فیلمی متفاوت که صنعت را به قلب درام میبرد
فیلم سینمایی «جهان مبهم هاتف» از جمله آثاری است که تلاش میکند مسیر متفاوتی را در سینمای ایران طی کند؛ مسیری که نه بر پایه کلیشههای رایج گیشهپسند، بلکه بر اساس روایت تحلیلی از شخصیت، صنعت و مناسبات پنهان قدرت بنا شده است. این فیلم با انتخاب زاویه دیدی خاص و تمرکز بر جهان ذهنی قهرمانش، مخاطب را به دل داستانی میبرد که در لایههای زیرین خود، حرفهای جدیتری درباره نبوغ، ریسکپذیری و مواجهه با ساختارهای پیچیده اقتصادی و صنعتی دارد.
روایت از زاویه دید هاتف و شکلگیری یک جهان شخصی
هاتف با بازی آرمین رحمیان، نهتنها شخصیت اصلی فیلم بلکه راوی نریشنهای آن نیز هست و همین انتخاب، نقش تعیینکنندهای در شکلگیری روایت دارد. داستان از همان ابتدا از منظر ذهنی شخصیتی روایت میشود که خود را فردی خودسر، نترس و اهل ریسک معرفی میکند. فیلمساز با هوشمندی، این ویژگیها را صرفاً در حد گفتار باقی نمیگذارد و در همان دقایق ابتدایی، از طریق یک ماجرای دانشگاهی، مخاطب را با مختصات رفتاری هاتف آشنا میکند. این معرفی سریع و مؤثر سبب میشود تماشاگر خیلی زود به شناختی نسبی از شخصیت برسد و بتواند با او همراه شود.
شناختی که از هاتف به دست میآید، ایستا نیست و به مرور زمان و در بستر تعامل او با سایر شخصیتهای اصلی و فرعی تکمیل میشود. جهان ذهنی هاتف، جهانی مبهم و چندلایه است؛ جهانی که در آن، جسارت با تردید، آرمانخواهی با منفعتطلبی و دوستی با رقابت درهم تنیده شدهاند. همین ابهام، مهمترین نقطه قوت شخصیتپردازی فیلم به شمار میرود و باعث میشود قهرمان داستان، چهرهای تکبعدی و قابل پیشبینی نداشته باشد.
جهان؛ نابغهای بیرون از کلاس درس
در کنار هاتف، شخصیت جهان با بازی کیوان ساکتاف، ستون دوم روایت را شکل میدهد. جهان دانشجوی اخراجی رشته الکترونیک است؛ جوانی که از فضای رسمی و حوصلهسربر کلاسهای دانشگاه گریزان است اما در عمل، نبوغی کمنظیر در امور فنی دارد. فیلم با ترسیم این تضاد، به یکی از مسائل مهم نظام آموزشی و صنعتی کشور اشاره میکند؛ فاصله میان استعدادهای واقعی و ساختارهای رسمی.
جهان در بسیاری از سکانسها نهتنها همراه هاتف، بلکه گاه قهرمان اصلی روایت میشود. او کسی است که پای هاتف را به صنعت نیروگاهی باز میکند و در واقع، پلی میان جهان پرریسک جوانان و ساختار عظیم و پیچیده صنعت میسازد. حضوری که به فیلم امکان میدهد از سطح یک درام شخصی فراتر رود و به حوزهای کلانتر وارد شود؛ حوزهای که در آن، منافع اقتصادی، رقابتهای پنهان و تصمیمهای سرنوشتساز رقم میخورند.
صنعت بهعنوان لوکیشن و شخصیت
«جهان مبهم هاتف» از معدود فیلمهای سالهای اخیر سینمای ایران است که جسارت بردن دوربین به لوکیشنهای صنعتی را دارد. نیروگاهها و فضاهای فنی، نه بهعنوان پسزمینهای خنثی، بلکه بهمثابه بخشی از هویت فیلم حضور دارند. این لوکیشنها اگرچه در نگاه نخست ممکن است برای مخاطب عام جذاب به نظر نرسند، اما بکر بودن و کمتر دیدهشدنشان، به فیلم هویتی تازه میبخشد.
