نواتل
امارکتس

تهیه‌کننده «حاشیه» از شانس گیشه تا حساسیت‌های اجتماعی می‌گوید

تهیه‌کننده «حاشیه» از شانس گیشه تا حساسیت‌های اجتماعی می‌گوید
یوسف منصوری، تهیه‌کننده فیلم سینمایی «حاشیه» حاضر در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر، از اهمیت فیلمنامه، سرنوشت سینمای اجتماعی در گیشه و جایگاه فجر در سینمای ایران سخن گفت.
۲۰:۳۱ - ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
وانانیوز|

حضور فیلم سینمایی «حاشیه» در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر، بار دیگر توجه‌ها را به سینمای اجتماعی و مسیر پرچالش آن در ایران جلب کرده است. یوسف منصوری، تهیه‌کننده این اثر، در اظهاراتی که نگاهی فراتر از یک فیلم خاص دارد، تصویری روشن از دغدغه‌های امروز سینما، نسبت میان کیفیت و گیشه، و جایگاه جشنواره فجر در منظومه فرهنگی کشور ارائه می‌دهد. سخنان او نشان می‌دهد «حاشیه» تنها یک تجربه تولیدی نیست، بلکه تلاشی برای بازتعریف نسبت سینمای متعهد با مخاطب عام در شرایطی پیچیده و چندلایه است.

فیلمنامه؛ نقطه عزیمت تولید «حاشیه»

به اعتقاد منصوری، فیلمنامه همچنان اصلی‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین عامل برای ورود یک تهیه‌کننده به پروژه است؛ اصلی که در «حاشیه» به‌طور جدی رعایت شده است. او تأکید می‌کند که متن این فیلم، هم از منظر مضمونی و هم از حیث روایت داستانی، استانداردهای لازم برای جلب نظر یک تهیه‌کننده حرفه‌ای را داراست. از نگاه او، فیلمی که هم پیام قابل دفاع داشته باشد و هم قصه‌ای پیش‌برنده و خسته‌کننده نباشد، می‌تواند شانس خود را برای ارتباط با مخاطب حفظ کند؛ مسئله‌ای که در سال‌های اخیر به یکی از کمبودهای جدی سینمای اجتماعی بدل شده است.

پیام و قصه؛ دو بال یک فیلم اجتماعی

منصوری در توضیح جذابیت «حاشیه» به پیوند میان پیام و قصه اشاره می‌کند؛ پیوندی که اگر به‌درستی شکل نگیرد، فیلم یا به اثری شعاری تبدیل می‌شود یا در دام سرگرمی بی‌هویت می‌افتد. به گفته او، قصه «حاشیه» به‌گونه‌ای طراحی شده که مخاطب را در مسیر روایت نگه می‌دارد و همزمان پیام خود را به‌تدریج منتقل می‌کند، بدون آنکه احساس تحمیل یا خستگی ایجاد شود. این نگاه، بازتاب نوعی رویکرد میانه‌رو در سینمای اجتماعی است که تلاش می‌کند هم به دغدغه‌های محتوایی وفادار بماند و هم قواعد درام را جدی بگیرد.

از سینمای کوتاه تا پرده نقره‌ای

یکی از نکات کلیدی در تصمیم منصوری برای همراهی با پروژه «حاشیه»، ترکیب انسانی و حرفه‌ای گروه سازنده است. او به حضور کارگردان و نویسنده‌ای اشاره می‌کند که سال‌ها در سینمای کوتاه فعالیت داشته‌اند و حالا در مسیر ساخت فیلم بلند قرار گرفته‌اند. از نگاه این تهیه‌کننده، تجربه و سخت‌کوشی در سینمای کوتاه نوعی سرمایه پنهان است که می‌تواند به نگاه دقیق‌تر، صرفه‌جویی در روایت و حساسیت بیشتر نسبت به جزئیات منجر شود. همین اعتماد به یک تیم همدل و باتجربه در کنار اهمیت پیام فیلم، عامل اصلی ترغیب او برای حضور در این پروژه بوده است.

سینمای اجتماعی و معمای گیشه

منصوری در بخش مهمی از سخنان خود به وضعیت گیشه سینمای ایران می‌پردازد؛ موضوعی که به‌ویژه برای فیلم‌های اجتماعی به یک چالش اساسی تبدیل شده است. او یادآور می‌شود که در سال‌های اخیر، طیف متنوعی از آثار اجتماعی با رویکردهای گوناگون روی پرده رفته‌اند، اما به‌جز چند استثنا، اغلب آن‌ها نتوانسته‌اند به موفقیت تجاری قابل توجهی دست پیدا کنند. این ناکامی حتی شامل برخی فیلم‌های تحسین‌شده جشنواره فجر نیز شده است؛ آثاری که منتقدان کیفیت آن‌ها را تأیید کرده بودند، اما در ارتباط با مخاطب عام و گیشه موفق عمل نکردند.

جشنواره، تحسین و واقعیت بازار

به باور منصوری، فاصله میان تحسین جشنواره‌ای و موفقیت گیشه‌ای، به یکی از واقعیت‌های تثبیت‌شده سینمای ایران بدل شده است. حتی فیلم‌هایی که پس از سال‌ها توقیف مجوز نمایش گرفته‌اند، به‌جز چند کمدی و تعداد محدودی اثر خاص، نتوانسته‌اند مخاطب گسترده جذب کنند. او تأکید می‌کند که گیشه امروز سینما خود نیازمند تحلیلی مستقل است و نمی‌توان با قطعیت پیش‌بینی کرد کدام فیلم به فروش بالا دست خواهد یافت. این ابهام، تصمیم‌گیری برای تولید و اکران را برای تهیه‌کنندگان دشوارتر از همیشه کرده است.

