زهرا مرادیزاده و روایت نقشآفرینی در «کوچ»؛ بازخوانی سینمایی کودکی سردار سلیمانی
پرداختن به ابعاد کمتر دیدهشده زندگی شخصیتهای اثرگذار تاریخ معاصر ایران، همواره یکی از چالشهای اصلی سینمای ارزشی بوده است. فیلم سینمایی «کوچ» به کارگردانی محمد اسفندیاری، با تمرکز بر کودکی و نوجوانی سردار شهید حاج قاسم سلیمانی، تلاشی متفاوت برای نزدیک شدن به ریشههای شخصیتی فرماندهای است که نام او با تاریخ مقاومت گره خورده است. در این میان، حضور زهرا مرادیزاده در نقش مادربزرگ حاج قاسم، بهعنوان یکی از ارکان عاطفی روایت، جایگاه ویژهای در شکلگیری فضای احساسی و بومی فیلم دارد؛ نقشی که نهتنها بر پایه بازیگری، بلکه بر اساس شناخت فرهنگی و زیسته شکل گرفته است.
حضور «کوچ» در جشنواره فیلم فجر و اهمیت آن
فیلم سینمایی «کوچ» در چهلوچهارمین جشنواره ملی فیلم فجر به نمایش درآمده و از همان ابتدا بهدلیل سوژه خاص خود مورد توجه اهالی رسانه و مخاطبان قرار گرفته است. روایت سالهای کودکی و نوجوانی سردار سلیمانی، مقطعی که کمتر در آثار تصویری به آن پرداخته شده، به این فیلم هویتی متمایز بخشیده است. جشنواره فجر، بهعنوان مهمترین رویداد سینمایی کشور، بستری فراهم کرده تا این روایت تاریخی و انسانی در معرض قضاوت منتقدان و نگاه عمومی قرار گیرد و گفتوگویی تازه درباره شیوه بازنمایی قهرمانان ملی در سینما شکل بگیرد.
شکلگیری همکاری زهرا مرادیزاده با محمد اسفندیاری
زهرا مرادیزاده درباره آغاز همکاری خود با پروژه «کوچ» توضیح میدهد که این پیشنهاد نتیجه یک شناخت حرفهای پیشین بوده است. محمد اسفندیاری، کارگردان فیلم، در جریان همکاری در یک سریال تلویزیونی بازی او را دیده و همین مشاهده مستقیم، زمینه گفتوگوی اولیه برای حضور در یک پروژه سینمایی را فراهم کرده است. این ارتباط حرفهای، نشاندهنده نقش اعتماد متقابل میان کارگردان و بازیگر در شکلگیری آثار جدی سینمایی است؛ اعتمادی که نه بر اساس شهرت مقطعی، بلکه بر پایه کارنامه و تجربه بازیگری بنا شده است.
سابقه بازیگری و تاثیر آن در انتخاب نقش
مرادیزاده پیشتر در آثاری چون «شیار ۱۴۳» حضور داشته و همین تجربهها به شناخت عمیقتر کارگردان از تواناییهای او انجامیده است. به گفته این بازیگر، اسفندیاری بازی او را در چند نقش متفاوت دنبال کرده و همین پیوستگی در ارزیابی، مسیر انتخاب او برای نقش مادربزرگ حاج قاسم را هموار کرده است. این روند، نمونهای از انتخاب آگاهانه بازیگر برای نقشی حساس است؛ نقشی که نیازمند توان انتقال احساسات عمیق بدون اغراق و با تکیه بر سکوت، نگاه و زبان بدن است.
انتخاب نقش مادربزرگ حاج قاسم سلیمانی
نقش مادربزرگ در فیلم «کوچ» از جمله نقشهایی بوده که بازیگران متعددی برای آن تست دادهاند و گزینههای مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است. مرادیزاده توضیح میدهد که انتخاب نهایی، حاصل مشورتهای متعدد و تحقیق درباره ویژگیهای شخصیتی این چهره خانوادگی بوده است. مادربزرگ حاج قاسم، نهتنها یک شخصیت فرعی، بلکه یکی از ستونهای عاطفی روایت به شمار میرود که شکلگیری شخصیت کودکانه قاسم، در سایه مهر و همراهی او معنا پیدا میکند.