فیلم از سکانس افتتاحیه تا پایانبندی، پیوند خود را با این فضاها حفظ میکند و بهتدریج نشان میدهد که صنعت، تنها محل کار یا پیشرفت نیست، بلکه میدان تقابل شخصیتها، آرزوها و دسیسههاست. این انتخاب هوشمندانه، «جهان مبهم هاتف» را از بسیاری آثار همدورهاش متمایز میکند و آن را در رده فیلمهای دغدغهمند قرار میدهد.
کوشکی؛ ضدقهرمانی در سایه رقابت
در سوی دیگر ماجرا، شخصیت کوشکی با بازی لیلا زارع قرار دارد؛ ضدقهرمان اصلی فیلم که از پرده اول تا سوم، در برابر قهرمانان میایستد. کوشکی نماینده جبههای است که منافع شخصی و رقابتهای بیامان را بر هر ارزش دیگری ترجیح میدهد. حضور او، تقابل سنتی خیر و شر را به شکلی امروزی بازتعریف میکند و نشان میدهد که مرز میان این دو، همیشه شفاف و روشن نیست.
رقابت میان کوشکی و شخصیتهای اصلی، زمانی به اوج میرسد که ضلع سوم این مثلث وارد میدان میشود؛ شخصیتی که تعادل قوا را بر هم میزند و لایهای تازه به درام میافزاید.
کامران درحی؛ چهره آشنای سوداگر
کامران درحی با بازی رضا کیانیان، یکی از جذابترین و در عین حال آشناترین تیپهای شخصیتی فیلم است. او نمونهای از افرادی است که در دنیای واقعی صنعت و تجارت به وفور یافت میشوند؛ کسانی که با زیرکی ذاتی و روابط فراسازمانی، وارد شرکتها و مؤسسات میشوند، ظاهری موجه و ظاهرالصلاح دارند اما در نهایت، همه چیز را در سود مادی خلاصه میکنند.
این شخصیت در بزنگاههای داستان، ماهیت واقعی خود را آشکار میسازد و نقش مهمی در پیشبرد درام دارد. بازی رضا کیانیان در این نقش، یکی از نقاط قوت اصلی فیلم است و میتوان آن را از مهمترین نقشآفرینیهای چند سال اخیر او دانست؛ نقشی که با ظرافت و کنترلشده اجرا شده و از اغراقهای رایج فاصله دارد.
هدایت بازیگران و جسارت کارگردان
در کنار کیانیان، آرمین رحمیان، کیوان ساکتاف و لیلا زارع نیز از پس نقشهای خود بهخوبی برآمدهاند. این هماهنگی در بازیها، نشاندهنده هدایت درست مجید رستگار در نخستین تجربه کارگردانیاش است. رستگار با انتخاب فیلمنامهای که توسط امید محمدزاده، عمادالدین ولیزاده و سینا رازقی نوشته شده، نشان میدهد که بیش از آنکه به فکر موفقیت تجاری باشد، دغدغه ارائه روایتی متفاوت و جسورانه را دارد.
پایانبندی متفاوت و ارزش افزوده فیلم
یکی از نکات قابل توجه «جهان مبهم هاتف»، پایانبندی آن است که برخلاف انتظار مخاطب رقم میخورد و از افتادن فیلم به دام کلیشههای مرسوم جلوگیری میکند. افزودهشدن نوشتار پایانی که به اقتباسی بودن اثر و سرنوشت متفاوت قهرمانان در دنیای واقعی اشاره دارد، بُعدی مستندگونه به فیلم میبخشد و ارزش آن را دوچندان میکند.
جمعبندی
«جهان مبهم هاتف» فیلمی است که با تکیه بر شخصیتپردازی دقیق، انتخاب جسورانه لوکیشنهای صنعتی و پرداختن به مناسبات پنهان قدرت و منفعت، مسیری متفاوت در سینمای ایران میپیماید. این اثر نشان میدهد که سینما همچنان میتواند روایتگر نبوغ و بلوغ جوانان و نخبگان کشور باشد و در عین حال، از کلیشههای رایج فاصله بگیرد. موفقیت نسبی فیلم در ایجاد تعادل میان درام، تحلیل اجتماعی و جذابیت بصری، امیدواری برای تداوم ساخت چنین آثاری را در سینمای ایران زنده نگه میدارد.






