنگ دوازده روزه ساخته شده بود، عملا به حاشیه رفت و خود نشست خبری به متن اصلی اخبار بدل شد.
واکنش مهران احمدی؛ ما ترسو نیستیم، ما عزاداریم
نخستین واکنش جدی از سوی مهران احمدی مطرح شد؛ بازیگر و کارگردانی که با انتشار ویدئویی در فضای مجازی، خطاب به مهدویان از تجربه شخصی و حرفهای خود سخن گفت. او مهدویان را دوستی جوان و کمتجربه خواند و با اشاره به نخستین آشنایی خود با او، مسیری را ترسیم کرد که به باورش با حمایتهای خاص همراه بوده است.
احمدی با تأکید بر اینکه هیچگاه پشتش به جایی گرم نبوده و از نهادهای دولتی و حکومتی برای ساخت آثارش پولی نگرفته، ادعایی را مطرح کرد که بلافاصله به محل مناقشه تبدیل شد. اما محور اصلی سخنان او، اعتراض به برچسب ترسو بودن بود. او گفت کسانی که امروز در جشنواره حضور ندارند، نه از سر ترس، بلکه به دلیل عزاداری و سوگ اجتماعی چنین تصمیمی گرفتهاند. این جمله، به سرعت به شعاری نمادین تبدیل شد؛ ما ترسو نیستیم، ما عزاداریم.
جدال روایتها؛ از مصادره تا اتهام فروختن همکار
اظهارات مهران احمدی نیز بدون پاسخ نماند. در فضای مجازی، کاربران با اشاره به فیلم مصادره که نخستین تجربه بلند سینمایی او در سال ۱۳۹۶ بود، ادعای عدم دریافت حمایت حاکمیتی را زیر سوال بردند. این واکنشها نشان داد که افکار عمومی، دیگر به سادگی روایتهای یکسویه را نمیپذیرد و هر ادعایی به سرعت با حافظه جمعی و اسناد غیررسمی سنجیده میشود.
در ادامه، عبدالرضا کاهانی، کارگردان سینما، با اظهاراتی تندتر وارد میدان شد و مهران احمدی را متهم کرد که در دوره ممنوعیت کاری او، با بدگویی و کسب منافع شخصی نقش داشته است. این اتهام، دامنه اختلافات را از ماجرای نشست خبری مهدویان فراتر برد و به تسویهحسابهای قدیمی در سینمای ایران پیوند زد. سکوت احمدی در برابر این ادعاها، خود به عاملی برای گسترش گمانهزنیها تبدیل شد.
ورود محمدرضا شریفینیا؛ هشدار درباره تشدید دوقطبی
چند روز پس از نشست پرحاشیه «نیمشب»، محمدرضا شریفینیا در نشست خبری فیلم «کافهسلطان» به کارگردانی مصطفی رزاقکریمی، به موضوع واکنش نشان داد. او با لحنی متفاوت اما انتقادی، از رفتار محمدحسین مهدویان گلایه کرد و گفت نسبت دادن صفت ترس به کسانی که در جشنواره حضور نیافتهاند، نادرست است.
شریفینیا بر ضرورت احترام به شیوههای مختلف عزاداری تأکید کرد و این نوع ادبیات را عامل تشدید دوقطبی موجود در جامعه سینمایی دانست. سخنان او، از آن جهت اهمیت داشت که تلاش میکرد بحث را از سطح مجادلههای شخصی به سطحی اجتماعیتر ارتقا دهد؛ جایی که مسئله اصلی، همزیستی دیدگاههای متفاوت در یک فضای فرهنگی مشترک است.
سکوت مهدویان؛ عذرخواهی محدود و پرسشهای بیپاسخ
محمدحسین مهدویان در پایان نشست خبری فیلمش، بابت بهکار بردن واژه مزخرف درباره پرسش یکی از خبرنگاران عذرخواهی کرد. اما این عذرخواهی، شامل اظهارات او درباره ستارههای سینما نشد و تا زمان نگارش این گزارش، واکنش مستقیمی نسبت به موج انتقادات نشان نداده است. این سکوت، خود به بخشی از ماجرا تبدیل شده و این پرسش را پیش آورده که آیا مهدویان قصد دارد از موضع خود عقبنشینی کند یا ترجیح میدهد هزینههای این موضعگیری را بپردازد.
سینما، جشنواره و مسئولیت اجتماعی هنرمند
آنچه از دل این مناقشه بیرون میآید، صرفا اختلاف چند سینماگر نیست. مسئله اصلی به نسبت سینما با واقعیت اجتماعی بازمیگردد. جشنواره فیلم فجر، بهعنوان مهمترین رویداد سینمایی کشور، همواره در بزنگاههای اجتماعی و سیاسی به صحنهای نمادین تبدیل شده است. حضور یا عدم حضور هنرمندان، دیگر فقط یک انتخاب حرفهای نیست، بلکه حامل پیامهای اجتماعی و سیاسی تلقی میشود.
در چنین فضایی، واژههایی چون ترس و عزاداری، بار معنایی سنگینی پیدا میکنند. استفاده شتابزده از این واژهها میتواند شکافها را عمیقتر کند و امکان گفتوگوی سازنده را از میان ببرد. واکنشهای تند و متقابل، نشان میدهد که بدنه سینمای ایران، بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازاندیشی در زبان و ادبیات گفتوگوست.
جمعبندی؛ یک جمله و چندین زخم کهنه
ماجرای نشست خبری فیلم «نیمشب» نشان داد که چگونه یک جمله میتواند زخمهای کهنه را دوباره سر باز کند. از اظهارات محمدحسین مهدویان تا واکنش مهران احمدی، از ورود عبدالرضا کاهانی تا هشدار محمدرضا شریفینیا، همه و همه بیانگر بحرانی عمیقتر در سینمای ایران است؛ بحرانی که ریشه در بیاعتمادی، شکافهای سیاسی و اجتماعی و فقدان زبان مشترک دارد.
اگر جشنواره فیلم فجر قرار است همچنان جایگاه ملی خود را حفظ کند، نیازمند فضایی است که در آن، اختلاف نظرها به برچسبزنی و تخریب متقابل نینجامد. احترام به انتخابهای فردی، پذیرش تنوع دیدگاهها و پرهیز از ادبیات تحریکآمیز، شاید نخستین گام برای عبور از این وضعیت باشد. در غیر این صورت، حاشیهها همچنان متن را خواهند بلعید و سینما، بیش از آنکه روایتگر جامعه باشد، به آینهای از شکافهای آن تبدیل خواهد شد.