بازنمایی شخصیتی با شرایط خاص
یکی از چالشهای اصلی این نقش، نابینایی مادربزرگ حاج قاسم بوده است. مرادیزاده از ابتدا آگاه بوده که این شخصیت با شرایط جسمی خاصی زندگی میکرده و همین موضوع، ظرافتهای بازیگری ویژهای را طلب میکرده است. بازنمایی نابینایی، بدون تبدیل آن به عنصر نمایشی اغراقآمیز، نیازمند درک درست از محدودیتها و توانمندیهای چنین شخصیتی است؛ امری که در «کوچ» تلاش شده با رویکردی واقعگرایانه به تصویر کشیده شود.
پیوند بومی و شناخت فرهنگی
زهرا مرادیزاده اهل کرمان است و همین تعلق جغرافیایی، به گفته خودش، شناخت نسبی او از فضا، لهجه و فرهنگ منطقه را افزایش داده است. این شناخت بومی، به بازی او عمق بیشتری بخشیده و امکان نزدیک شدن به زیست واقعی خانواده حاج قاسم سلیمانی را فراهم کرده است. در سینمایی که گاه از بازنمایی دقیق اقلیمها فاصله میگیرد، چنین پیوندی میان بازیگر و محیط داستان، میتواند به اصالت اثر کمک شایانی کند.
ارتباط با خانواده شهید سلیمانی در روند تولید
در جریان تحقیقات پیشتولید، گروه سازنده فیلم درباره خانواده حاج قاسم سلیمانی پرسوجو کرده و اطلاعات خود را تکمیل کردهاند. به گفته مرادیزاده، زینب سلیمانی نیز در جریان کار قرار داشته و همین ارتباط، حساسیت پروژه را دوچندان کرده است. حضور غیرمستقیم خانواده شهید در روند تولید، مسئولیت عوامل را برای وفاداری به واقعیت تاریخی و عاطفی روایت افزایش داده و مانع از نگاه سطحی به شخصیتها شده است.
نخستین تجربه سینمایی از کودکی حاج قاسم
مرادیزاده با رضایت کامل از حضور در «کوچ» یاد میکند و معتقد است که این فیلم، نخستین تجربه جدی در به تصویر کشیدن مقطع کودکی حاج قاسم سلیمانی و فضای زندگی خانوادگی اوست. پرداختن به این دوره، امکان شناخت ریشههای اخلاقی و عاطفی شخصیتی را فراهم میکند که بعدها به یکی از برجستهترین چهرههای مقاومت تبدیل شد. «کوچ» از این منظر، نهتنها یک فیلم داستانی، بلکه روایتی تکمیلی از تاریخ شفاهی معاصر محسوب میشود.
تاثیر عاطفی نقش بر بازیگر
این بازیگر از تاثیر عمیق احساسی فیلم بر خودش سخن میگوید و تأکید میکند که بغض برخی صحنهها هنوز هم با او باقی مانده است. بهویژه صحنه جدایی قاسم کودک از مادربزرگش، که یکی از نقاط اوج احساسی فیلم به شمار میرود. وابستگی عمیق میان این دو شخصیت، بهگونهای روایت شده که مخاطب میتواند آن را از درون احساس کند و نه صرفاً بهعنوان یک اتفاق داستانی ببیند.
پیوندهای شخصی و تجربه زیسته
مرادیزاده در بخش پایانی صحبتهای خود به نکتهای شخصی اشاره میکند که به جذابیت همکاری او با این پروژه افزوده است. او خانواده حاج قاسم سلیمانی را از نزدیک میشناخته و همسرش نیز در دوران سربازی، هجده ماه در سوسنگرد با سردار سلیمانی همدوره بوده است. این پیوندهای شخصی، تجربه حضور در «کوچ» را برای او به امری فراتر از یک نقش سینمایی تبدیل کرده و بار عاطفی مسئولیت را افزایش داده است.
جمعبندی
فیلم سینمایی «کوچ» با تمرکز بر سالهای کودکی و نوجوانی سردار شهید حاج قاسم سلیمانی، تلاشی است برای بازخوانی ریشههای شخصیتی یکی از مهمترین چهرههای تاریخ معاصر ایران. حضور زهرا مرادیزاده در نقش مادربزرگ، بهعنوان محور عاطفی روایت، نشان میدهد که انتخاب آگاهانه بازیگر و اتکا به شناخت فرهنگی و زیسته، چگونه میتواند به باورپذیری و تاثیرگذاری اثر کمک کند. «کوچ» در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، نهتنها یک اثر سینمایی، بلکه دریچهای تازه برای نگاه انسانیتر به زندگی قهرمانان ملی است؛ نگاهی که از دل خانواده و کودکی آغاز میشود و به فهم عمیقتری از مسیر زندگی آنان میانجامد.