منطق دراماتیک؛ کلید عبور از بحران

در تحلیل منصوری، آنچه می‌تواند شانس موفقیت یک فیلم را در شرایط ایده‌آل اکران افزایش دهد، پایبندی به اصول سینما و داشتن منطق دراماتیک است. او مرز مشخصی میان ژانرها قائل نیست و معتقد است کمدی، جنگی، اجتماعی، کودک و نوجوان یا حتی آثار ترسناک، همگی در صورت روایت درست می‌توانند مخاطب خود را پیدا کنند. مسئله اصلی، تعریف دقیق قصه در چارچوب ژانر است؛ قصه‌ای که مخاطب را درگیر کند و او را تا پایان با خود همراه نگه دارد.

تکثر سلیقه‌ها و مسئولیت فیلمساز

منصوری بر این نکته تأکید می‌کند که جامعه امروز ایران با تکثر سلیقه‌ها روبه‌روست و همین تنوع، هم فرصت است و هم تهدید. از یک سو، امکان دیده‌شدن آثار متنوع وجود دارد و از سوی دیگر، هیچ فیلمی نمی‌تواند همه مخاطبان را راضی کند. از نگاه او، اگر فیلم‌ها در موضوعات مختلف با کیفیت ساخته شوند، هرکدام می‌توانند سهم خود را از مخاطب داشته باشند. این نگاه، مسئولیت فیلمساز را نه در دنباله‌روی از سلیقه غالب، بلکه در وفاداری به منطق اثر و احترام به شعور مخاطب تعریف می‌کند.

«حاشیه» و اتهام تبلیغ

یکی از پرسش‌های مطرح درباره فیلم «حاشیه»، نسبت آن با جامعه روحانیت و این ادعاست که آیا فیلم رویکردی تبلیغی نسبت به این قشر دارد یا خیر. منصوری با رد این نگاه کلی‌نگرانه، معتقد است نمی‌توان صرف حضور یک شخصیت از یک طبقه یا شغل خاص را به معنای تبلیغ یا تخریب آن قشر دانست. او مثال می‌زند که همان‌طور که ساخت فیلم درباره فوتبالیست‌ها یا خلبان‌ها الزاماً به معنای تبلیغ آن‌ها نیست، «حاشیه» نیز نباید با چنین پیش‌فرضی قضاوت شود. به باور او، مسیر قصه و پیام نهایی فیلم تعیین‌کننده برداشت مخاطب است و تماشای اثر، بهترین معیار قضاوت خواهد بود.

شخصیت‌پردازی در خدمت روایت

در ادامه این دیدگاه، منصوری تأکید می‌کند که هر قصه‌ای ناگزیر از انتخاب شخصیت‌هایی با ویژگی‌های مشخص است و این انتخاب، تابع نیاز دراماتیک روایت است نه نیت تبلیغی. از نگاه او، «حاشیه» تلاش کرده شخصیت‌هایش را در بستری انسانی و واقعی ترسیم کند تا مخاطب بتواند بدون پیش‌داوری با آن‌ها همراه شود. همین رویکرد، به اعتقاد او، مانع از شکل‌گیری حس تبلیغ یا جهت‌دهی مستقیم در ذهن تماشاگر خواهد شد.

جشنواره فیلم فجر؛ اعتبار ماندگار

در بخش پایانی سخنانش، منصوری به جایگاه جشنواره فیلم فجر می‌پردازد و آن را مهم‌ترین رویداد سینمایی کشور می‌داند. او اذعان می‌کند که این جشنواره در سال‌های مختلف با اوج و فرودها و حاشیه‌هایی همراه بوده، اما اهمیت آن هرگز از میان نرفته است. به یاد او، حتی در سال ۱۴۰۱ که بحث‌ها و انتقادهایی نسبت به جشنواره مطرح بود، در میان اهالی سینما همچنان این پرسش جدی وجود داشت که چه کسانی و چه فیلم‌هایی در رقابت موفق بوده‌اند.

اعتبار درون‌صنفی و بازتاب اجتماعی

منصوری معتقد است برگزیده‌شدن در جشنواره فجر، علاوه بر اعتبار درون‌صنفی، در میان مردم نیز جایگاه ویژه‌ای ایجاد می‌کند. از نگاه او، هنرمندان همچنان مشتاق دیده‌شدن آثارشان در این رویداد هستند و جوایز فجر می‌تواند مسیر حرفه‌ای یک فیلمساز یا تهیه‌کننده را تحت تأثیر قرار دهد. همین کارکرد دوگانه، جشنواره فجر را به نهادی تأثیرگذار در سینمای ایران تبدیل کرده است.

جمع‌بندی؛ «حاشیه» به‌مثابه نشانه

در مجموع، اظهارات یوسف منصوری درباره فیلم «حاشیه» فراتر از معرفی یک اثر جشنواره‌ای است و تصویری کلی از وضعیت امروز سینمای ایران ارائه می‌دهد. تأکید بر فیلمنامه، منطق دراماتیک، پرهیز از قضاوت‌های سطحی و باور به نقش ماندگار جشنواره فجر، نشان می‌دهد «حاشیه» در تلاش است میان پیام اجتماعی و روایت سینمایی تعادلی معنادار برقرار کند. در شرایطی که سینمای اجتماعی با بحران مخاطب و گیشه دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین رویکردی می‌تواند نه یک تضمین، بلکه روزنه‌ای برای بازگشت اعتماد میان فیلمساز و تماشاگر باشد.

تریبون۱
تبلیغات
جدیدترین اخبار
روی خط
پربحث